منظور از مصرع دوم بیت زیر چیست؟
بزد گرز و آورد کتفش به درد
بپیچید و درد از دلیری بخورد
✏ «فردوسی»
درد را نوش جان کرد
درد را به روی خودش نیاورد
دلیری به او ضربه زد
از درد به خود پیچید
٣ پاسخ
درود بر شما🌺
در این بخش شاهنامه که پدر و پسر مقابل هم قرار گرفتند، طبق بیان فردوسی عزیز، رستم اگر دست به سنگ خارا می برد آن را از جا میکند و به دور می افکند، کمربند سهراب را گرفت تا او را از زین بردارد و بر زمین افکند، استقامت سهراب چنان بود که گویی هیچ دستی میان او را نمی فشارد، دست رستم از هنرنمایی بازماند، ناگزیر کمربند او را رها کرد. هر دو از جنگ و حمله سیر و فرسوده شدند. سهراب دیگربار گرز از پیش زین برکشید و با قوت تمام بر رستم کوفت و کتف او را آزرده ساخت. رستم به خود پیچید اما به دلیری تحمل درد کرد. سهراب بر او خنده زد و به طعن گفت: تاب ضرب دلیران نداری، بر تو دلم رحم می آورد، هر چند قامت بلند داری، اما سالخورده پیری و پیر که بخواهد کار جوانان کند از نادانی اوست.
دگر باره سهراب گرز گران
ز زین برکشید و بیفشارد ران
بزد گرز و آورد کتفش به درد
بپیچید و درد از دلیری بخورد
بخندید سهراب و گفت ای سوار
به زخم دلیران نه ای پایدار
اما... بپیچید و درد از دلیری بخورد.. را اگر به نثر تبدیل کنیم میشه: رستم از درد به خودش پیچید ولی درد را فرو خورد و به روی مبارک خویش نیاورد.
سپاسمند🙏
معنی درد خوردن یعنی تحمل کردن درد و بین گزینه ها به روی خودش نیاورد جواب است