واژه های زیر را با ذکر مثال معنی کنید
می لندید
گندناک
سرب گون
تیماح سرخ
انقاس گون
٢ پاسخ
درود بر همگان
واژه می لندید که همان "لندلند کردن" است به چم "غر غر کردن " و "زیر لب سخن از روی ناخوشی گفتند" است ، واژه لندلند کردن هم چم با "ژکیدن" هم هست
نمونه : روباه چنان بر دمش می لندید که چرا سخن بر راستگویی خویش نمیکند. (من نمونه های که می آورم را خودم مینویسم برای همین یک نمونه دوم هم مینویسم اگر متن خویش چم را به درستی بجا نمی آورد)
نمونه دیگر : و پیوتر پترویچ که بار دیگر می لندید همان جا و همان دم به خودش. . . (جنایت و مکافات)
واژه گندناک که از "گند" + "ناک" ساخته شده است واژه "گَند " به چم "بد بو" ، "رمبیدن چیزی" است مانند "آن میوه گَندیده است" و پسوند "ناک" گمان میکنم یک پسوند "زابیدن" است (دارا بودن چیزی ، برخورداری ، پُر بودن چیزی (مانند آتشناک = پر از آتش ) " پس میتوانیم بگویید واژه "گندناک" به چم "کسی که پلید است ، چیزی که پلید است ، یا بدبو و فاسد است"
نمونه : آن دیو سترگ گندناک فرمانروای هوا و آسمان آن دیو ترسناک ، زیر دستان پهلوان جان میدهد.
نمونه دیگر : حریصانه هوای گندناک غبارآلود شهر آلوده را فرو برد. (جنایت و مکافات)
واژه سرب گون که از "سرب" + "گون" ساخته شده است پسوند "گون" به چم "مانندی" ، "هم چهره" است واژه "سرب" از واژگان پهلوی «سرپین » (دهخدا) آمده است
واژه "سرب گون" به چم "مانند سرب" است گرچه در نوشتار ها چم "سنگینی" هم میدهد چرا که سرب از ایخشت (فلز) سنگین به شمار میرود چنین چم هم میدهد به باور من میتواند چم "نرم" هم بدهد چرا که سرب بسیار نرم است.
نمونه : ایخشت هایی بر دهار دیدِ میشد از دور سرب گون.
نمونه دیگر : اندکی بعد خوابی عمیق و سرب گون 'همچون وزنه ای سنگین بر او غلبه کرد. (جنایت و مکافات)
واژه تیماج سرخ که گمان میکنم یک لغزش نوشتاری پدید آمده و "تیماح" نوشته شده است واژه تیماج که در دهخدا نوشته شده است واژه ترکی است (تیماج . (اِ) چرم بودار که آن را بلغار و ادیم نیز گویند و این لفظ ترکی است) که به چم و جایگزین پارسی آن "چرم" ، "چرم دارای بو خوب" است و واژه "سرخ" که واژه ای پارسی است و همتای واژه "قرمز" است به چم "برنگ خون" است
پس واژه "تیماج سرخ" به چم" چرمی به رنگ سرخ" ، "چرم قرمز" ، "چرم سرخ" است
نمونه : پاپوشی زیبا و دلربا سروده ای از چرم سرخ(تیماج سرخ).
نمونه دیگر:با دری قوسی و آستری از تیماج سرخ (جنایت و مکافات)
واژه انقاس گون که از "انقاس" + "گون" ساخته شده است که واژه "انقاس" واژه ای عربی است همادِ "نقس" عربی است واژه"نقس" به چم" سیاهی ، دودی" است و انقاس به چم "سیاهی ها" است
انقاس گون به چم "مانند سیاهی ها " به گمان من یکی از چمار آن این است که "بدی" ، " چگونگی ناگوار" را بازگو کند یا چیزی که بسیار به رنگ سیاهی رفته است.
جایگزین پارسی آن میتواند چنین باشد : سیاه گون
نمونه : آن درخت در آغوش گرمای آتش اندوهگین است لانه های پرندگان زیبا ای که به انقاس گون(سیاه گون) دگرگون شده اند.
نمونه دیگر :
ریخته رنجور یکی طاس خون
گشته ز سر تا قدم انقاس گون.(نظامی)
پیروز باشید و پایدار ، بدرود.
می لندید=
غر می زد
غرغر می کرد
غرولند می کرد
و پیوتر پترویچ که بار دیگر می لندید همان جا و همان دم به خودش. . .
جنایت و مکافات
داستایوفسکی
گندناک=
گند و متعفن
آغشته به پلیدی
حریصانه هوای گندناک غبارآلود شهر آلوده را فرو برد.
جنایت و مکافات
داستایوفسکی
ترجمه احد علیقلیان
سرب گون=
مانند سرب
سنگین
اندکی بعد خوابی عمیق و سرب گون 'همچون وزنه ای سنگین بر او غلبه کرد.
جنایت و مکافات
تیماج سرخ=
چرم قرمز
با دری قوسی و آستری از تیماج سرخ
جنایت و مکافات
انقاس گون= مانند دوات مرکب سیاه وتیره
ریخته بیمار یکی تشت خون
گشته ز سر تا قدم انقاس گون