پرسش خود را بپرسید

معادل کلمات زیر را لا ذکر مثال بنویسید

تاریخ
١ روز پیش
بازدید
٢١

برگاشت
خماند
نوازیدن
تیزویر
پئی

٣٠,٢١٣
طلایی
٦
نقره‌ای
٩٥٩
برنزی
١,٨١٥

٢ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

برگاشت=
برگشتن
برگردانیدن
واپس رفتن
باز جای شدن
فرستاده بشنید گفتار اوی
زمین را ببوسید و برگاشت روی
خماند= 
خم  کند
خمیده کند
خماند شما را هم این روزگار
نماند برین گونه بس پایدار
نوازیدن= 
نواختن
به کام رساندن
برخوردار کردن
نوازش نمودن
بدان کو به سال از شما کهترست
نوازیدن کهتر اندر خورست
تیزویر = 
تیز رای
تیز هوش
باهوش
زرنگ
زیرک
با ذکاوت
گزیدند پس موبدی تیزویر
سخن گوی و بینادل و یادگیر
پئی= 
پایی
جای پایی
ببارید چون ژاله ز ابر سیاه
پئی را نبد بر زمین جایگاه

٤٥,٠٤٣
طلایی
٢٥
نقره‌ای
٤٥٥
برنزی
٥٩٧
تاریخ
١٦ ساعت پیش

درود بر شما
آفرین

درود بر  همگان ، 
واژه بَرگاشت / برگاشتن این واژه از: بر + گاشتن (گشتن)   می آید  به چم "برگشتن ،  رو برگردانند "  است 
نمونه : 
چون فرزانگان دیدند که خِرَد از میان مردمان برگاشت و جای آن را شتاب و هیاهو گرفت
واژه خماند   به چم  "خم کردن" - "خمیده کردن"  - "تاکردن" که از "خم" + "اند" ساخته شده است  که پسوند "اند" در پارسی به چم "دارا " بودن چیزی است مانند "هنرمند" = دارای هنر
پس واژه "خماند" به چم "دارای خم " است که چم "خمیده" و "خم شده" را میدهد
نمونه : 
بدان سان که بوده نمانده همی
برو گردکان می خماند همی. (فردوسی)
واژه "نوازیدن" به چم  "نوازش کردن"  - "نواختن"  که از "نواز" + "یـدن" میآید
نمونه : 
مرا از نوازیدن چنگ خویش
نوازشگری کس به آهنگ خویش (نظامی)
واژه  تیزویر  این واژه به چم "تیزهوش" - "باهوش" است از "تیز" + "ویر" ساخته شده است که "ویر" چم های گوناگونی دارد مانندِ  "یادمان" - "هوش"  - "یادگیری" است 
نمونه : 
بفرمود تا پیش او شد دبیر
همان راهبر موبد تیزویر.(فردوسی)
و 
او چنان بود تیزبیر که چشمان باز  برای او شاگرد و او دبیر
واژه  پئی یا پیی  کوته شده واژه "پایی" است  
نمونه : 
ببارید چون ژاله ز ابر سیاه
پئی را نبد بر زمین جایگاه(فردوسی)
پیروز باشید ، بدرود.
 

تاریخ
٢٣ ساعت پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ شما