کدام ویژگی در شعر فارسی لازم است؟
کدام ویژگی در شعر فارسی لازم است؟
۱- ساختار منظم زبانی، و ردّ قواعد دستوری، رد قواعد نهاد، گذاره، مفعول و متمم.
۲- داشتن شور جنون و ایجاز، فشردگی در زبان و معنا.
۳- گرهخوردگی عاطفه و تخيّل و داشتن شکلی آهنگين.
۴- وجود عاطفه و احساس و گریز از عقل و منطق.
۵- بکار گیری تشبیهات و استعارات، و تشبیه و مبالغه.
۶- دوری از عقل و منطق، استفاده از مجاز و زبان کنایی.
۷- وجود ایجاز صوری و معنایی، ابهام و عناصر بدیع.
نه بگویمت که مهری، نه بخوانمت که ماهی
که حقیقت تو ناید به عقول ما کماهی
ز منِ بلا کشیده ز چه رو دلت رمیده
که نمی کنی تو گاهی به من گدا نگاهی
٧ پاسخ
درود
شعر فارسی زمانی شکل میگیرد که عاطفه، تخیل و موسیقی زبان در هم بیامیزند؛ استعاره ، ایجاز و ابهام نیز به آن زیبایی و عمق میبخشند. بنابراین شعر تنها با شور و احساس یا تنها با ساختار زبانی ساخته نمیشود، بلکه با ترکیب این عناصر به تجربهای هنری بدل میگردد. البته به زعم من، این چنینه، شاید صاحب نظران پاسخ من را رد و یا بر آن مطالبی بیفزایند و خب شاید نیاز به ویرایشه، و ...
نظامی شاعری است که در داستانها برای توصیف رفتار و اعمال شخصیتهای داستان از زبان تصویری سود میجوید و با تخیل شاعری آنها را بازسازی میکند. او نه فقط بر ابزار زبانی شاعرانۀ روزگار خویش به چیره دستی مسلط بوده است، بلکه از آن فراتر، این زبان را به نحوی استادانه درک کرده و قادر بوده است، این ابزار بیانی را اساسا در ترسیم محتوای درونی شعر خود به کار گیرد. نظامی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع معانی و مضامین نو و دلپسند و تصویر جزئیات با نیروی تخیل و دقت در وصف مناظر و توصیف طبیعت و اشخاص و به کار بردن تشبیهات و استعارات مطبوع و دلپذیر، در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته است. نظامی از شاعرانی است که به علوم و دانشهای رایج زمانۀ خود آگاهی و تبحر داشته است و در اشعارش گاهی مضامین علمی و فلسفی و فقهی دیده میشود و از این علوم خود تا توانسته است در اشعارش استفاده کرده است.
بانو شاعره حجابی: تذكره جواهر العجايب مینویسد: دختر سپهر فضل و کمال یعنی بدرالدین هلالی است. و اشاره کرده که لطافت طبعش را از آثارش میتوان دریافت و این غزل از او است:
بهار و سبزه و گل خوش بروی جانانست
وگرنه هر يك از این جمله آفت جانست
به غنچه مهر چه بندد ز گل چه بگشاید
دلی که خون شد از خار خار هجرانست
مران بخاریم ای باغبان ز گلشن خویش
که پنج روز دگر گل بخاك يك سانست
حدیث زلف دلاویز آن نگار امشب
ز من مپرس که بس خاطرم پریشانست
مگوی شعر حجابی که نزد سیم بران
هزار بیت و غزل پیش حبه یکسانست
تذكرة الخواتین نیز او را دختر هلالی استرآبادی معرفی کرده و تذکره خطی عرفات که منحصراً در کتابخانه ملك موجود است دربارۀ این زن با نقل غزل مینویسد: بدر سپهر صاحب کمالی دختر بدرالدین هلالی بغایت خوش طبیعت و عالی فطرت بوده در وقت شهادت پدر فرمود:
این قطره خون چیست بروی تو هلالی
گویا که دل از غصه بروی تو دویده
و از قول تذكرة النساء يادآور میشود لطیف طبع بوده و حجابی تخلص میکرده و این مطلع را نیز از او آورده:
از عدم سوی وجودم چوروان ساخته اند
هدف ناوك مژگان بتان ساخته اند
حجابی (تذكرۀ عرفات که نویسنده آن معاصر شاه عباس کبیر بوده مینویسد: مولانا حجابی مولد و منشاء وی جرفاذقان است خوش طبع و خوش کلام و دو سه حجابی دیگر بوده و هستند و این شعر او راست، و شعر بالا را بنام حجابی که او را مولانا خوانده و پیداست که مرد بوده ضبط کرده است) یکی دیگر از بانوان گوینده است که تذکرة الخواتین وی را اهل گلپایگان و دارای زیبائی منظر و طبع لطیف معرفی مینماید و این بیت را که اثر طبع اوست ضبط نموده
حفظ ناموس تو شد مانع رسوائی من
ورنه مجنون تو رسواتر از این میبایست.
شعر خوب، شعری است که حاوی معنای تازه و زیبایی باشد و این معنی در مناسب ترین و زیباترین قالب بیان ریخته شده باشد. همین که معنی به قالب درآمد، طبعاً تابع قیودی است. شرط اصلی در این قیود آن است که قواعد و حدود آنها برای شنونده قابل ادراک باشد.
پرویز ناتل خانلری گفته: اگر کسی شعری بی وزن بگوید و معنی و مقصود را آنچنان که باید زیبا و دلکش و تمام جلوه بدهد ، به گمانم بر کار او ایرادی نمیتوان کرد.
تعبیر اخوان هم جالب توجه است:
شعر محصول بی تابی آدمی است در لحظاتی که شعور نبوت بر او پرتو انداخته است. حاصل بی تابی در لحظاتی که آدم در هالهای از شعور نبوت قرار گرفته است. شاعر بی هیچ شک و شبهه طبعاً و بالفطره باید به نوعی، دیوانه و زندگی غیر معمول داشته باشد و این زندگی های احمقانه و عادی که غالبا ما داریم، زندگی شعری نیست. باید همه ی عمر، هستی، هوش، همت، خانمان و خلاصه تمام بود و نبود وجود را بخشید/ مهدی اخوان ثالث
نظر زرین کوب:
شعر دارای ماده و صورتی است. ماده ی آن معنا و مضمونی است که اساس آن را تشکیل میدهد و صورت آن وزن و آهنگی است که شعر را از انواع دیگر سخن جدا میسازد و ترکیب این دو را شعر می نامند/ عبدالحسین زرین کوب
نَثر یا چانه در ادبیات به سخنی میگویند که به رعایت وزن و قافیه پایبند نیست، و برخلاف نظم به سبک گفتاری روزمرّه نزدیکتر است. کاربرد نثر بیشتر در توضیح واقعیات و بحث در مورد اندیشهها و نظرات است. در رسانهها، فیلمها، فلسفه، نمایشنامه، تاریخ، زندگینامه، نامهنگاری، مقالهنویسی نشریات و دانشنامهها بیشتر از نثر بهره میگیرند. در یکی از رایجترین طبقهبندی متنهای ادبی، متنها را به دو گونهٔ اصلی شعر و نثر تقسیم میکنند.
تعریف: نثر به آثار ادبی گفته میشود که بدون رعایت وزن و قافیه نوشته میشوند. نثر میتواند شامل نثر داستانی، نثر علمی و نثر ادبی باشد.
آزادی بیان: در نثر، نویسنده آزادی بیشتری در انتخاب واژهها و ساختار جملات دارد. این آزادی به ایجاد تنوع در سبکهای نوشتاری کمک میکند.
وضوح و سادگی: نثر بطور معمول با هدف وضوح و رساندن پیام به خواننده نوشته میشود. جملات معمولاً باید ساده، واضح و سادهفهم باشند.
پیام: در نثر، تمرکز بیشتر بر انتقال پیام، مفهوم یا داستان است تا تفنن ادبی، اگرچه نثر ادبی نیز میتواند از زیباییهای زبانی برخوردار باشد.
نتیجهگیری
فرق اساسی: اصلیترین فرق بین نظم و نثر در این است که نظم بصورت موزون و قافیهدار است، در حالی که نثر بصورت آزاد و غیر موزون نوشته میشود.
کاربرد: انتخاب یکی از این دو شکل بستگی به موضوع، هدف ارتباط و احساس نویسنده و شاعر دارد.
دختر ایرانی
غنچه ای زين شاخه، ما را زيب دست و دامن است همتی، ای خواهران، تا فرصت كوشيدن است
پستی نسوان ايران، جمله از بی دانشی است
مرد يا زن، برتری و رتبت از دانستن است
زين چراغ معرفت كامروز اندر دست ماست
شاهراه سعی و اقليم سعادت، روشن است
به كه هر دختر بداند قدر علم آموختن
تا نگويد كس، پسر هشيار و دختر كودن است
زن ز تحصيل هنر شد شهره در هر كشوری
بر نكرد از ما كسی زين خواب بيدردی سری
از چه نسوان از حقوق خويشتن بی بهره اند؟
نام اين قوم از چه، دور افتاده از هر دفتری؟
دامن مادر، نخست آموزگار كودك است
طفل دانشور، كجا پرورده نادان مادری؟
پروین اعتصامی (رخشنده)
با سلام و احترام
به نظرم گزینه سوم، مناسبتره.
ردّ دستور که جزء لوازم شعر نیست و بدون هیچ منطقی هم شعر درستی نداریم. وجود آرایهها و عناصر بدیع و... هم واجب نیستند، همچنین شور و ....
درود بر شما
جوابتون کمی برام مبهم هست
رد قواعد دستوری یعنی عبور از این قواعد
اوکی؟
الان یعنی قواعد دستوری جزو ملزومات شعر هست؟
یا شاعر می تونه اگه ملزم شد از این قواعد رد بشه؟
البته شعر به طرف احساس گرایش داره، اگر منطق گرا و معنی گرا باشه، از شعر به نثر تبدیل میشه، درست گفتم یا اشتباهه؟
سلام مجدّد
نادیده گرفتن و شکستن قواعد دستوری از ملزومات شعر نیست.
درود، سوال حالت چالش داره. . گزینه این هست: ساختار منظم زبانی، و ردّ قواعد دستوری. . . خب قطعاً از ملزومات هست.
درود بر شما
پس تمامشون ملزومات شعر هستند؟