نویسنده کتاب زرسالاران يهودی و پارسی کیست؟
نویسنده کتاب زرسالاران يهودی و پارسی کیست؟
خسرو معتضد
حسین مسرور
عبدالله شهبازی
حسین توفیقی
ناصر پورپیرار
گلبرگ باشی
علی اصغر مصطفوی
مهدی ایرانی کرمانی
٨ پاسخ
عبدالله شهبازی نویسنده مجموعه
کتاب بوده اند
سلام
بهتره بگی پرفسور گوگل😀
نظام گيلدی: نظام گيلدی در فلورانس از اواخر سده سيزدهم ميلادی است.
اين زمانی است كه طبقه ای جديد از نخبگان از درون هفت گيلد اصلی arti maggiori شهر بوجود آمد. اين هفت گيلد اصلی عبارت بودند از ۱- قضات و محضرداران، ۲- بانكداران و تجار بين المللی، ۳- صرافان و رباخواران، ۴- تجار و توليدكنندگان منسوجات ابريشمی، ۵- پزشكان و داروفروشان، ۶- تجار و توليدكنندگان منسوجات پشمی، ۷- تجار خز. علاوه بر هفت گيلد متنفذ فوق، پنج گيلد كم اهميت تر arti medie نيز وجود داشت: ۱- قصابان، ۲- كفاشان، ۳- فلزكاران، ۴- بنايان و سنگ كار، ۵- سمساران و فروشندگان اجناس دست دوم. حكمرانان شهر، كه فربهان popolo grasso (گردن كلفتها) خوانده ميشدند، از طريق گيلدها نظارتی سخت بر ساير شهروندان اعمال ميكردند. اعضای گيلدها نيز در زير نظارت اكيد رؤسای خود قرار داشتند. معهذا، عضويت در اين ساختار امتياز بزرگی بود كه تنها شهروندان از آن برخوردار بودند. در خارج از گيلدها توده كثيری از افراد فاقد هرگونه حقوق مدنی جای داشتند كه مردم حقير يا كثافتها popolo minuto ناميده ميشدند/ از کتاب زر سالاران یهود، جلد چهارم.
فردوسی در کلام عبدالله شهبازی در جلد سوم کتاب زرسالاران یهود: مقام پادشاه در آغاز در انجمن بزرگان و از طریق بیعت ایشان مشروعیت مییافت. این کارکرد بسیار جدی است تا بدان حد که بزرگان در برخی موارد، نه همیشه، توان آن را داشتند که از صعود پادشاهان ناشایست یا بدکار جلوگیری کنند یا چنین پادشاهانی را در موارد ضروره، و البته نادر، عزل کنند. ذیلاً برخی نمونهها از شاهنامه فردوسی ارائه میگردد: یک مورد کاملاً گویا ماجرای تمرد بزرگان از پادشاهی لهراسب است برغم اینکه او را کیخسرو، پادشاه وقت، نامزد تصدّی این مقام نمود. پس از اینکه کیخسرو در حضور بزرگان تاج بر سر لهراسب نهاد و او را جانشین خود خواند، زال به نمایندگی از سوی انجمن بزرگان ایران اعلام کرد که لهراسب را به پادشاهی نخواهند پذیرفت:
شگفت اندرو مانده ایرانیان
برآشفته هر یک چو شیر ژیان
همی هر کسی در شگفتی بماند
که لهراسب را شاه بایست خواند
ازان انجمن زال بر پای خاست
بگفت آنچ بودش بدل رای راست
چنین گفت کای شهریار بلند
سزد گر کنی خاک را ارجمند
سربخت آن کس پر از خاک باد
روان ورا خاک تریاک باد
که لهراسب را شاه خواند بداد
ز بیداد هرگز نگیریم یاد
خروشی برآمد ز ایرانیان
کزین پس نبندیم شاها میان
نجوییم کس نام در کارزار
چو لهراسب را کی کند شهریار
کیخسرو در مقابل این اعتراض عمومی انجمن ایرانیان میکوشد ایشان را به پادشاهی لهراسب قانع کند. در این تلاش، هیچ نوع تهدید یا حتی اشاره به حقوق فردی مقام سلطنت در نصب پادشاه بعدی دیده نمیشود. به عکس، پادشاه بزرگان را از بیداد علیه نامزد مقام پادشاهی بر حذر میدارد:
چو بشنید خسرو ز دستان سخن
بدو گفت مشتاب و تندی مکن
که هر کس که بیداد گوید همی
بجز دود زآتش نجوید همی
که نپسندد از ما بدی دادگر
نه هر کو بدی کرد بیند گهر
کیخسرو آنگاه از دلایل خود به سود جانشینی لهراسب سخن میگوید و انجمن را به تأیید لهراسب میخواند:
نبیره جهاندار هوشنگ هست
خردمند و بینادل و پاک دست
پی جادوان بگسلاند ز خاک
پدید آورد راه یزدان پاک
زمانه جوان گردد از پند اوی
بدین هم بود پاک فرزند اوی
به شاهی بر او آفرین گسترید
وزین پند و اندرز من مگذرید
و البته پادشاه چنان متنفذ است، یا استدلال او چنان نیرومند است، که میتواند سرانجام انجمن را به پذیرش پادشاهی لهراسب قانع کند/ جلد سوم زرسالاران.
داستان مردخای و استر در دربار خشایارشا تنها یک حادثه تاریخی نیست؛ نمادی است اسطورهای که با روح و فرهنگ الیگارشی یهودی آمیزشی ژرف یافته است. در هر عصر مردخای و استر و خشایارشا را میتوان یافت. زمانیکه داستان بارون جیمز روچیلد، اوژنی مونتیخو و ناپلئون سوم را میخوانیم گویی روح مردخای و استر و خشایارشا را در کالبد این سه شخصیت معاصر زنده مییابیم. پیوند یهودا ناسی با خاندان سوروس در امپراتوری روم، پیوند راو اشی با شاپور دوم ساسانی، پیوند هارون و نتیرا با المعتضد و المقتدر عباسی، پیوند ابنخلیس با خلفای فاطمی، پیوند شموئیل نقید با بادیس بن حبوس، پیوند یوسف فریزوئل با آلفونسوی ششم، پیوند اسحاق آبرابانل با ایزابل و فردیناند، پیوند سعدالدوله با ارغون شاه مغول، پیوند یوسف ناسی با سلطان سلیم عثمانی، پیوند یهودیان ایتالیا با خاندان مدیچی و غیره و غیره خطی است پیوسته و بیگسست از این پیوند/ از کتاب زرسالاران یهود، اثر با ارزش و گرانسنگ عبدالله شهبازی.
پایان جنگ واترلو آغاز یک شعبده بزرگ مالی در لندن است؛ ماجرایی که در فاصلهای کوتاه ثروت ناتان مایر روچیلد را چند برابر کرد و بعنوان یکی از شگفتترین حوادث تاریخ بازار بورس اروپا به ثبت رسید. ناتان روچیلد به شبکه عوامل خود در فرانسه دستور داد سریعاً اخبار را به او منتقل کنند و برای کسی که زودتر از دیگران اخبار جنگ را به او برساند جایزهای تعیین کرد. یکی از عوامل ناتان، بنام روثورث به محض انتشار روزنامه محلی داچ گازته که حاوی آخرین اخبار جنگ واترلو بود، نسخهای از آن تهیه کرد و به سرعت با قایق راهی انگلستان شد و صبح زود ۲۰ ژوئن به لندن رسید. ناتان بلافاصله خبر پیروزی واترلو را به اطلاع دولت انگلستان رسانید. مقامات دولتی با ناباوری به این خبر برخورد کردند زیرا تا این زمان از سوی ولینگتون هیچ اطلاع رسمی به آنان نرسیده بود. (پیک ولینگتون روز بعد وارد لندن شد) ناتان از ساختمان هیئت دولت یکسره به بازار بورس لندن رفت و آرام و خونسرد در محل دائمی خود ایستاد؛ پشت به ستونی که امروزه به عنوان اثری تاریخی به یادگار مانده است. او بیآنکه سخنی بگوید با اشاره به فروش سهام خود پرداخت. وحشت سراسر بورس را فراگرفت. همه تصور میکردند که ناتان از اخبار جنگ واترلو مطلع است و این اقدام او به معنای شکست انگلستان در جنگ بود. با هر اعلام فروش ناتان قیمت سهام به سرعت کاهش مییافت تا به حداقل ممکن رسید. آنگاه ناتان با یک اشاره کوتاه حجم بسیار عظیمی از سهام را خرید؛ چندین برابر آنچه فروخته بود. با رسیدن اخبار پیروزی انگلستان در جنگ واترلو ارزش سهام افزایشی چشمگیر یافت و بدینسان ناتان روچیلد با وارد کردن این شوک سریع و تکاندهنده به بورس لندن در فاصلهای اندک ثروت خود را چند برابر کرد. اطلاع سریع ناتان روچیلد از نتیجه جنگ واترلو و سود هنگفتی که از آن برد برای مردم انگلستان حیرتآور بود و شایعات فراوانی را سبب شد. از جمله شایع شد که ناتان شخصاً در صحنه نبرد واترلو حاضر بوده و پس از شکست ناپلئون خود را به سرعت به لندن رسانیده است. ماجرای فوق از دیرباز مورد توجه مورخین بوده و فرضیاتی را درباره نقش مرموز ناتان روچیلد و ولینگتون سبب شده است. برخی برآنند که ناتان اخبار جنگ واترلو را بگونهای نادرست در لندن انتشار داد و از اینطریق سود سرشار برد. در مقابل، کسانی نیز کوشیدهاند تا ناتان را از اتهام خدعه مالی در ماجرای واترلو تبرئه کنند. جدیترین تلاشی که در این زمینه صورت گرفته از سوی لرد ویکتور روچیلد است در کتابی که درباره زندگی اجدادش نگاشته با عنوان سایه یک مرد بزرگ. پروفسور دیویس، که کتاب خود را در مشاوره با لرد ویکتور روچیلد نگاشته، ماجرای واترلو را کم اهمیت جلوه میدهد و میافزاید: همانگونه که لرد روچیلد کنونی [ویکتور] در یک تکنگاری نشان داده، درباره این ماجرا اغراق شده است. ویرجینیا کاولس سه صفحه از کتاب خود را به بررسی این مسئله اختصاص داده است. او در نهایت ماجرا را به سود روچیلدها فیصله میدهد و اتهام خدعه مالی در ماجرای واترلو را از ساختههای دیرنوائل، نویسنده فرانسوی کتاب روچیلد اول پادشاه یهود میداند. کاولس مدعی است که دیرنوائل متن چاپ نشده این کتاب را به بارون جیمز روچیلد ارائه کرد و برای عدم انتشار آن خواستار حق و حساب شد. روچیلد این درخواست را نپذیرفت و دیرنوائل کتاب خود را منتشر کرد. جیمز روچیلد نیز اطلاعیهای منتشر کرد و هرگونه مشارکت ناتان در ماجرای واترلو را تکذیب نمود و اعلام کرد که هدف دیرنوائل از این جعلیات اخاذی بوده است. این درست است که بارون جیمز روچیلد چنین اتهامی را علیه نویسنده کتاب جنجالی روچیلد اول پادشاه یهود مطرح ساخته، ولی صِرف ادعای بارون روچیلد برای اثبات نادرستی نظر دیرنوائل و نیز رفع اتهام فوق کفایت نمیکند. بهرروی، در بررسی ماجرای واترلو باید به سه نکته توجه نمود: اول، اقدام شگفت ناتان روچیلد در بازار بورس لندن، به شکلی که بیان شد، واقعاً رخ داد و در همان روز (۲۰ ژوئن) خبر آن، بعنوان حادثهای مهم، در مطبوعات انگلیس به چاپ رسید. اگر ناتان روچیلد از پیروزی ولینگتون در جنگ واترلو مطلع نبود چرا با این سرعت و جسارت به خرید مقادیر عظیمی سهام دست زد؟ دوم، چرا ولینگتون خبر بسیار مهم پیروزی در جنگ واترلو را با چنین تأخیری به لندن ارسال داشت؟ سوم، چه کسانی از پخش شایعه دروغ شکست انگلستان در جنگ واترلو، و به تبع آن کاهش شدید ارزش سهام در بازار بورس لندن، سود بردند؟! تعمق در نکات فوق این پرسش را به جد مطرح میسازد: آیا اشاعه اخبار دروغ دال بر شکست ارتش انگلیس در جنگ واترلو و شوک ناشی از آن بر بازار بورس لندن یک شیادی سازمان یافته مالی نبود که با تبانی آرتور ولزلی (دوک ولینگتون) و ناتان روچیلد صورت گرفت و به همین دلیل ولینگتون، فرمانده ارتش انگلیس در واترلو، تعمداً اخبار پیروزی را با تعلل ارسال داشت تا در این فاصله ناتان بتواند کار خود را انجام دهد؟ داستان عملیات مشترک مالی زرسالاران یهودی و الیگارشی مستعمراتی بریتانیا علیه ناپلئون برای طراحان و بازیگران یهودی- انگلیسی آن پایانی مطبوع داشت و تمامی آنان را به سودهای هنگفت رسانید. برخی چون روچیلدها و ولزلیها و هریس سودهای افسانهای بردند و برخی، چون کارمندان دستاندرکار وزارت خزانهداری انگلیس، رشوههای درخور به جیب زدند/ از کتاب زرسالاران یهود، اثری پژوهشی و با ارزش از عبدالله شهبازی.
عبدالله شهبازی نویسنده کتاب مذکور می باشد
درود🌷
از میان گزینههایی که درج فرمودید، تنها عبدالله شهبازی نویسندهی این کتاب است. دیگر افراد مانند ناصر پورپیرار یا خسرو معتضد هرچند، نویسندگان شناختهشدهای هستند، اما آثارشان موضوعات متفاوتی دارد. بنابراین، نویسنده کتاب "زرسالاران یهودی و پارسی" عبدالله شهبازی است.
کتاب «زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران» یک مجموعهی پنج جلدی است که بین سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۳ منتشر شد.
درود🙏
سپاسگذارم از شما
در غرب کتابی بنام قدرت پنهان توسط یک یهودی چاپ شد که اسرار شبکه جهانی پشت پرده یهود رو افشا میکرد، این کتاب فوراً توسط یهود جمع آوری و نویسنده کتاب هم فوراً پخ پخ ترور شد.
این عجیب نیست.
عجیب اینه:
در ایران هم کتابی ۵ جلدی بنام زر سالاران یهود تالیف عبدالله شهبازی چاپ شد، با اینکه این کتاب چندین بار تجدید چاپ شده، فوراً توسط یهود خریداری و جمع آوری شده تا کسی بهش دسترسی نداشته باشه، شما اگه پشت گوش خودتو دیدی، این کتاب رو می بینی، خود چاپخانه گفته هر بار این کتاب رو چاپ کردیم، افراد ناشناسی پیش خرید کردند و اصلا هیچوقت توزیع نشده است، چطوری یهود در ایران به چاپخانه ها تسلط داره که این کتاب بعد از ۱۷ سال هنوز توزیع نشده و نایاب هست؟
از کجا خبر داشتند که نگذاشتن به توزیع برسه؟
چطوریه که کتابی بعد از یکسال از نشر و پخش اون، ما تازه زورکی خبر میشیم؟
سوالم اینه چرا این کتاب هیچوقت توی این ۱۷ سال به دست کسی نرسید؟
آیا کار مشکلیه بفهمیم پیش خرید کنندگان کتاب کیا بودن؟ مگه اینجا کشور خودمون نیست؟
چه حقایقی در این کتاب هست که یهود وحشت داره؟
چرا هنوزم بعد ۱۷ سال، شما در کتابفروشی ها پیداش نمیکنید؟
و خیلی سوالات دیگه.
ولی اینم بگم، اخیراً مولفش، کتاب پی دی اف اون رو، بصورت رایگان در اینترنت گذاشته، سرچ کنید پیدا میکنید، اگر این پنج جلد رو به ترتیب بخونید بهتر میتونید بفهمید مسیر این شبکه چی بوده، توی این کتابها افشاگریهای مستند وجود داره.
سلام محمد جان
شما این کتاب رو خوندید؟
اگر بله، نظرتون رو در موردش بگید🙏