در کدام مصرع واژه ی مرکب وجود دارد ؟
در کدام مصرع واژه ی مرکب وجود دارد ؟
الف) هم صفیر و خدعه مرغان تویی
ب) ای زبان تو بس زبانی مر مرا
ج) مرد غرقه گشته جانی می کند
د) ای دریغا مرغ خوش الحان من
٧ پاسخ
واژه ی مرکب به واژهای گفته می شود که از دو یا چند جزء تشکیل شده باشد.
مصراع ها را بررسی می کنیم:
الف) هم صفیر و خدعه مرغان تویی
- واژه های مرکب مشخص: "مرغان" (مرغ + ان) اما این پسوند است، واژه مرکب نیست.
- کلمات دیگر ساده اند.
ب) ای زبان تو بس زبانی مر مرا
ج) مرد غرقه گشته جانی می کند
د) ای دریغا مرغ خوش الحان من
این عبارت مرکب است، زیرا از دو جزء "خوش" و "الحان" تشکیل شده و به معنای "دارای نغمه های خوش" است.
بنابراین، مصرع د) شامل واژه یا عبارت مرکب است.
در مقطع زمانی زبان آریایی ها متفاوت بوده و شاخه ایرانی و هندی آریایی به زبانهای گوناگون سخن می گفتند ولی حدود ۲۴۰۰ سال پیش از میلاد زبان اقوام آریایی زبان واحدی بوده است. گیرشمن باستان شناس براین باور است که توجه به زبان شناسی و پیوندهای زبانشناسی میان زبان و گویش های ایتالیایی، سلتی، هند و ایرانی وجود دارد که حکایت از مشترکات نژادی و خویشاوندی قومی این مردمان دارد و اروپاییان هم مانند ایرانیان به شبانی و دامپروری مشغول بودند و در فنون رزمی و شیوه های جنگی نیز مشترکات زیادی داشتند. آریاییها ( ایرانی و هندی) دارای ساختار یکسان نبوده و شیوه معیشت آنها با یکدیگر متفاوت بوده است ولی ساختار زبان در ادبیات ایران و هند بطور روشن در آثار دینی قابل شناسایی است. البته گویش های ایرانی هر کدام به تنهایی و به تدریج صورتهای دگرگون شده ای پیدا کردند.
مفهوم پیوستار گویشی Dialect Continuum این مهمترین نکتهای است که در اکثر کتابهای درسی گفته نمیشود. در واقعیت، مرز بین یک زبان و یک گویش وجود ندارد. مثال، اگر شما از یک روستای در شمال کردستان به سمت جنوب حرکت کنید، ممکن است در هر روستا تفاوت کوچکی در حرف زدن ببینید. هیچ لحظهای وجود ندارد که ناگهان بگوییم اینجا دیگر کردی نیست و زبان جدیدی شروع شد. این یک تغییر تدریجی است. بنابراین، وقتی میگوییم کردی شمالی و کردی مرکزی، اینها مرزهای سخت نیستند؛ بلکه ما فقط برای راحتی کار، آنها را در گروههای جداگانه قرار دادهایم. در زبانشناسی مدرن، تأکید بر این است که مرزبندیهای سیاسی (مثل مرز استانها) لزوماً با مرزهای گویشی یکی نیستند. گویشها معمولاً در لبههای جغرافیایی با هم ترکیب میشوند (مثلاً گویشهای ترکیِ مناطقِ کردزبان یا گویشهای کردیِ مناطقِ لرزبان).
در كتابهاى درسی يك نكته ى خيلی مهمّی كه باید توجّه كرد، ایثار، اخلاق و عِرق وطن است، كه ما اگر بتوانيم در كتابهاى درسی مان از زندگی و افكار اسطوره های تاریخی گذشتگان ملی خودمان، فرقی نمیکند، اگر اهل ادب اند از ادبياتشان، اگر اهل نوشتارند، از نوشته هايشان استفاده بكنيم، اینگونه كتابهاى درسى را يك آرايش معنوى بيشترى بخشيده ايم.
واژه خوش الحان مرکب است
جمله چهارم واژه مرکب مرغ خوش الحان من
معادل ابجد: 425
شمارگان هجا:دیگر زبان هاعربیSafireمطالب مرتبطش
حرف صفیر. [ ح َ ف ِ ص َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به حروف صفیره شود.خوش صفیرخوش صفیر. [ خوَش ْ / خُش ْ ص َ ] (ص مرکب ) خوش نغمه . خوش آواز. خوش صدا : حور و قصورصفیرصفیر. [ ص َ ] (ع اِ) بانگ و فریاد مرغان یا عام است . (منتهی الارب ). آواز طائران و اینصفیرصفیر. [ ص َ ] (عبری ، اِ) علامت استهزا و ریشخند است . (حزقیال 27:36، کتاب میکاه 6:صفیرصفیر. [ ص َ] (اِخ ) نام وی شمشاد و از مردم قم است . از اوست :دلم را باز ده پیشصفیر زدنصفیر زدن . [ ص َ زَ دَ ] (مص مرکب ) شخولیدن . سوت زدن . سوت کشیدن . مکاء : چون صفیری
درود بر شما
برای این منظور کافی است به شاهنامه حکیم فردوسی توجه بیشتری نمایند