آرایه های تضاد در کدام یکی از بیت های زیر وجود دارد ؟
آرایه های تضاد در کدام یکی از بیت های زیر وجود دارد ؟
الف) زان پیش که در باغ وصال تو دل من
از داغ فراق تو براسود برفتی
ب) آهنگ به جان من دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی
ج) چون آرزوی تنگ دلان دیر رسیدی
چون دوستی سنگدلان زود برفتی
د) ناگشته من از بند تو آزاد بجستی
ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی
٧ پاسخ
با سلام
گزینه ج
دیر و زود، تنگدلان و سنگدلان
تنگدل چون احساساتی و غمگین است و سنگدل بیاحساس است میتوانند تقابل داشته باشند.
علاوه بر مثنوی، کتاب دیگر مولوی کلیات شمس یا دیوان کبیر یا غزلیات شمس است. که یکی از برجسته ترین آثار شعر عرفانی در قلمرو فرهنگ اسلامی و ادب پارسی به شمار میرود. این کتاب، هم از لحاظ وسعت دامنه تخیل گوینده در زمینههای مختلف فکر، و هم از نظر اشتمال بر معانی و نیز از جهت خصایص ادبی و فنی و از نظر موسیقی شعر نیز در میان آثار ادبی فارسی کاملا ممتاز است. زیرا مولوی در این کتاب بسیاری از سنتهای رایج شعر فارسی را از لحاظ قافیه، ردیف و انتخاب کلمات در موارد متعددی دگرگون کرده است. از نظر وزن، غالب غزلها دارای موسیقی خاصی است، و متناسب با حالات شور و جذبه سراینده است. اهمیت دیگر دیوان کبیر در این است که در معانی غزلهای آن پیوستگی و یکپارچگی بیشتر و انسجام و حسن تعبیر بسیاری دیده میشود، که این وحدت مضمون را در غزلیات استادان دیگر شعر فارسی کمتر میتوان یافت. همچنین از لحاظ کوتاهی و بلندی غزلها یعنی تعداد ابیات غزل، این کتاب با آثار مشابه آن قابل قیاس نیست، چنانکه هم غزل ۳ و ۴ بیتی و هم غزل متجاوز از ۹۰ بیت در آن میتوان یافت، در صورتی که استادان ادب برای حداقل و حداکثر غزل مرزهایی قائل بوده اند (معمولا بین ۶ تا ۱۳ بیت) در این غزلیات مولوی، گاه به خاموش یا خمش و زمانی به خمش کن و در بیشتر موارد به شمس تبریز، شمس تبریزی، و شمس الحق تبریز و گاه صلاح الدین تخلص میکند. از کلیات شمس، چاپهای متعددی، غالبا بصورت منتخب انجام گرفته است. و در آنها مقداری از اشعار شاعران دیگری که شمس تخلص میکرده اند، مانند شمس مغربی و شمس طبسی، نیز وارد شده است. از این منتخبات متعدد، شمس الحقایق تألیف رضاقلی خان هدایت (تبریز، ۱۲۸۰ ق) دقیق تر است. کلیات نیز یکبار در هند چاپ شده اما چاپ دقیق و انتقادی آن (در ده مجلد تهران) به کوشش شادروان استاد بدیع الزمان فروزانفر صورت گرفته. از آثار نثری مولوی فیه ما فیه مشهور است، و آن کتابی است به فارسی بسیار لطیف که حاوی مجالس وعظ او میباشد و بیشتر آنها بصورت پاسخ به سؤالاتی است که از او شده است، و از این روی نظم و ترتیب معینی ندارد. برخی از پژوهشگران فیه مافیه را از مولوی نمیدانند، و آن را منسوب به بهاءالدین احمد معروف به سلطان ولد (۶۲۳ ۷۱۲ ق) پسر مولوی میدانند که پس از فوت پدر ده سال ریاست مولویه را داشته است. و او مؤلف منظومه ای نیز هست بنام ربابنامه که در آن ۱۵۶ شعر ترکی را به نظم آورده و این ابیات از قدیمی ترین نمونۀ شعر جدید ترکی است.
درود. گزینه ج صحیح.
تضاد سنگدلی و دلتنگی
گویش پارسی که در ایران استفاده میشود نوع معیار شناخته میشود، ولی در کشورهای جدا شده از ایران مانند افغانستان و تاجیکستان گویش دَری یا همان پارسی میانه که زبان دربار بوده هنوز استفاده میشود. نوع دیگر گویش، محاوره ای است در جملات اینها را با هم مقایسه میکنیم:
گویش معیار: امروز به دانشگاه رفتم.
گویش در محاوره: امروز رفتم دانشگاه.
گویش دری افغانستان:
امروز به پوهنتون رفتم.
یا: امروز رفتم به پوهنتون.
گویش دری تاجیکستان:
امروز به دانشگاه رفتم.
ولی به خط سیریلیک مینویسند، اینگونه میشود:
имрӯз ба донишгоҳ рафтам.
پس جملهها بسیار شبیهاند؛ اختلاف بیشتر در واژه دانشگاه / پوهنتون، و نوع خط است.
ضرب المثل ها چطوری شکل میگیرن.
برای پختن پلو به مقدار زیاد، از قابلمه بزرگی بنام دیگ استفاده میکنند، و از قاشق های بزرگی بنام کفگیر برای هم زدن و کشیدن پلو استفاده میشود. در زمانهای قدیم که مردم نذر میکردند و غذا می پختن، مردم برای گرفتن غذای نذری صف میکشیدند. از آنجا که جنس کفگیرها فلزی بود وقتی به دیگ میخورد صدا میداد. هنگامی که غذا در حال تمام شدن بود و پلو به انتها میرسید این کفگیر در اثر برخورد به دیگ صدا میداد و آشپزها وقتی که غذا تمام میشد کفگیر را ته دیگ میچرخاندند و با اینکار به بقیه کسانی که در صف بودند خبر میدادند که غذا تمام شده است. کم کم این کار بصورت ضرب المثل در آمد و وقتی کسی از آنها سوال میکرد که غذا چی شد. میگفتند از بدشانسی وقتی به ما رسید کفگیر به ته دیگ خورده بود (یعنی غذا تمام شد) امروزه از این ضرب المثل موقعی استفاده میشود که میخواهند به فردی بگویند دیر رسیده و دیگر مثل قبل توانائی یا ثروت قبلی را ندارد و قادر به کمک کردن به او نیستند.
درود دیر و زود،وصال و فراق، به گمانم پرسش شما تهی از اشکال نیست.
ای دیر به دست آمـده بس زود برفتی
آتش زدی اندر من و چــون دود برفتی
چـــــون آرزوی تنگدلان دیـــر رسیدی
چـــون دوستـی سنگدلان زود برفتی
زان پیش کــه در بــاغ وصال تو دل من
از داغ فـــراق تــــو برآســـــــود برفتی
ناگشتـــه مـــن از بند تو آزاد بجستی
ناکــــرده مــرا وصل تـو خشنود برفتی
آهنگ بــه جـــان من دلسوخته کردی
چون در دل مــن عشق بیفزود برفتی
انوری ابوردی