پرسش خود را بپرسید

این از اشعار رهی معیری را معنی کرده و مفهوم آنرا بیان نمایید

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
٢٩٣

| از آتش سودایت، دارم من و دارد دل
‏داغی که نمی‌بینی، دردی که نمی‌دانی

‏- رهی معیری
 

٦٢,١٢٣
طلایی
٢٤
نقره‌ای
١,١٦٦
برنزی
٢,٥٠٤

٤ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

در بیت اول شعر به جانا اشاره شده و سودای دیدن جانا و جذب به آن را دارد . 

جان ، همان نور درون دل هست . سالک با مراقبه و مشاهده به نور در دل میرسد . حالا باید جذب بشود . اینجا تمامی اشعار و دلدادگی ها را در اشعار سالکان می بینیم.

جانا ( jhana ) ، رودی از جان ها هست که به نامهای گلشن ، گلزار ، رود و ... نیز در اشعار آمده .

شاعر سودای جذب شدن به نور را دارد .

برای درک کد واژگان عرفانی اشعار به 

rahnamaaries.blogfa.com  

مراجعه کنید تا منظور تمامی اشعار را بطور یکدست بفهمید .  

١٠,٣١٦
طلایی
٥
نقره‌ای
٧١
برنزی
١٠٩
تاریخ
١ سال پیش

درود بر شما
بسیار عالی

بادرود جناب دکترمعینی عزیز ما.. 

معنی و برداشت ساده شاگرد شما این است.. 

من و دلم، هر دو   از   آتش عشق و سودای تو میسوزیم..

 داغی بر جان و دل ما نشسته که تو نمیبینیش، و دردی داریم که تو از آن خبر نداری.».. 

 خدانگهدارتون

٥٦,١٨٤
طلایی
٦٢
نقره‌ای
١٤٧
برنزی
٦٥٥
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما
آفرین

من خودم را همیشه محصل میدانم

سودا  اینجا میشه همون  عشق. 

ترکیب تضاد مانند سودا و آتش جالبه . 

در بیت لف و نشر به کار رفته و  فردی که شاعر عاشقش شده بی خبر هست. 

٤٥
طلایی
٠
نقره‌ای
١
برنزی
٠
تاریخ
١ سال پیش

درود بر شما
بسیار عالی

به نوعی در آن لف و نشر وجود دارد 

١٦٨,٦٠٥
طلایی
٢٥٨
نقره‌ای
٤٥٨
برنزی
٨٩٤
تاریخ
١ سال پیش

درود بر شما
بسیار عالی

پاسخ شما