بزن به جاده . یعنی زندگی عادی و خسته کننده رو ول کن و برو یک زندگی جدید رو پیدا کن . برو به سفر ( تجربیات جدید بدست بیار) Slang برو دنبال کارِ خودت دنبالِ کار خودت باش ( از جمع ما برو بیرون و دنبال راه / کار خودت باش)
بهترین روش برای حفظ کردن لغاات چیه من مثل ماهی ام اخه 🥲
هر چقدر به حافظه سپردن در شما ضعیف تر باشه یعنی بیشتر در لحظه هستی یعنی داری با دلت زندگی می کنی یعنی سرشار از شوق زندگی هستی یعنی کودک هستی پس بجای اینکه مثل یک ماشین عمل کنی و حافظه و منطق ...
من قصدِ متوقف شدن ندارم من قصد ندارم کم ببازم من قصدِ شکسته شدن ندارم ترجمه روان چیزی نمیتونه من رو متوقف کنه چیزی نمی تونه من رو بشکونه
آثار صنادید فس فرنگی زنخ زنی مامولم تفیدند بتکادو
درود آثار صنادید: آثار بزرگان و دانشمندان فس فرنگی:زبان فرانسوی (یا فرهنگ و آداب فرانسوی) زنخ زنی: سخن چینی، غیبت کردن مامولم: مامورم، وظیفهام تفیدند: تغذیه کردند، خوردند بتکادو: احتمالاً «بت کدو» یعنی مجسمه یا بت به شکل کدو (یا استعارهای برای چیز بیارزش)
در صفِ ناوردگهِ لشکرش دست علم بود و زبان خنجرش خنجر او ساخته دندان نثار خوش نبود خنجر دندانهدار ✏ «نظامی»
درود. دست علم بود و زبان خنجرش، یعنی در ظاهر، پرچم صلح و دانش در دست داشت، اما در واقع، زبان و تصمیمش مانند خنجر برنده و جنگی بود. خنجر او ساخته دندان نثار، یعنی خنجرش آنقدر تیز و کشنده بود که ...
در صفِ ناوردگهِ لشکرش دست علم بود و زبان خنجرش خنجر او ساخته دندان نثار خوش نبود خنجر دندانهدار ✏ «نظامی»
درود. دست علم بود و زبان خنجرش، یعنی در ظاهر، پرچم صلح و دانش در دست داشت، اما در واقع، زبان و تصمیمش مانند خنجر برنده و جنگی بود. خنجر او ساخته دندان نثار، یعنی خنجرش آنقدر تیز و کشنده بود که ...
درود اگر «چنگ» منظور ساز موسیقی باشد، چنگ یکی از قدیمیترین سازهای زهی ایرانی است که با انگشتان یا مضراب نواخته میشود. این ساز در موسیقی کلاسیک ایرانی و برخی موسیقیهای سنتی آسیای میانه و شرق ...
درود و به معلمانشان.
بشائیم بی تجشم دهای صاحب المصلحه شبهای مقمر مصدقت ملابست اعمال
درود بشائیم : بشنویم، بشنوید (فرم آرشیایی/قدیمی) بیتجشم : بیادب، بیاحترام، بیپروا دهای : دها (کوهها، تپهها) یا دها (دهها، روستاها) صاحب ...
درود نزدیکترین معادل کلمه «کینهای»در انگلیسی، «vengeful» یا «spiteful»است. Vengeful: پر از کینه، انتقامجو Spiteful: بدخوی، کینهتوز اگر منظور شما صفت برای توصیف کسی است که کینه به دل دارد، «grudging» یا «rancorous»هم میتواند مناسب باشد.