پیشنهادهای hossein (١٨٣)
بنای سنگی
با حال
لیمو سنگی
ذینفوذ
با حال
مایع لزج چندش آور
تاکید کردن
دریا دار
معیار دوگانه
مهار کردن
نوشتار
رعایت کردن
جَوسازی
اسفناک
امکان
رو به رو شدن - رو در رو شدن
مهلت
سبک
نامدار
الگو
عالیجناب
طرح ( برنامه )
آرام بخش
تختخواب دیواری
زیانبار
منتفی شدن
ریزبینانه
ریزبین
اهمیت ندادن
شوینده
نیمسال تحصیلی
پُر زرق و برق
بُنیه
مکان
نقشِ پس زمینه
تازه دَم
کارمزد
گاز آشپزخانه
مستاصل ( درمانده )
راحت
خُرد کردن
برجسته
بازچرخانی کردن
بازچرخانی
سد راه شدن
پایه ی پیوند ( باغبانی )
اَمیال
آسیب
نظامی گری
گروه همخوانی
زد و بند کردن ( اعمال نفوذ کردن )
به صراحت گفتن
رویداد پیش بینی نشده
زود رنج
تیم کارشناسان
یعنی
پُر درآمد
مدفن زباله
عطش، مثلا عطش خرید
صنایع دستی کار
نِیِ خیزران ( نوعی گیاه )
واقف ( آگاه )
کمتر مورد توجه
شگفت انگیز
نشست ( اجلاس )
تغییر رویکرد
مارپیچ
حالت
نظر دادن
دوراندیش
بیش از موجودی فروختن
کمک های اولیه
عوارض گمرکی
ژل آتش زا
ژل آتش زا
مکتب
امداد و نجات
حصر خانگی
کدخدا منشی
کنجاله کلزا
روغن کشی
سرمایه دار حکومتی
کذایی
مدرن ترین
تعیین کننده ( عامل تعیین کننده )
ضریب تصحیح
گردشگر
گذردهی الکترومغناطیسی
آچار آلِن
بست کمربندی
کارنامه
سنجش از دور
ضد باد و باران ( مقاوم در برابر باد و باران )
چهرۀ نامدار
چهره
جامۀ عمل پوشاندن
تصویر آرشیوی
نیم نگاه
انشا
رشد
جمع بندی کردن
نظرات و پیشنهادات
پایان ماجرا
سناریوی اَکشن
گرداندن
نکات ریز
نقاط قوّت
نقاط قوّت
سبکِ نگارش
مورد توجه
ارتباط
سمت و سو دادن
خیلی مطمئن
پاشیدن
نمره ی کامل
اگر صفت باشد معنی آن می شود " صریح"
آموزش دادن
الگوی شخصیتی
مقابله کردن
فوق درسی
سرشناس
دقیقاً
بازیگوشی
عادت کردن
جای خالی لغت ( در نگارش )
بی ملاحظه
مرض گوشه گیری
فوریت ها
عروسی
مامور بازرسی فرودگاه
مامورحفاظت فرودگاه
پرشور و هیجان
امیال
تغذیه
پایه گذار
ترک اعتیاد
با حال ( مشتی )
التهاب
متاهلی
متمرکز
تمرکز
متوجه
طنز
شگفت زده شدن
با حال
با حال
ناتوان
تردید
تنبلی کردن
غذای هفت رنگ ( اصطلاح )
نوجوان
زیاده روی کردن
پشمالو
عجیب
انجام وظیفه کردم
بازدید میدانی
حال کردن
لوکس
با حال
کوپه
گچ تحریر رنگی
ناگزیر
نوک سوزن
کنده کاری روی چوب، مقوا و غیره