thin skinned

/ˈθɪnˈskɪnd//θɪnskɪnd/

داری پوست نازک، نازک پوست، لطیف، دارای پوست نازک، پوست نازک، حساس، نازک نارنجی

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• (1) تعریف: having a thin skin.

• (2) تعریف: easily hurt or offended by criticism, insults, or the like; touchy.
• متضاد: thick-skinned
• مشابه: ticklish, touchy

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• زودرنج / حساس و شکننده
• نازک نارنجی / بی طاقت در برابر انتقاد
• زودشکن / حساس به کوچک ترین نقد
• کم تحمل / سریع رنجیده
🔸 مثال ها:
• The thin - skinned US president cannot tolerate any criticism.
...
[مشاهده متن کامل]

آن رئیس جمهور زودرنج آمریکایی هیچ انتقادی را تحمل نمی کند.
• He's too thin - skinned to handle the pressure of politics.
او آن قدر زودرنج است که فشار سیاست را تحمل کند.
• Thin - skinned leaders often lash out at journalists.
رهبران زودرنج اغلب به روزنامه نگاران حمله می کنند.

زود رنج
thin - skinned
I'm not thin - skinned
من نازک نارنجی نیستم