• (2)تعریف: easily hurt or offended by criticism, insults, or the like; touchy. • متضاد: thick-skinned • مشابه: ticklish, touchy
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی: • زودرنج / حساس و شکننده • نازک نارنجی / بی طاقت در برابر انتقاد • زودشکن / حساس به کوچک ترین نقد • کم تحمل / سریع رنجیده 🔸 مثال ها: • The thin - skinned US president cannot tolerate any criticism. ... [مشاهده متن کامل]
آن رئیس جمهور زودرنج آمریکایی هیچ انتقادی را تحمل نمی کند. • He's too thin - skinned to handle the pressure of politics. او آن قدر زودرنج است که فشار سیاست را تحمل کند. • Thin - skinned leaders often lash out at journalists. رهبران زودرنج اغلب به روزنامه نگاران حمله می کنند.
زود رنج
thin - skinned I'm not thin - skinned من نازک نارنجی نیستم