scale factor

/ˈskeɪlˈfæktər//skeɪlˈfæktə/

معنی: مقیاس گذاری
معانی دیگر: پیمایش
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Each of these is modified by a scale factor to adjust the agreement between the model and the real world.
[ترجمه ترگمان]هر یک از این روش ها به وسیله یک فاکتور مقیاس برای تطبیق توافق بین مدل و دنیای واقعی تغییر می کند
[ترجمه گوگل]هر یک از این ها با یک عامل مقیاس برای تعدیل توافق بین مدل و دنیای واقعی اصلاح می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The displacement scale factor (DSF) represents the correlation between the displacement voltages from the transducer to the actual position of center plate of the transducer.
[ترجمه ترگمان]فاکتور مقیاس جابجایی (DSF)همبستگی بین ولتاژهای جابجایی از مبدل به موقعیت واقعی صفحه مرکز مبدل را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]فاکتور مقیاس جابجایی (DSF) نشان دهنده همبستگی بین ولتاژ جابجایی از مبدل و موقعیت واقعی صفحه مرکز مبدل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Distribution capacitance on transmission line often alters with scale factor and phase of microsyn AC output.
[ترجمه ترگمان]ظرفیت توزیع در خط انتقال اغلب با فاکتور مقیاس و فاز خروجی AC AC تغییر می کند
[ترجمه گوگل]ظرفیت توزیع در خط انتقال اغلب با عامل مقیاس و فاز خروجی میکروسین AC تغییر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The temperature characteristic of the scale factor in all fiber optical transformer(FOT) was studied.
[ترجمه ترگمان]مشخصه دمایی فاکتور مقیاس در همه ترانسفورماتور نوری فیبر (fot)مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]درجه حرارت مشخصه فاکتور مقیاس در تمام ترانسفورماتورهای فیبر نوری (FOT) مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The convergence are obtained by redefining the scale factor and the universal constant.
[ترجمه ترگمان]هم گرایی با بازتعریف ضریب مقیاس و ثابت جهانی بدست می آید
[ترجمه گوگل]همگرایی با تعریف مجدد فاکتور مقیاس و ثابت جهانی به دست می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A new method to calculate scale factor is proposed which will make it changed time.
[ترجمه ترگمان]روشی جدید برای محاسبه ضریب مقیاس پیشنهاد شده است که زمان را تغییر می دهد
[ترجمه گوگل]یک روش جدید برای محاسبه عامل مقیاس پیشنهاد شده است که باعث می شود زمان تغییر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Dynamical Equations for the Scale Factor, a - Including Ordinary Matter, Dark Matter, and Dark Energy.
[ترجمه ترگمان]معادلات پویا شناسی برای فاکتور مقیاس، شامل مواد معمولی، ماده تاریک، و انرژی تاریک است
[ترجمه گوگل]معادلات دینامیکی برای عامل مقیاس، a - از جمله مواد معمولی، ماده تاریک و انرژی تاریک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The scale factor value in the system is determined by the experiments.
[ترجمه ترگمان]مقدار فاکتور مقیاس در سیستم با آزمایش ها تعیین می شود
[ترجمه گوگل]ارزش عامل مقیاس در سیستم توسط آزمایشات تعیین می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. An online identification algorithm of odometer's scale factor in land used strapdown inertial navigation system is put forward.
[ترجمه ترگمان]یک الگوریتم شناسایی آنلاین از فاکتور مقیاس کیلومتر شمار در زمین که از سیستم پیمایش داخلی strapdown استفاده می شود، به جلو گذاشته می شود
[ترجمه گوگل]یک الگوریتم شناسایی آنلاین از عامل مقیاس odometer در سیستم ناوبری inertial strapdown استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Noise scale factor is introduced and used to describe and process the standard deviation of photoelectrons of photodetector.
[ترجمه ترگمان]فاکتور مقیاس نویز معرفی و برای توصیف و پردازش انحراف معیار of بکار می رود
[ترجمه گوگل]فاکتور مقیاس نویز معرفی شده است و برای توصیف و پردازش انحراف استاندارد فوتوالکترهای فوتو تدوین استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The work provides a theoretical basis for improving scale factor linearity in closed - loop gyroscopes.
[ترجمه ترگمان]این کار اساس نظری را برای بهبود ضریب مقیاس خطی در gyroscopes حلقه بسته فراهم می کند
[ترجمه گوگل]این کار مبانی نظری را برای بهبود خطی مقیاس مقیاس در ژیروسکوپ حلقه بسته فراهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The separated scaling of both scale factor and circuit gains isn t beneficial to mass production.
[ترجمه ترگمان]مقیاس بندی شده هر دو فاکتور مقیاس و مزایای مدار برای تولید انبوه مفید نیستند
[ترجمه گوگل]مقیاس جدا شدن هر دو مقیاس عامل و دستاوردهای مدار به تولید انبوه کمک نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In this paper, the scale factor and universal constant are discussed for asymmetric unimodal mapping.
[ترجمه ترگمان]در این مقاله، فاکتور مقیاس و ثابت جهانی برای نگاشت نامتقارن unimodal مورد بحث قرار گرفته اند
[ترجمه گوگل]در این مقاله، مقیاس عامل و ثابت جهانی برای نقشه برداری نامتقارن Unimodal مورد بحث قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. These cost data were then extrapolated to a 200 megawatt plant using various scale factors.
[ترجمه ترگمان]سپس داده های هزینه برای یک کارخانه ۲۰۰ مگاواتی با استفاده از فاکتورهای مقیاس مختلف پیش بینی شد
[ترجمه گوگل]سپس داده های هزینه ای به یک گیاه 200 مگاوات با استفاده از مقیاس های مختلف مقیاس داده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مقیاس گذاری (اسم)
scaling, scale factor

تخصصی

[عمران و معماری] ضریب مقیاس - ضریب اندازه
[کامپیوتر] ضریب مقیاس
[برق و الکترونیک] ضریب مقیاس عامل ضریب در مقدار خوانده شده روی دستگاه اندازه گیری یا جواب حل مسئله برای بدست آوردن مقدار نهایی واقعی، هنگامی که عامل مقیاس متناظری در ابتدا مقدار را در محدوده ی دستگاه اندازه گیری یا کامپیوتر قرار داده باشد .
[زمین شناسی] ضریب مقیاس - الف) ضریبی برای کاهش فاصله بدست آمده از یک نقشه، از طریق محاسبه یا مقیاس بندی نسبت به فاصله حقیقی بر روی خط مبنای نقشه.
[ریاضیات] ضرب مقایسه

پیشنهاد کاربران

scale factor ( مهندسی نقشه برداری )
واژه مصوب: ضریب مقیاس
تعریف: عددی که اگر در فاصلۀ به دست آمده از نقشه ازطریق اندازه گیری یا محاسبه ضرب شود، فاصلۀ واقعی بر روی سطح مبنای نقشه به دست می آید
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما