bamboo

/bæmˈbuː//ˌbæmˈbuː/

معنی: چوب خیزران، خیزران، نی هندی، عصای خیزران
معانی دیگر: (گیاه شناسی) نی، قمیش (از زیر تیره ی bambusoideae)، کربه، وابسته به نی یا خیزران، نی مانند، نی سان، ساخته شده از نی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: bamboos
(1) تعریف: any of several tropical grasses that have hard, woody, hollow stems and grow to the height of a tree.

- Bamboo is the primary food of the giant panda.
[ترجمه ] بامبو غذای اصلی یک پاندای بزرگ است
|
[ترجمه ترگمان] بامبو غذای اولیه پاندا است
[ترجمه گوگل] بامبو غذای اصلی پاندا غول پیک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the stems of such a plant, used as a building material for such things as houses and fences, and for a wide variety of products such as hats, furniture, musical instruments, and chopsticks.

- The garden was surrounded by a fence made of bamboo.
[ترجمه ترگمان] باغ با پرچینی از بامبو پوشیده شده بود
[ترجمه گوگل] باغ توسط حصار ساخته شده از بامبو احاطه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Bamboo is a sort of hollow plant.
[ترجمه تارا] بامبو نوعی گیاه توخالی است
|
[ترجمه ترگمان]بامبو نوعی گیاه توخالی است
[ترجمه گوگل]بامبو نوعی گیاه توخالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This chair is made of bamboo.
[ترجمه M.n] این صندلی از بامبو ساخته شده است
|
[ترجمه Sehun 😍] این صندلی از چوب بامبو درست شده است
|
[ترجمه shiva_sisi‌] جنس این صندلــے از چوب بامبو است
|
[ترجمه مهدیار] این صندلی از چوب بامبو ساخته شده است.
|
[ترجمه علی] این صندلی از بامبو تولید شده
|
[ترجمه سکوت] این صندلی از بامبو درست شده است .
|
[ترجمه احمدرضاcr7] این صندلی از بامبود درست و ساخته شده است
|
[ترجمه ⚡سونیک⚡] این صندلی از بامبو درست شده
|
[ترجمه محمد علی دلسوز] این صندلی از چوب بامبو است
|
[ترجمه اسرا] این صندلی از بامبو ساخته شده
|
[ترجمه ترگمان] این صندلی از بامبو درست شده
[ترجمه گوگل]این صندلی از بامبو ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The bamboo shoots in spring crop out after rain.
[ترجمه حمیدرضا] ساقه های بامبو در فصل بهار بعد از باران بهاری از خاک بیرون می ایند
|
[ترجمه ترگمان]ساقه های بامبو بعد از باران در فصل بهار به بیرون پرتاب می شوند
[ترجمه گوگل]شاخه های بامبو در فصل بهار پس از باران بیرون می آیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Bamboo produces an annual crop of cane.
[ترجمه ترگمان]بامبو، محصول سالیانه نیشکر تولید می کند
[ترجمه گوگل]بامبو سالانه محصول نیشکر تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The bamboo stick warped in water.
[ترجمه ***٫٫()=۰] چوب بامبو در آب کج میشود
|
[ترجمه ترگمان]چوب بامبو در آب تاب می خورد
[ترجمه گوگل]چوب بامبو در آب پیچ خورده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He staked his tomato vines with bamboo.
[ترجمه ترگمان]He را با بامبو به بازی گذاشت
[ترجمه گوگل]وی انگورهای گوجه فرنگی خود را با بامبو لکه دار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Bamboo is a very vigorous grower.
[ترجمه ترگمان]بامبو یک گیاه بسیار قوی است
[ترجمه گوگل]بامبو یک پرورش دهنده بسیار نیرومند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Each bamboo house was surrounded by a thriving orchard.
[ترجمه ترگمان]هر خانه بامبو توسط یک باغ میوه پر پیچ وخم احاطه شده بود
[ترجمه گوگل]هر خانه بامبو توسط یک باغ پر رونق احاطه شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The panda's natural habitat is the bamboo forest.
[ترجمه ترگمان]زیستگاه طبیعی پاندا جنگل بامبو است
[ترجمه گوگل]زیستگاه طبیعی پاندای #39 ، جنگل بامبو است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Use bamboo canes to support tomato plants.
[ترجمه ترگمان]از canes بامبو برای حمایت از گیاهان گوجه فرنگی استفاده کنید
[ترجمه گوگل]برای حمایت از گیاهان گوجه فرنگی از عصای بامبو استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The bamboo shoots are pushing through after the spring rain.
[ترجمه ترگمان]جوانه های بامبو بعد از باران بهاری در حال هل دادن هستند
[ترجمه گوگل]شاخه های بامبو پس از باران بهاری تحت فشار قرار می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The bamboo is hollow.
[ترجمه ترگمان] بامبو توی
[ترجمه گوگل]بامبو توخالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Pass me a bamboo rod.
[ترجمه ترگمان] یه چوب بامبو بده
[ترجمه گوگل]من یک میله بامبو را بردارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. She sometimes uses a bamboo as a stick.
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات او از بامبو به عنوان عصا استفاده می کند
[ترجمه گوگل]او گاهی از چوب خیزران استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

چوب خیزران (اسم)
bamboo, ferule

خیزران (اسم)
bamboo, rattan

نی هندی (اسم)
bamboo

عصای خیزران (اسم)
bamboo

به انگلیسی

• tall tropical grass having a hollow woody stem; stem of the bamboo plant (used to make furniture and as a building material)
bamboo is a tall tropical plant with hard hollow stems. the young shoots of the plant can be eaten, and the stems are used to make furniture and fences.

پیشنهاد کاربران

بامبو
یک نوع گیاه
Bamboo is a tall plant of the grass family
گیاهی از راسته گندم سانان که میتواند تا 40 متر رشد کند
گیاهی گرمسیری در ساختمان سازی کاربرد دارد و جنگل های آن در چین وجود دارد
غذای پاندا
نوعی چوب که غذای پاندا است
به معنی چوب خیزران، بامبو
مثال:
The panda is eating bamboo
معنی:
پاندا در حال خوردن بامبو است
به معنی همان بامبو هست که دراز هست و در دسته ی گیاهان قرار دارد.

معنی انگلیسیش هم:a tall planet of the grass family
اگه دوست داشتید منو لایک کنید. ممنون🙃
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما