cut out

/ˈkətˈaʊt//kʌtaʊt/

معنی: کندن، برش دادن، جدا کردن در اثر بریدن، قطع جریان
معانی دیگر: 1- بریدن و برداشتن، بریدن و سوا کردن 2- حذف کردن، از قلم انداختن 3- (عامیانه) جای دیگری را غصب کردن 4- (عامیانه - موتورو غیره) ایستادن، خاموش شدن 5- قال گذاشتن، ترک کردن، قطع جریان، سویچ قطع برق وغیره جریان بر، (برق) مداربند، سویچ قطع جریان، فیوز خودکار، (موتور درون سوز) دریچه ی رها (که دود را به جای بردن به اتاقک اگزوز مستقیما به خارج می برد)، برش (ماکت یا نمونه ی هرچیز)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to delete.
مشابه: delete

(2) تعریف: (informal) to forgo or discontinue.
مشابه: forgo

- He cut out red meat in his diet.
[ترجمه پریا] او گوشت قرمز را از رژیم غذایی خود حذف کرد
|
[ترجمه Miss.Helen] او گوشت قرمز را در رژیم خود برداشت
|
[ترجمه ترگمان] او گوشت قرمز را در رژیم غذایی خود برید
[ترجمه گوگل] او گوشت قرمز خود را در رژیم خود را برش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
(1) تعریف: something that has been or is made to be cut out, such as a paper doll.

(2) تعریف: a device for breaking or bypassing an electric circuit.

جمله های نمونه

1. In the spring, cut out the old wood and shorten the young stems .
[ترجمه ترگمان]در بهار، چوب کهنه را ببرید و ساقه های جوان را کوتاه کنید
[ترجمه گوگل]در بهار، چوب قدیمی را بریزید و ساقه های جوان را کوتاه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. With her speed and agility, Cage cut out all her competitors in the hurdle race.
[ترجمه ترگمان]با سرعت و چابکی او، کیج (کیج)تمام رقبای خود را در مسابقه رقابت حذف می کند
[ترجمه گوگل]با سرعت و چابکی او، کاید تمام رقبای خود را در مسابقه مانع از بین برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Don't cut out when everyone is going fast.
[ترجمه امیرعلی] وقتی همه دارن سریع میرن منحرف نشو
|
[ترجمه ترگمان]وقتی همه دارن سریع میرن بیرون
[ترجمه گوگل]زمانی که همه به سرعت می روند، قطع نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Sweets should be cut out of diabetics diet.
[ترجمه ترگمان]سوییتز \"باید از رژیم دارویی استفاده کنه\"
[ترجمه گوگل]شیرینی ها باید از رژیم غذایی دیابتی ها برداشته شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He is cut out for an artist.
[ترجمه فاطمه عبدی] او ساخته شده برای بازیگری.
|
[ترجمه ترگمان]او برای یک هنرمند بریده می شود
[ترجمه گوگل]او برای یک هنرمند قطع شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Try to cut out the foods that are making you fat.
[ترجمه فاطمه] سعی کنین غذاهایی ک باعث چاقی شما میشوند رو حذف کنین
|
[ترجمه ترگمان]سعی کنید غذاهایی را که باعث چربی شما می شوند را حذف کنید
[ترجمه گوگل]سعی کنید از مواد غذایی که باعث چربی شما می شوند را قطع کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She cut out his picture from the magazine.
[ترجمه bari] او عکس خود را از درون مجله حذف/برید
|
[ترجمه ترگمان]عکسش رو از مجله حذف کرد
[ترجمه گوگل]او تصویر خود را از مجله قطع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Some factories have cut out the middleman and sell their products directly to customers.
[ترجمه ترگمان]برخی کارخانه ها این واسطه را قطع کرده و محصولاتشان را مستقیما به مشتریان می فروشند
[ترجمه گوگل]برخی کارخانجات واسطه را قطع کرده و محصولات خود را به طور مستقیم به مشتریان فروخته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Cut out the coupon and send those cheques off today.
[ترجمه ترگمان]کوپن را ببرید و آن چک را امروز ارسال کنید
[ترجمه گوگل]کوپن را بردارید و امروز آن چک را بردارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It would be wiser to cut out all alcohol during pregnancy.
[ترجمه ترگمان]عاقلانه تر این است که تمام مشروبات الکلی را در دوران بارداری از بین ببرید
[ترجمه گوگل]در طول دوران بارداری علامت گذاری می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I cut out the article and pasted it in my scrapbook.
[ترجمه ترگمان]مقاله رو قطع کردم و توی دفتر خاطراتم نوشتم
[ترجمه گوگل]من مقاله را قطع کردم و آن را در دفترچه خاطراتم گذاشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He cut out the picture from the newspaper.
[ترجمه ترگمان]او عکس را از روزنامه جدا کرد
[ترجمه گوگل]او تصویر را از روزنامه قطع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The doctor cut out his tonsils.
[ترجمه ترگمان]دکتر tonsils را قطع کرد
[ترجمه گوگل]دکتر لوزه ها را از بین برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Why don't they cut out the middleman and let us do it ourselves?
[ترجمه ترگمان]چرا the رو قطع نکنن و به ما اجازه بدن که این کار رو خودمون انجام بدیم؟
[ترجمه گوگل]چرا آنها واسطه را نمی گیرند و اجازه می دهند خودمان آن را انجام دهیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He's not cut out to be a politician.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان یک سیاست مدار از رده خارج نشده است
[ترجمه گوگل]او قطعا سیاستمدار نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. We got to install an Indwelling Curiosity Cutout in some nosy booger.
[ترجمه ترگمان]ما باید یک کنجکاوی indwelling را در برخی از booger nosy نصب کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید یک Cutout کنجکاوی Indwelling را در برخی از booger nose نصب کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. Scrapbooks and bottles of paste and cutout articles of the young Dove braving gales in canoes, performing heroic acts.
[ترجمه ترگمان]scrapbooks و شیشه های مربا و تکه های بریده این قمری جوان با canoes در canoes با حرکات قهرمانانه دست و پنجه نرم می کنند
[ترجمه گوگل]ضرب و شتم و بطری های مقیاس و مقیاس های گل سرخ جوان در قایقرانی، انجام اعمال قهرمانانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. Poole brought his fist down on the alarm cutout, and the wailing ceased.
[ترجمه ترگمان]پول مشتش را روی یکی دیگر بند زنگ خطر انداخت و شیون و زاری متوقف شد
[ترجمه گوگل]پاول مچ دست خود را بر روی زنگ هشدار برانگیخت و ریشخند زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. Turn on the text cutout layer again.
[ترجمه ترگمان]دوباره متن بریده متن را روشن کنید
[ترجمه گوگل]لایه برش متن را دوباره ببندید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. The damage of plane with cutout is mostly caused by the interlaminar fracture around the hole.
[ترجمه ترگمان]آسیب هواپیما با فیوز خودکاری بیشتر از شکستگی بین لایه ای در اطراف سوراخ ایجاد می شود
[ترجمه گوگل]آسیب هواپیما با برش عمدتا ناشی از شکاف بین لامین در اطراف سوراخ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. You can have your picture taken with a cutout of David Beckham.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید عکس خود را با یک فیوز خودکاری از دیوید بکهام (دیوید بکهام)بگیرید
[ترجمه گوگل]شما می توانید عکس خود را با قطع David Beckham گرفته باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. PS Cutout filter, PS filter Cutout famous tool Cutout hair, wedding and so on.
[ترجمه ترگمان]PS Cutout، فیلتر PS، hair معروف Cutout، ازدواج و غیره
[ترجمه گوگل]PS Cutout filter، PS فیلتر Cutout ابزار معروف Cutout مو، عروسی و غیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. There's a life-size cutout of Obama on the wall.
[ترجمه ترگمان]یک فیوز خودکاری به اندازه یک زندگی وجود دارد که اوباما روی دیوار است
[ترجمه گوگل]اوباما بر روی دیوار یک برش عمودی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. We produce porcelain insulator, porcelain bushing, fuse cutout, lightning arrester and composite insulator.
[ترجمه ترگمان]ما یک عایق چینی، bushing چینی، فیوز خودکاری، برق گیر و مقره های کامپوزیتی ایجاد می کنیم
[ترجمه گوگل]ما تولید کننده مقره، چاقو، جعبه فیوز، رعد و برق و عایق کامپوزیت تولید می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. black bags designed with a burka cutout at the level where most standard-size magazines show the eyes of their cover girls.
[ترجمه ترگمان]کیسه های سیاه طراحی شده با یک فیوز خودکاری در سطح بالا که در آن اکثر مجلات سایز استاندارد، چشم دختران پوشش دار خود را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]کیسه های سیاه و سفید طراحی شده با برش برک در سطح که در آن اکثر مجلات استاندارد نشان می دهد چشم دختران پوشش خود را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. So he sent a life - size cardboard cutout of himself, as well as a prerecorded speech.
[ترجمه ترگمان]بنابراین او یک تکه مقوا به اندازه یک قطعه مقوا برای خودش فرستاد
[ترجمه گوگل]بنابراین او یک برش مقوا روی سطح زندگی خود و همچنین یک سخنرانی پیشین را فرستاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. It is used to trace the cutout images onto artwork. In computer typesetting, it is an underlying page design or grid into which text and graphics are placed.
[ترجمه ترگمان]از آن برای ردیابی تصاویر بریده در آثار هنری استفاده می شود در حروف چینی رایانه ای، این یک طراحی صفحه اصلی یا شبکه ای است که متن و گرافیکی در آن قرار داده می شوند
[ترجمه گوگل]این برای ردیابی تصاویر برش بر روی آثار هنری استفاده می شود در تایپ کامپیوتری، این یک طرح صفحه یا صفحه است که در آن متن و گرافیک قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. It's a cutout between the bordello and the abductors.
[ترجمه ترگمان]این یک قطع شده میان the و آدم ربایان است
[ترجمه گوگل]این بین برادلو و ربایندگان قطع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. But the pockets are empty. even the makers' labels are cutout.
[ترجمه ترگمان]اما جیب هایش خالی است حتی makers هم بریده شده اند
[ترجمه گوگل]اما جیب خالی است حتی برچسب های سازندگان بریده شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کندن (فعل)
gnaw, pluck, channel, pug, pick, gully, pull, peel, trench, gouge, mine, dig, incise, enucleate, cut out, rend, scoop, evulse

برش دادن (فعل)
cut, rift, section, cut out

جدا کردن در اثر بریدن (فعل)
cut out

قطع جریان (اسم)
cutoff, cutout

تخصصی

[سینما] بریده - تصویر بریده - بریده فیلم - برش حذفی - اشکال بریده شده - بریده مقوا - بریدگی
[زمین شناسی] کانال پر کن یک توده شیل، سیلت استون یا ماسه سنگ که یک کانال فرسایشی را که به درون یک رگه زغال سنگ حفر شده است، پر می کند. مقایسه شود با: (زغال سنگ) آب شست (استخراج معدن). مترادف: horseback (زغال سنگ شناسی).
[ریاضیات] خم کردن
[عمران و معماری] فیوزخودکار - کلید قطع جریان
[برق و الکترونیک] قطع کن وسیله ای الکتریکی که به صورت دستی یا خودکار جریان را قطع می کند، مانند مدار شکن، فیوز یا کلید .

به انگلیسی

• switch that cuts off electricity in case of an overload; stop doing; leave out
a cut-out is an automatic device that turns off a motor, often because there is something wrong with it.
a cardboard cut-out is a shape cut from card.
cutoff switch (electricity); clipping, something that has been cut from something else

ارتباط محتوایی

معنی اصلیکندن، برش دادن، جدا کردن در اثر بریدن، ق ...معانی متفرقه1 - بریدن و برداشتن، بریدن و سوا کردن 2 - ...بررسی کلمهعبارت ( phrase ) • ( 1 ) تعریف: to delete. • مشابه: delete • ( 2 ) تعریف: ( informal ) ...جمله های نمونه1. In the spring, cut out the old wood and shorten the young stems . [ترجمه ترگمان] در بهار، چوب ...مترادفکندن ( فعل ) gnaw, pluck, channel, pug, pick, gully, pull, peel, trench, gouge, mine, dig, incise, ...بررسی تخصصی[سینما] بریده - تصویر بریده - بریده فیلم - برش حذفی - اشکال بریده شده - بریده مقوا - بریدگی [زمین شن ...انگلیسی به انگلیسیswitch that cuts off electricity in case of an overload; stop doing; leave out a cut - out is an autom ...
معنی cut out، مفهوم cut out، تعریف cut out، معرفی cut out، cut out چیست، cut out یعنی چی، cut out یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف c، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: cut out a window
اشتباه تایپی: زعف خعف
آوا: /کات آوت/
عکس cut out : در گوگل
معنی cut out

پیشنهاد کاربران

بریدن
بریدن کاغذ برای ساختن شکلی مثل قلب یا سایر موارد
حکاکی
سایه نما
قطع کردن مصرف چیزی

Cut out
Cut out to be an engineer
Cut out for sth


Cut out=مستعد برای چیزی یا کاری=استعداد کاری را داشتن=مناسب کاری بودن

Skip doing ، اجتناب از مصرف چیزی
بریدن چیزی
از روی شکلی که کشیده شده قیچی کردن یا بریدن
to cut a shape from a piece of paper, cloth etc:
cut a pice of paper or cloth into a shape
Cut a piece of paper or cloth into a shape
قطع کننده
To remove somthing by cutting around it
بریدن، برش دادن
بریدن وسیله کاغذی یا خود کاغد
طرد کردن
کنده شدن یا کندگی حاصل در سطوح قطعات قسمت توربین موتور ( در اثر حرارت ) که در بازرسی حین تعمیر شناسایی و اصلاح می شود و یا قطعه اسقاط می گردد بعنوان مثال
cut out up to 65 mm long and 7mm max depth
I'm not cut out for this job
من برای این کار ساخته نشدم
شکلک کاغذی یا چوبی ( بچه گانه )
کنار گذاشتن
بریدن ، برش دادن
remove, eliminate
I have lost my job I must cut out all unnecessary spending
به معنای حذف کردن و کنار گذاشتن چیزی هم هست

Cut in = سهیم کردن
Cut out = سهم کسی را گرفتن ( به زور ) از چنگ اش در آوردن
( Verb )
Cut a piece of paper or cloth into a shape
برش دادن، جدا کردن در اثر بریدن:
Cut out the heart
کانون زبان ایران
بیرون کشیدن هم معنی میده
رفتن
ترک کردن
بریدن - ایجاد شدن
گاه به معنای "رابط" است. در مباحث اطلاعاتی و جاسوسی به فرد واسط گفته میشود.
gave this to our cutout
جدا کردن یا اختصاص دادن مثلا زمان برای اعضای خانواده
تصاویر آدم ها که روی مقوا زده میشه و وایمیسه.
بریدن چیزی، برش دادن
cut out ( verb ) = جدا کردن، بریدن، برش دادن، خاتمه دادن، تمام کردن، از کاری دست بر داشتن، بس کردن، حذف کردن، از کار افتادن ( موتور و. . )

exmaples:
1 - I cut it out and pinned it to my bedroom wall.
آن را بریدم و به دیوار اتاق خوابم نصب کردم.
2 - I cut the picture out of the newspaper.
من آن عکس را از روزنامه جدا کردم ( بریدم ) .
3 - Cut it out! That hurts!
بس کن! درد می کند!
4 - . I've cut out red meat from my diet.
گوشت قرمز را از رژیم غذایی خود حذف کرده ام.
5 - You can cut out this whole paragraph.
می توانید کل این پاراگراف را حذف کنید.
6 - One of the plane's engines cut out, so they had to land with only one.
یکی از موتورهای هواپیما از کار افتاد ، بنابراین آنها مجبور شدند فقط با یک موتور به زمین بنشینند.
کنار گذاشتن:
cut that out
آنرا کنار بگذار
آنتن قطع شدن
فرض کنید یک کاغذ دارید ، وسط یا هرجای آن ، منهای گوشه ها و اضلاع یک شکلی میکشید ، می برید و از کاغذ جدا می کنید
در این حال شما cut out کرده اید
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما