منصوره صفری

منصوره صفری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



gravity boots١٠:٥٨ - ١٤٠٠/٠٨/٢٦چکمه های مخصوص و سنگین برای ورزش کردنگزارش
0 | 0
leaf blower١٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٦وسیله ای مثل جاروبرقی برای جارو کردن برگ درختان از روی زمین با این اختلاف که برگها را فوت می کند نه اینکه داخل بکشهگزارش
0 | 0
piper١٣:٠٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥Pipe : لوله piper : لوله کش - نی زنگزارش
0 | 0
cabin fever١٦:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٢دلتنگی و حوصله سر رفتن در اثر مجبور به در خانه ماندن . مثل قرنطینه در زمان کرونا یا سرمای سخت زمستان در ایام قدیمگزارش
0 | 0
off your rocker١٤:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٢rocker : صندلی گهواره ایگزارش
0 | 0
head in the clouds١٤:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٢unrealisticگزارش
0 | 1
dead horse١٩:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣beating a dead horse : کنایه از کار بیمورد انجام دادن و آب در هاون کوبیدنه . چون اسب مرده با کتک خوردن درد نمی کشهگزارش
2 | 0
fined٠٩:٥١ - ١٣٩٩/١٢/٠٦تنبیه مالی - جریمهگزارش
5 | 0
amendment١٥:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥ از ریشه mend به معنی اصلاح کردن - تعمیر کردن گزارش
12 | 1
like day and night١٢:٣١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦متضاد - برعکس گزارش
2 | 0
driving me nuts٠٩:٥٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦منو عصبانی می کنه معادل driving me crazy driving me mad گزارش
7 | 1
kick in the pants١٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٨/٠٦هم معنی با a kick in the ass a kick in the butt a kick up the backside a kick up the arse و به معنی تشویق و ترغیب کردن است . اما با kick in the ... گزارش
5 | 0
pinch of salt٠٦:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/٣٠در زمانهای گذشته چون یخچال نبوده نمک کالای فوق العاده ارزشمندی بوده و خوراکی ها را نمک سود می کرده اند . نمک معادل پول الان بوده . منظور این استعار ... گزارش
5 | 0
dodging٠٩:٣٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٩جا خالی دادنگزارش
14 | 0
meanie٠٦:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٩بدجنس متضاد : palگزارش
5 | 1
two peas in a pod١٨:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٧یک روح در دو بدن - رفیق فابریکگزارش
2 | 1
beat around the bush٠٨:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٧به شکل stop beat around the bush dont beat around the bush یعنی برو سر اصل مطلبگزارش
5 | 1
cheerleading٠٩:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠سردسته تشویق کنندگانگزارش
7 | 0
united front١٤:٤٨ - ١٣٩٩/٠٧/١٢front : اینجا به معنی جبهه جبهه مشترکگزارش
12 | 0
step up to the plate١٤:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/١٢plate : اینجا به معنی مسابقه از بیس بال آمده و به معنی گرفتن توپ ، درست کردن کارهاگزارش
0 | 0
wrapped around someone's little finger١٣:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/١٢کسی را روی انگشت کوچک خود چرخاندنگزارش
2 | 0
gop٠٧:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/١٢grand old party : حزب جمهوریخواه آمریکاگزارش
9 | 0
grand old party٠٧:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/١٢gop : حزب جمهوریخواه آمریکاگزارش
0 | 0
gumball٢١:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٧آدامس توپی - آدامس کروی و گرد bubble gum : آدامس بادکنکیگزارش
2 | 0
nutshell٢٠:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٧مختصر مفیدگزارش
14 | 1
faff١٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦بیهوده وقت تلف کردنگزارش
2 | 0
overstimulate١٥:٢٩ - ١٣٩٩/٠٦/٣١stimula به معنی محرک هست . stimulate یعنی تحریک کردن overstimulate یعنی بیش از حد تحریک کردنگزارش
12 | 1
drag your heels١٨:٢٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢تعلل کردن - این پا اون پا کردن : drag your feetگزارش
2 | 0
chauvinist١٤:٣٩ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢برترپندار - خود برتر بین نسبت به جنس مخالف ، . . . . . .گزارش
16 | 0
munchausen٠٧:٥١ - ١٣٩٩/٠٦/١٢سندرم مونشهاوزن ( مونچهاوزن ) که در آن بیمار برای جلب توجه دیگران آگاهانه سعی در نمایش علایم بیماری خاصی می کند . بنظر من با خودشناسی و هدفمند بودن ا ... گزارش
12 | 0
vacillator١٢:٤٣ - ١٣٩٩/٠٦/١١مردد - سخت تصمیم گیرنده - ناقاطع - دمدمیگزارش
0 | 0
pain in the butt٠٦:٢٥ - ١٣٩٩/٠٥/٢٨مایه دردسرگزارش
5 | 0
unruly١٤:٢٧ - ١٣٩٩/٠٥/٢٦بی قاعده و بی قانونگزارش
12 | 0
mimicking١٢:٣٥ - ١٣٩٩/٠٥/٢٦در حال تقلید کردنگزارش
12 | 1
clean as a whistle٠٨:٥٨ - ١٣٩٩/٠٥/٢٤برق انداختنگزارش
2 | 1
poddy٢١:٣٩ - ١٣٩٩/٠٥/٢٢لگن بچهگزارش
0 | 0
چندش اور١٧:١٩ - ١٣٩٦/٠٥/١٢creepyگزارش
60 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



piper١٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥
• No piper can please all ears.
هیچ نی زنی نمی تواند همه گوشها را راضی کند . در جواب افراد مهرطلب گفته میشه که می خواهند همه را راضی نگه دارند
0 | 0