تاریخ
٤ ماه پیش
متن
This time they've messed up big time!
دیدگاه
٠

این دفعه اونها خیلی خراب کردند

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
It's a part-time program, but it's still a big time commitment.
دیدگاه
٠

کارش پار وقته ولی تعهدش خیلی زیاده

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
And she has a habit: smoking, big time, as in two packs a day.
دیدگاه
٠

او عادت به خیلی زیاد سیگار کشیدن دارد در حد دو بسته در روز

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Shove off and leave me alone!
دیدگاه
٠

راهی شو - برو . و من را تنها بگذار

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
If push comes to shove, we can always sell the car.
دیدگاه
٠

یعنی اگه شرایطمون سخت بشه پول ماشین هست

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
If push comes to shove, we can always sell the car.
دیدگاه
٠

اگر شرایط بحرانی بشه همیشه می تونیم ماشینمون را بفروشیم

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
As John approached at full tilt he saw a queue of traffic blocking the road.
دیدگاه
١

وقتی جان با سرعت تمام نزدیک شد صف ترافیک را که جاده را بسته بود دید

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
These houses were strung along the thoroughfare.
دیدگاه
٠

این خانه ها در امتداد شاهراه بودند . گذشته string along

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
He was anxious to mend the rift between the two men.
دیدگاه
٠

او مضطرب بود که اختلاف بین دو مرد را اصلاح کند

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
I didn't expect to be given the red carpet treatment !
دیدگاه
٠

من انتظار پذیرائی مجلل نداشتم

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The minister was given the red carpet treatment.
دیدگاه
٠

از وزیر پذیرائی مجلل شد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
He took the opportunity to deliver us another snub.
دیدگاه
٠

او از این فرصت استفاده کرد تا دوباره به ما کم محلی کند . ما را تحویل نگیرد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
He was sick as a parrot when his team lost the match.
دیدگاه
٠

وقتی تیمش باخت خیلی دلسرد و مایوس شد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
She's inordinately fond of her parrot.
دیدگاه
٠

او به طوطی اش بی اندازه علاقه دارد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Mary is as sick as a parrot about losing her watch.
دیدگاه
٠

مری از اینکه ساعتش را گم کرده خیلی ناامید و مستاصله

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Draw water with a sieve.
دیدگاه
١

کار بیهوده انجام دادن - برای کاری که محکوم به شکست است وقت و انرژی گذاشتن

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Weeds can quickly choke delicate garden plants.
دیدگاه
٠

علفهای هرز بسرعت گیاهان ظریف را خشک می کنند

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Our basketball team began to choke up in the last quarter.
دیدگاه
٠

تیم بسکتبال ما در کوارتر آخر اینقدر احساساتی شد که نتوانست بازی کنه

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Elephants were often to be found in swamp in eastern Kenya around the Tana River.
دیدگاه
٠

فیل ها اغلب در اطراف رودخانه تانا در شرق کنیا در تعداد زیاد پیدا می شدند

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
In summer visitors swamp the island.
دیدگاه
٠

در تابستان جزیره تعداد زیادی بازدید کننده دارد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The applicant sought judicial review to quash the bin - dover order.
دیدگاه
٠

متقاضی به دنبال بررسی قضایی برای لغو حکم الزام آور بود

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The applicant sought judicial review to quash the bin - dover order.
دیدگاه
٠

تصحیح :bind - over

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The former tennis star's comeback trail hit the buffers yesterday when she lost in straight sets.
دیدگاه
٠

وقتی ستاره سابق تنیس پشت سر هم باخت شکستش قطعی شد . Hit the buffers : شکست قطعی

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Romance is making a comeback. Reality is out.
دیدگاه
٠

عشق و عاشقی که برمی گردد واقعیت بیرون می رود .

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Others sought the Holy Grail, Dad stalked the earth in pursuit of the perfect pyjama.
دیدگاه
٠

دیگران اهداف دست نیافتنی جستجو میکنند . پدر دور زمین دنبال پیژامه عالی می گردد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
As long as you lack something, you yearn for it without cease.
دیدگاه
٠

مادامی که چیزی کم دارید بدون وقفه مشتاق اون هستید

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
When he lost that money he said he would have to take it on the chin .
دیدگاه
٠

وقتی اون پول را گم کرد گفت :با شهامت سختی آن را بدون شکایت تحمل می کنم

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The truth is that Britain is simply going take it on the chin for a while.
دیدگاه
٠

حقیقت اینه که انگلیس با شهامت در حال تحمل سختی ها بدون شکایت است

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
But you've got to take it on the chin.
دیدگاه
٠

اما شما باید با شجاعت ناملایمات و سختی ها را تحمل کنید

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The car's manufacturers are taking it on the chin.
دیدگاه
٠

تولیدکنندگان اتومبیل با شجاعت، ناملایمات و شرایط سخت را تحمل می کنند

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
They demanded that the agreement be written in black and white.
دیدگاه
٠

آنها خواستار این شدند که توافقنامه بصورت شفاف نوشته شود

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
These shots were not sufficient to fetch the bear down.
دیدگاه
٠

این گلوله ها برای انداختن خرس کافی نبودند

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
One thorn of experience is worth a whole wilderness of warning.
دیدگاه
٠

یه خار ( سرسوزن ) تجربه ارزش یه صحرا ( یه عالم ) هشدار و اخطار را داره

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
One thorn of experience is worth a whole wilderness of warning.
دیدگاه
٠

یه خار ( سرسوزن ) تجربه ازرزش یه صحرا ( یه عالم ) تجربه بیشتره

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Staff reductions could be achieved through attrition and early retirements.
دیدگاه
١

از طریق تعدیل و بازنشستگی پیش از موعد کاهش کارکنان حاصل میشه

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
His courage and skill compel our admiration.
دیدگاه
٠

شجاعت و مهارت او ما را وادار به تحسین می کند

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
He turned back to the chessboard and picked up the white knight again.
دیدگاه
٠

او به سمت صفحه شطرنج برگشت و اسب سفید را برداشت

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Some City Council members favor saving money through attrition of older officers.
دیدگاه
١

بعضی از اعضا شورای شهر از تعدیل پرسنل مسن تر حمایت می کنند

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The 05 percent attrition rate the agency had managed to maintain promised to go straight through the roof.
دیدگاه
١

نرخ تعدیل پنج درصدی که آژانس با مدیریت حفظ کرده تبود . وعده داده شده که سر به فلک بکشد

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
She continued working, all the while keeping an eye on the clock.
دیدگاه
٠

جناب شفیعی منظ او کارش را ادامه داد , همش به ساعت نگاه می کرد

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Don't let these people live rent free in your head.
دیدگاه
٠

اجازه نده ذهنت مدام مَشغول این مردم باشه

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The nurse wheeled the dinner up.
دیدگاه
٠

Wheel up : take off از زمین بلند شدن چرخ هواپیما پرستار شام را جمع کرد

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Mom went off when I told her I needed fifty dollars for the trip.
دیدگاه
٠

وقتی به مادرم گفتم ۵۰ دلار میخواهم عصبانی شد و غرغر کرد .

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
What time do you go off duty?
دیدگاه
٠

Off duty : مرخص شدن چه موقع مرخص می شوی ؟

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
She refused food and literally starved herself to death.
دیدگاه
٠

اینجا literally معنای exaggerate یا بزرگنمایی می دهد

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
She refused food and literally starved herself to death.
دیدگاه
٠

او غذا را رد کرد و از گرسنگی مرد. یعنی فوق العاده گرسنه بود ولی غذا را رد کرد

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Against all the odds, Frederick II was ultimately victorious.
دیدگاه
٠

برخلاف انتظار فردریک دوم در نهایت پیروز شد

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Well, she would play it by ear.
دیدگاه
٠

خب اون درجا تصمیم می گیره

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Without newspaper, we would get behind the times.
دیدگاه
٠

بدون روزنامه از زمانه عقب می مانیم

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
She was sharp-witted enough to dodge her attacker.
دیدگاه
٠

او اینقدر تیزهوش بود که ضاربینش را قال بگذاره