فاطمه عبدی

فاطمه عبدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



marrow١٥:٠٨ - ١٤٠٠/٠٧/١٤به معنی کدو هم هست.گزارش
0 | 0
slouch١٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢be no slouch t = to be very good at در کاری بسیار خوب بودنگزارش
0 | 0
lie about٠٨:١٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢١دور و بر انداختن، پخش و پلا کردنگزارش
0 | 0
lie around٠٨:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢١دور و بر انداختن، پخش و پلا کردنگزارش
0 | 0
scrubber٠٨:٢٤ - ١٤٠٠/٠٦/١٨اسکاج ظرفشوییگزارش
0 | 0
slop around١١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٧با لباس کهنه یا نامرتب گشتنگزارش
0 | 0
crockery١١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/١٦ظروف آشپزخانهگزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



foul١٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٧/٢٧
• He fouled the good name of his family.
او نام نیک خانواده اش را لکه دار کرد.
0 | 0
foul١٢:١٣ - ١٤٠٠/٠٧/٢٧
• The ball rolled past the foul line.
توپ از خط پرتاب رد شد.
0 | 0
foul١٢:١٢ - ١٤٠٠/٠٧/٢٧
• The weather was so foul that the boat had to return to port.
هوا آنقدر نامساعد بود که قایق مجبور شد به بندر برگردد.
0 | 0
foul١٢:١١ - ١٤٠٠/٠٧/٢٧
• The test tube emitted a foul vapor.
از لوله آزمایش، بوی بدی بلند شد.
0 | 0
trip١٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤
• Nervousness made him trip on his words.
عصبی بودنش او را به لکنت انداخت.
0 | 0
trip١٢:٣٤ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤
• Being in that notorious part of the city at three in the morning was quite a trip.
رفتن به آن جای بدنام شهر ساعت سه و نیم صبح واقعا دیوانه بازی بود.
0 | 0
shoelace١٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤
• Do your shoes/laces up before you trip over.
پیش از اینکه بیفتی بند کفشتو ببند.
0 | 0
shoelace١٢:٠١ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤
• She tied her shoelace in a bow.
بند کفشش را پاپیونی بست.
0 | 0
shoelace١١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤
• Your shoelace is undone.
بند کفشت باز شده.
0 | 0
shoelace١١:٥٦ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤
• His shoelace had come undone.
بند کفشش باز شد.
0 | 0
snug١١:٤٥ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤
• This jacket's a bit snug now.
این ژاکت الان یک کم تنگ شده.
0 | 0
snug١١:٤٤ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤
• The jacket was a snug fit.
ژاکت درست اندازه تنش بود.
0 | 0
scrubber١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨
• She was on her hands and knees scrubbing the floor.
او چهار دست و پا نشسته بود و زمین را می سابید.
0 | 0
flutter١٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨
• Go and flutter your eyelashes at the barman, Janet, and see if you can get him to serve us.
برو پیش متصدی بار، جنت، و یک کم براش عشوه بیا، ببین می تونی یه کاری کنی که بیاد رامون بندازه.
0 | 0
groan١٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨
• The students groaned at the assignment of two long chapters.
دانش آموزان از تکالیف دو تا از فصل های طولانی نالان بودند.
0 | 0
cluck١٢:٢٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨
• So, did he make you cluck like a chicken?
پس مجبورت کرد مث مرغ، قدقد کنی؟
0 | 0
practice١٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧
• She practices law and her sister practices medicine.
او کار وکالت می کند و خواهرش کار پزشکی.
0 | 0
practice١٢:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧
• If you practice your serve, your tennis game will improve.
اگر سرویس زدن رو تمرین کنی، تنیست بهتر میشه.
0 | 0
practice١٢:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧
• She decided early on to enter the practice of medicine.
زود تصمیم گرفت که وارد حرفه پزشکی شود.
0 | 0
reach١٢:٠٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧
• beyond the reach of her voice
دور از فریادرس او
0 | 0
reach١٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧
• The curtains reached down to the floor.
پرده ها از پایین به زمین می رسیدند.
0 | 0
outgrow١٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧
• He outgrew the simple adventure stories he used to like.
داستان های ماجراجویانه ساده ای که قبلا دوستشان داشت برایش بچگانه شده بود.
0 | 0
snag١٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤
• I have a snag in my best black tights.
بهترین ساق شلواری سیاهم، نخ کش شده.
0 | 0
snag١٢:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤
• I snagged my wool jacket on a nail.
من ژاکت پشمیمو با یه میخ نخ کش کردم.
0 | 0
break off١٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤
• Let's break off for lunch.
بیا برای ناهار یه استراحتی بکنیم.
0 | 0
tuck٠٩:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤
• Tuck in, it's the last hot food you'll get for a while.
هر چی می تونی بخور، این آخرین غذای گرمیه که تا یه مدت گیرت میاد.
2 | 0
tuck٠٩:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤
• Tuck the flap of the envelope in.
زبانه پاکت رو بزن تو.
2 | 0
lick١٢:٣٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣
• He'll lick the shoes of anyone to get what he wants.
او چاپلوسی همه را می کند تا به خواسته اش برسد.
0 | 0
tip١٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣
• Is it customary to tip hairdressers in this country?
تو این کشور، انعام دادن به آرایشگرا رسمه؟
0 | 0
arrange٠٩:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣
• Arrange the chicken and salad in a serving dish.
مرغ و سالاد رو توی یه دیس بچین.
0 | 0
arrange٠٩:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣
• The school orchestra plays classical pieces that are arranged for younger players.
ارکستر مدرسه، قطعه های کلاسیکی را اجرا می کند که برای نوازنده های جوان تر تنظیم شده است.
0 | 0
bite١٤:١٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢
• the bite of acid
خورندگی اسید
0 | 0
bite١٤:١٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢
• the bite of the cold
سوز سرما
2 | 0
slouch١٠:٣٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢
• She's no slouch at tennis.
تنیسش خیلی خوبه.
0 | 0
slouch١٠:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢
• He's no slouch in the kitchen—you should try his spaghetti bolognese.
کارش تو آشپزخونه حرف نداره - باید ماکارونیشو امتحان کنی.
0 | 0
slouch١٠:٣٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢
• Don't slouch! Stand up straight!
قوز نکن! صاف واستا!
0 | 0
slouch١٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢
• Straighten your back - try not to slouch.
کمرتو صاف کن. حواست باشه قوز نکنی.
0 | 0
huff١٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢١
• Alison's in a huff over the joke they played on her.
آلیسون از شوخی ای که باهاش کرده بودن عصبانی شد.
0 | 0
sulk١١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢١
• Do not sit in the corner and sulk.
یک گوشه نشین قهر کن.
0 | 0
leave off٠٩:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢١
• They leave off quarreling to sleep.
اونا برای خواب، دست از دعوا بر می دارن.
0 | 0
leave off٠٩:٢٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢١
• 'Will you leave off nagging?' he snarled.
او غرید: �میشه دست از نق زدن برداری؟�
0 | 0
leave off٠٩:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢١
• We left off at chapter three.
ما تا فصل سه خوندیم.
0 | 0
mess about١١:٥١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠
• Don't mess about with my camera - you'll break it.
به دوربین من ور نرو. میشکنیش.
0 | 0
tug١١:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠
• I gave the loose tooth a tug.
دندون لق رو کشیدم.
0 | 0
upright١٠:١٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠
• Please sit upright in your chair.
لطفا توی صندلیت صاف بشین.
0 | 0
shivery١٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٨
• She felt sick and shivery.
حالش بد بود و لرز داشت.
0 | 0
part with٠٩:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/١٨
• The miser doesn't like to part with his money.
آدم خسیس دوست ندارد از پولش دل بکند.
0 | 0
part with٠٩:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٨
• I could never part with this ring.
هیچوقت نمی تونم از این حلقه دل بکنم.
0 | 0
scrubber٠٨:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٨
• She scrubbed the mark on the wall for ages, but it wouldn't come off.
او مدت ها لکه روی دیوار را محکم تمیز کرد اما لکه نمی رفت.
0 | 0
take١٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٧
• If you take five from ten, you get five.
اگه پنج تا از 10 برداری، پنج تا می مونه.
0 | 0