تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

به هم ریختن کلافه شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به عنوان فعل معنی زمین زدن کسی رو هم میده. ( توی دعوا )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

جایگزین کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

internecine fighting or struggles happen between members of the same group or nation جنگ داخلی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

انتقاد شدید اللحن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

توی فارسی یه کلمه ای که معادل دقیقش باشه نداریم ولی یه اصطلاح واسش داریم. " لب چشمه بردن و تشنه برگرداندن "

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

کوتاه آمدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

( در مورد یک عمل یا طرز فکر ) : ساده لوحانه - ساده اندیشانه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اقامت کوتاه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

شرم آور خجالت آور

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

توی بعضی جملات میشه " بی هویتی " معنیش کرد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

در بعضی جملات میشه "متحجرانه " معنیش کرد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

بی پایه بی اساس

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

a moribund organization, industry etc is no longer active or effective and may be coming to an end ( در مورد یک بیزنس یا شرکت ) = رو به افول

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

سر و صدا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

منطقه صعب العبور = hostile terrain

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

an unexpectedly successful achievement: موفقیت یا دستاورد غیر منتظره Beating Arsenal was a major coup for the club. شکست دادن آرسنال یک موفقی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

بعضی وقتا میشه " آتش جنگ " معنیش کرد. مثل نمونه ی زیر: It seems as though the conflagration in the Middle East has been going on for centuries. ب ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

تند مزاج

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

1 ادا کردن ( کلمات ) 2 به طور شفاف بیان کردن ( یک ایده، نظر ، طرح )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضد سرقت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

تحول

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

عضو کوچک ( فرزند ) یک خانواده معروف یا ثروتمند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

اشک بار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

تقویت کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

مناقشه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

جریان مستمر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

با شخصیت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

کوچ نشین

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

فریب ، سرکاری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

رمزآلود

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

سرخوشانه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

رفتار هیجانی - نمایشی در ضمن توی روانشناسی یه نوع از شخصیت های ناسالم محسوب میشه.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

* ارتقا یافتن ( از لحاظ شغلی و کاری )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اگه توی جمله با ساختار مجهول مثل نمونه های زیر اومد میتونید اینجوری معنیش کنید: به در بسته خوردند ناکام ماندند Companies have been stymied by th ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

پر تلاطم ناپایدار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

دهن کجی کردن ( به یک قانون ، رسم ، سنت و . . )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

implacable enemy دشمن قسم خورده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

با زبان خوش کسی رو متقاعد کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

نخاله ساختمانی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

to attract customers to a shop or business جذب مشتری کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

در کمال ناباوری

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

To indicate or signify the direction or location of someone or something.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

If people pour into or out of a place, they go there quickly and in large numbers

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

thugs = اراذل و اوباش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

a person who is contagious has a disease that can be passed to another person by touch ناقل

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٤

حساس ( از لحاظ پر اهمیت بودن ) - سرنوشت ساز مثلا : high - stakes battle جدال حساس high - stakes contest مسابقه حساس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

* ( در مورد قیمت و آمار ) = جهش

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

بی تفاوتی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

از سر گرفتن Vietnam restored diplomatic relations with South Korea on December 22 ویتنام روابط دیپلماتیک با کره جنوبی را از سر گرفت.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

افتضاح

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

to stop doing something or being involved in something کنار گذاشتن ( یه کار یا فعالیت ) I wanted to get out of teaching. خواستم تدریس رو کنار ب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

( در مورد رفتار ) = خشک و رسمی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

تا حد امکان ، تا جایی که ممکنه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

آفت دهان. همچنین اَمریکنش میشه. canker sore

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

( pack sth into sth ) to manage to do a lot of activities in a limited period of time

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

بو ( به خصوص بوی نامطبوع و بد )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

بارز

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣١

( در مورد بو و عطر ) = پیچیدن ( در مورد باد و نسیم ) = وزیدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

making somebody look more attractive

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

1To exit slowly and often stealthily خارج شدن از یه مکان به صورت دزدکی و یواشکی The cat crept out from under the bush to see if the dog was gone. ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤١

جایگاه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

در مورد کتاب ، رمان و آثار هنری میشه " درخشان " هم ترجمش کرد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

کسب کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

دست نگهداشتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

سرگرم شدن با چیزی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

رایج

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢١

بصورت مکتوب

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

تفکیک قائل شدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

استناد کردن ، اشاره کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

I couldn't care less واسم مهم نیست - برام اهمیتی نداره

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤١

استدلال

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

هزینه بر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

همبستگی ، وحدت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

نظام مند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

با حال تر کردن یا شدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

برجسته کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

the ability to communicate with people in a friendly way and therefore deal with them effectively, especially in business: ( روابط عمومی )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

شر درست کردن ، شر شدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

to take goods or people somewhere by plane ( فرستادن و حمل هوایی اجناس یا انسانها ) مثال ۱:US planes have been flying food and medical supplies i ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٥

خود رو قانع کردن برای انجام کاری ( مخصوصا اون کاری که ازش میترسی ) - جسارت به خرج دادن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

ماندگار

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

از زیر تنبیه و جریمه در رفتن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

to put something into a small space, especially in order to protect, hide, carry, or hold it

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٤

فکر کردن در مورد یه موضوع یا مساله ی و سنجیدن همه نتایج و عواقب احتمالی اون.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢١

استقلال داشتن در تصمیم ، نظر ، عقاید have an independent mind or attitude

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

زوده واسه قضاوت کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

چنگی به دل نمیزنه ، تعریفی نداره

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦٩

با این اوصاف، پس با این تفاسیر

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

march off/up/down, etc to walk somewhere fast, often because you are angry:

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧٩

making you feel less worried ( باعث قوت قلب و اطمینان خاطر ) دلگرم کننده باعث دلگرمی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

الگو قرار دادن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

the last date on which something can be done آخرین تاریخی که یه کاری میتونه انجام بشه.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

کارهای اداری

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧٤

به عنوان فعل به معنی : سعی در جلب توجه و گرفتن حمایت از جانب کسی try to get something esp attention or support from other people

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

آن سوی مرزها

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨٣

جذب کردن یا شدن ( در یک ساز مان یا شرکت ، . . )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

leave a place in order to go somewhere else. ( راه افتادن )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧٠

نخستین اکران ( یک فیلم ) یا نخستین اجرای یک قطعه موسیقی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٤

مورد هجمه و انتقاد رسانه ها قرار گرفتن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پدیده ( به خصوص در عرصه ورزش، موسیقی و . . )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٧٤

بازخورد عمومی ، توجه عمومی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

تشویق حضار ( مخصوصا به صورت ایستاده )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٢

تصاحب کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١٣

ظاهر شدن یا اتفاق افتادن به صورت ناگهانی و سریع

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

پر کردن یه فضا یا اتاق با چیزهای زیادی که در نتیجه خیلی بی نظم و آشفته به چشم بیاد. ( شلوغ کردن )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧

ذره ذره کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

part with something یه چیزی که مال خودته رو دور بریزی یا بدیش به کسی دیگه. ( مخصوصا اون چیزی رو که دوست داری و دلتم نمیاد. . )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢١

یه ایده خوب ناگهانی