پیشنهادهای Pouria (١٠٩)
به هم ریختن کلافه شدن
به عنوان فعل معنی زمین زدن کسی رو هم میده. ( توی دعوا )
جایگزین کردن
internecine fighting or struggles happen between members of the same group or nation جنگ داخلی
انتقاد شدید اللحن
توی فارسی یه کلمه ای که معادل دقیقش باشه نداریم ولی یه اصطلاح واسش داریم. " لب چشمه بردن و تشنه برگرداندن "
کوتاه آمدن
( در مورد یک عمل یا طرز فکر ) : ساده لوحانه - ساده اندیشانه
اقامت کوتاه
شرم آور خجالت آور
توی بعضی جملات میشه " بی هویتی " معنیش کرد
در بعضی جملات میشه "متحجرانه " معنیش کرد.
بی پایه بی اساس
a moribund organization, industry etc is no longer active or effective and may be coming to an end ( در مورد یک بیزنس یا شرکت ) = رو به افول
سر و صدا
منطقه صعب العبور = hostile terrain
an unexpectedly successful achievement: موفقیت یا دستاورد غیر منتظره Beating Arsenal was a major coup for the club. شکست دادن آرسنال یک موفقی ...
بعضی وقتا میشه " آتش جنگ " معنیش کرد. مثل نمونه ی زیر: It seems as though the conflagration in the Middle East has been going on for centuries. ب ...
تند مزاج
1 ادا کردن ( کلمات ) 2 به طور شفاف بیان کردن ( یک ایده، نظر ، طرح )
ضد سرقت
تحول
عضو کوچک ( فرزند ) یک خانواده معروف یا ثروتمند
اشک بار
تقویت کردن
مناقشه
جریان مستمر
با شخصیت
کوچ نشین
فریب ، سرکاری
رمزآلود
سرخوشانه
رفتار هیجانی - نمایشی در ضمن توی روانشناسی یه نوع از شخصیت های ناسالم محسوب میشه.
* ارتقا یافتن ( از لحاظ شغلی و کاری )
اگه توی جمله با ساختار مجهول مثل نمونه های زیر اومد میتونید اینجوری معنیش کنید: به در بسته خوردند ناکام ماندند Companies have been stymied by th ...
پر تلاطم ناپایدار
دهن کجی کردن ( به یک قانون ، رسم ، سنت و . . )
implacable enemy دشمن قسم خورده
با زبان خوش کسی رو متقاعد کردن
نخاله ساختمانی
to attract customers to a shop or business جذب مشتری کردن
در کمال ناباوری
To indicate or signify the direction or location of someone or something.
If people pour into or out of a place, they go there quickly and in large numbers
thugs = اراذل و اوباش
a person who is contagious has a disease that can be passed to another person by touch ناقل
حساس ( از لحاظ پر اهمیت بودن ) - سرنوشت ساز مثلا : high - stakes battle جدال حساس high - stakes contest مسابقه حساس
* ( در مورد قیمت و آمار ) = جهش
بی تفاوتی
از سر گرفتن Vietnam restored diplomatic relations with South Korea on December 22 ویتنام روابط دیپلماتیک با کره جنوبی را از سر گرفت.
افتضاح
to stop doing something or being involved in something کنار گذاشتن ( یه کار یا فعالیت ) I wanted to get out of teaching. خواستم تدریس رو کنار ب ...
( در مورد رفتار ) = خشک و رسمی
تا حد امکان ، تا جایی که ممکنه
آفت دهان. همچنین اَمریکنش میشه. canker sore
( pack sth into sth ) to manage to do a lot of activities in a limited period of time
بو ( به خصوص بوی نامطبوع و بد )
بارز
( در مورد بو و عطر ) = پیچیدن ( در مورد باد و نسیم ) = وزیدن
making somebody look more attractive
1To exit slowly and often stealthily خارج شدن از یه مکان به صورت دزدکی و یواشکی The cat crept out from under the bush to see if the dog was gone. ...
جایگاه
در مورد کتاب ، رمان و آثار هنری میشه " درخشان " هم ترجمش کرد.
کسب کردن
دست نگهداشتن
سرگرم شدن با چیزی
رایج
بصورت مکتوب
تفکیک قائل شدن
استناد کردن ، اشاره کردن
I couldn't care less واسم مهم نیست - برام اهمیتی نداره
استدلال
هزینه بر
همبستگی ، وحدت
نظام مند
با حال تر کردن یا شدن
برجسته کردن
the ability to communicate with people in a friendly way and therefore deal with them effectively, especially in business: ( روابط عمومی )
شر درست کردن ، شر شدن
to take goods or people somewhere by plane ( فرستادن و حمل هوایی اجناس یا انسانها ) مثال ۱:US planes have been flying food and medical supplies i ...
خود رو قانع کردن برای انجام کاری ( مخصوصا اون کاری که ازش میترسی ) - جسارت به خرج دادن
ماندگار
از زیر تنبیه و جریمه در رفتن
to put something into a small space, especially in order to protect, hide, carry, or hold it
فکر کردن در مورد یه موضوع یا مساله ی و سنجیدن همه نتایج و عواقب احتمالی اون.
استقلال داشتن در تصمیم ، نظر ، عقاید have an independent mind or attitude
زوده واسه قضاوت کردن
چنگی به دل نمیزنه ، تعریفی نداره
با این اوصاف، پس با این تفاسیر
march off/up/down, etc to walk somewhere fast, often because you are angry:
making you feel less worried ( باعث قوت قلب و اطمینان خاطر ) دلگرم کننده باعث دلگرمی
الگو قرار دادن
the last date on which something can be done آخرین تاریخی که یه کاری میتونه انجام بشه.
کارهای اداری
به عنوان فعل به معنی : سعی در جلب توجه و گرفتن حمایت از جانب کسی try to get something esp attention or support from other people
آن سوی مرزها
جذب کردن یا شدن ( در یک ساز مان یا شرکت ، . . )
leave a place in order to go somewhere else. ( راه افتادن )
نخستین اکران ( یک فیلم ) یا نخستین اجرای یک قطعه موسیقی
مورد هجمه و انتقاد رسانه ها قرار گرفتن
پدیده ( به خصوص در عرصه ورزش، موسیقی و . . )
بازخورد عمومی ، توجه عمومی
تشویق حضار ( مخصوصا به صورت ایستاده )
تصاحب کردن
ظاهر شدن یا اتفاق افتادن به صورت ناگهانی و سریع
پر کردن یه فضا یا اتاق با چیزهای زیادی که در نتیجه خیلی بی نظم و آشفته به چشم بیاد. ( شلوغ کردن )
ذره ذره کردن
part with something یه چیزی که مال خودته رو دور بریزی یا بدیش به کسی دیگه. ( مخصوصا اون چیزی رو که دوست داری و دلتم نمیاد. . )
یه ایده خوب ناگهانی