high stakes

پیشنهاد کاربران

ترکیب های پرکاربرد
high - stakes negotiations → مذاکرات حساس و سرنوشت ساز
high - stakes meeting → دیدار بسیار مهم و حساس
high - stakes decision → تصمیمی با پیامدهای مهم
high - stakes election → انتخاباتی بسیار مهم و سرنوشت ساز
...
[مشاهده متن کامل]

high - stakes game → بازی حساس و سرنوشت ساز
مخالف تقریبی:
low - stakes = کم اهمیت، کم خطر، با پیامدهای محدود

معادل فارسی:
حساس و سرنوشت ساز
بسیار مهم و پرمخاطره
دارای پیامدهای مهم
با ریسک و تبعات بالا
مثال؛
Later this week when Xi Jinping arrives in the US for high - stakes talks, Donald Trump will be there at Joint Base Andrews airbase to welcome him personally, a rare departure from protocol for the US president.
...
[مشاهده متن کامل]

اواخر این هفته، هنگامی که شی جین پینگ برای مذاکراتی حساس و سرنوشت ساز وارد آمریکا شود، دونالد ترامپ در پایگاه هوایی جوینت بیس اندروز شخصا برای استقبال از او حضور خواهد داشت؛ اقدامی که برای رئیس جمهور آمریکا عدول نادری از پروتکل معمول به شمار می رود.
The two leaders are meeting for high - stakes negotiations.
دو رهبر برای مذاکراتی حساس و سرنوشت ساز دیدار می کنند.
This is a high - stakes diplomatic meeting.
این یک دیدار دیپلماتیک بسیار حساس و مهم است.
The company is facing a high - stakes legal battle.
این شرکت با یک نبرد حقوقی بسیار حساس و پرمخاطره روبه رو است.

پرریسک؛ سرمایه گذاری هایی که احتمال ورشکستگی مقادیر زیادی از سرمایه در آن بالا است.
توضیح: اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم �hazard� مخاطره، �danger� خطر، و �risk� ریسک ترجمه می شود.
۱. **معنی اصلی ( رایج ترین کاربرد ) **
موقعیت یا فعالیتی که نتیجه اش خیلی مهم و تعیین کننده است
مثال ها:
This is a high - stakes negotiation; one wrong word could cost us millions.
...
[مشاهده متن کامل]

این مذاکره با ریسک خیلی بالاست؛ یک کلمه اشتباه ممکنه میلیون ها دلار برامون هزینه داشته باشه
The final exam is high - stakes—it determines whether you graduate this year.
امتحان نهایی خیلی حساسه—اینکه امسال فارغ التحصیل بشی یا نه بهش بستگی داره
Poker in Las Vegas can be high - stakes gambling with huge sums of money.
پوکر تو لاس وگاس می تونه قمار با مبالغ خیلی بالا و ریسک زیاد باشه
۲. **در زمینه های حرفه ای / کاری / سیاسی**
وقتی تصمیم گیری عواقب سنگین داره
مثال ها:
Surgeons often work in high - stakes environments where mistakes can be fatal.
جراح ها اغلب تو محیط های با اهمیت حیاتی کار می کنن که اشتباه می تونه مرگبار باشه
High - stakes diplomacy is happening right now between the two countries.
دیپلماسی با ریسک بالا همین الان بین این دو کشور در جریانه
The CEO faces high - stakes decisions that will shape the company’s future.
مدیرعامل با تصمیم های سرنوشت ساز روبه روه که آینده شرکت رو تعیین می کنه
۳. **در بازی ها، رقابت ها و سرگرمی**
وقتی برنده شدن یا باختن خیلی مهم باشه
مثال ها:
It’s a high - stakes chess match—the winner advances to the world championship.
این مسابقه شطرنج با اهمیت بالاست—برنده به قهرمانی جهان می رسه
High - stakes reality TV shows keep viewers hooked with big prizes and drama.
برنامه های واقعیتی با جایزه های بزرگ و درام زیاد مخاطب رو میخکوب می کنن

بلند پایه مثلا هیئت بلند پایه
بلند پایه مثلا هییت بلندپایه برای بازدید از جایی
English:
"High - stakes" describes a situation involving great risk or significant consequences — whether in money, reputation, relationships, or decision - making.
فارسی:
high - stakes یعنی موقعیتی که در اون ریسک یا پیامدهای جدی و مهمی وجود داره. این اصطلاح برای شرایطی به کار می ره که خیلی چیزها در خطره و تصمیم یا نتیجه، تأثیر بزرگی داره.
...
[مشاهده متن کامل]

- - -
### 8 Natural Sentences:
1. This is a high - stakes game — one mistake and you could lose everything.
این یه بازی پرریسکه — یه اشتباه و ممکنه همه چی رو از دست بدی.
2. They’re negotiating a high - stakes deal with a foreign company.
دارن درباره یه قرارداد حساس و بزرگ با یه شرکت خارجی مذاکره می کنن.
3. Her decision to leave the company was a high - stakes move.
تصمیمش برای ترک شرکت یه حرکت پرخطر و مهم بود.
4. High - stakes exams can be stressful for students.
امتحان های سرنوشت ساز می تونن خیلی استرس زا باشن برای دانش آموزا.
5. The talks between the two leaders are high - stakes and could shape the region’s future.
گفتگوهای بین این دو رهبر خیلی حساسه و می تونه آینده منطقه رو تعیین کنه.
6. Launching a startup is always a high - stakes venture.
راه اندازی یه استارتاپ همیشه یه کار پرریسک و مهمه.
7. It was a high - stakes moment in the courtroom.
اون لحظه در دادگاه خیلی حساس و سرنوشت ساز بود.
8. He enjoys the thrill of high - stakes poker.
از هیجان پوکرهای پرریسک لذت می بره.
- - -
### 2 Natural Conversations:
#### Conversation 1:
A: Are you sure you want to challenge your boss in the meeting?
B: I know it’s a high - stakes move, but someone has to say the truth.
الف: مطمئنی می خوای تو جلسه با رئیست مخالفت کنی؟
ب: می دونم حرکت پرخطریه، ولی یکی باید حقیقت رو بگه.
- - -
#### Conversation 2:
A: Why are you so nervous?
B: This is a high - stakes presentation. The company’s future depends on it.
الف: چرا این قدر استرس داری؟
ب: این یه ارائه خیلی حساسه. آینده شرکت بهش بستگی داره.
a
### 📌 Collocations with "high - stakes" ( ترکیب های رایج با "high - stakes" ) :
1. high - stakes game – بازی پرخطر
2. high - stakes decision – تصمیم سرنوشت ساز
3. high - stakes exam – امتحان مهم و تأثیرگذار
4. high - stakes negotiation – مذاکره حساس
5. high - stakes meeting – جلسه مهم و سرنوشت ساز
6. high - stakes situation – موقعیت بحرانی/حساس
7. high - stakes environment – محیط پرتنش و پرریسک
8. high - stakes move – اقدام یا حرکت پرخطر
- - -
### ✅ 8 Natural Sentences with EN & FA:
1. This is a high - stakes game — every decision counts.
این یه بازی پرریسکه — هر تصمیمی اهمیت داره.
2. He made a high - stakes move by investing all his savings.
با سرمایه گذاری همه پس اندازهاش، دست به یک اقدام پرریسک زد.
3. The students are preparing for a high - stakes exam next week.
دانش آموزها دارن برای یه امتحان خیلی مهم هفته آینده آماده می شن.
4. That was a high - stakes decision that changed the company’s direction.
اون یه تصمیم سرنوشت ساز بود که مسیر شرکت رو تغییر داد.
5. They are involved in a high - stakes negotiation with international investors.
درگیر یک مذاکره حساس با سرمایه گذاران بین المللی هستند.
6. It’s a high - stakes situation — one mistake could cost us everything.
موقعیتی خیلی حساسه — یه اشتباه می تونه همه چیز رو ازمون بگیره.
7. She’s working in a high - stakes environment where pressure is constant.
توی محیطی پرتنش و پرریسک کار می کنه که فشار دائمیه.
8. Attending that high - stakes meeting was a turning point in his career.
شرکت در اون جلسه سرنوشت ساز یه نقطه عطف در مسیر شغلی اش بود.
- - -
### 💬 Conversation 1 ( EN FA ) :
A: Are you ready for the high - stakes meeting tomorrow?
B: I’m nervous, but yes. It could make or break our project.
الف: برای جلسه ی حساس فردا آماده ای؟
ب: نگرانم، ولی آره. ممکنه باعث موفقیت یا شکست پروژه مون بشه.
- - -
### 💬 Conversation 2 ( EN FA ) :
A: You really chose a high - stakes environment to work in.
B: I know, but I love the challenge.
الف: واقعاً یه محیط پرتنش برای کار کردن انتخاب کردی.
ب: می دونم، ولی از چالشش خوشم میاد.
chatgpt

used to describe a situation that has a lot of risk and in which someone is likely to either get or lose an advantage, a lot of money, etc
برای توصیف موقعیتی استفاده می شود که ریسک زیادی دارد و در آن کسی احتمالاً مزیت، پول زیادی و غیره را به دست می آورد یا از دست می دهد.
...
[مشاهده متن کامل]

President Joe Biden has arrived in Israel for a high - stakes trip that comes after a deadly Gaza hospital blast fueled protests across the Middle East and threatened to derail diplomatic efforts.
The company has made some high - stakes investments in an attempt to transform itself into a multibrand empire.
What we have is a high - stakes battle for control of one of the world's most lucrative markets.

منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/high-stakes
If stakes are high, it means there is a lot at risk
همه جانبه
پرمخاطره
1 - سرنوشت ساز 2 - تعیین کننده 3 - مخاطره امیز4 - دارای حساسیت بالا
مخاطره آمیز
دارای تاثیر بالا، سرنوشت ساز، تعیین کننده
مثل کنکور ، آزمون های پایان ترم یا هر چیزی که سرنوشت فرد را تعیین می کند.
موقعیت خیلی مهم
حساس ( از لحاظ پر اهمیت بودن ) - سرنوشت ساز
مثلا :
high - stakes battle جدال حساس
high - stakes contest مسابقه حساس

مشاغل بالا
ریسک بالا - در صورت عدم موفقیت ضرر زیاد متحمل شدن. امکان بدست آوردن یا از دست دادن مقدار زیادی سرمایه یا پول یا هر چیز موجود
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)