Pouria

Pouria pouria. rasooli@yahoo. com

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



coax٢٠:١٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤با زبان خوش کسی رو متقاعد کردنگزارش
2 | 0
rubble٢١:٣٦ - ١٣٩٩/١٠/٢١نخاله ساختمانیگزارش
9 | 0
bring in٢٠:٢٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥to attract customers to a shop or business جذب مشتری کردنگزارش
5 | 0
against all odds١٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/١٧در کمال ناباوریگزارش
34 | 0
point towards٢٠:٣٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٧To indicate or signify the direction or location of someone or something.گزارش
0 | 1
pour١١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٦If people pour into or out of a place, they go there quickly and in large numbersگزارش
16 | 1
thug١٨:٠٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٩thugs = اراذل و اوباشگزارش
25 | 1
contagious١٩:٢٤ - ١٣٩٩/٠٢/٠٥a person who is contagious has a disease that can be passed to another person by touch ناقلگزارش
9 | 1
high stakes١٨:٢٤ - ١٣٩٨/١٢/١٣حساس ( از لحاظ پر اهمیت بودن ) - سرنوشت ساز مثلا : high - stakes battle جدال حساس high - stakes contest مسابقه حساس گزارش
62 | 0
surge٢٣:٢٨ - ١٣٩٨/١٢/٠٥* ( در مورد قیمت و آمار ) = جهشگزارش
60 | 1
apathy١٦:٣١ - ١٣٩٨/١١/٠٥بی تفاوتیگزارش
23 | 0
restore٠٠:٠٨ - ١٣٩٨/١١/٠٤از سر گرفتن Vietnam restored diplomatic relations with South Korea on December 22 ویتنام روابط دیپلماتیک با کره جنوبی را از سر گرفت.گزارش
25 | 1
atrocious٢٠:٠٧ - ١٣٩٨/١٠/٢٥افتضاحگزارش
39 | 1
get out of٢١:٤٥ - ١٣٩٨/١٠/٠٧to stop doing something or being involved in something کنار گذاشتن ( یه کار یا فعالیت ) I wanted to get out of teaching. خواستم تدریس رو کنار ب ... گزارش
16 | 0
stiff١٢:٢٧ - ١٣٩٨/١٠/٠٦( در مورد رفتار ) = خشک و رسمیگزارش
18 | 1
within reason٠٠:١١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٦تا حد امکان ، تا جایی که ممکنهگزارش
34 | 0
mouth ulcer٢١:٥٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢آفت دهان. همچنین اَمریکنش میشه. canker soreگزارش
25 | 1
pack١٢:٤٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢( pack sth into sth ) to manage to do a lot of activities in a limited period of timeگزارش
5 | 1
odour٢١:٣٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠بو ( به خصوص بوی نامطبوع و بد )گزارش
30 | 0
distinctive٢١:١٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠بارزگزارش
32 | 1
waft١٨:٢٢ - ١٣٩٨/٠٩/١٩( در مورد بو و عطر ) = پیچیدن ( در مورد باد و نسیم ) = وزیدنگزارش
25 | 0
flattering٢٢:١٥ - ١٣٩٨/٠٩/١٣making somebody look more attractive گزارش
48 | 1
creep out١٩:٢٠ - ١٣٩٨/٠٩/١١1To exit slowly and often stealthily خارج شدن از یه مکان به صورت دزدکی و یواشکی The cat crept out from under the bush to see if the dog was gone. ... گزارش
37 | 1
status١٨:٣٥ - ١٣٩٨/٠٩/١٠جایگاهگزارش
41 | 1
magnificent١٧:٣٥ - ١٣٩٨/٠٩/١٠در مورد کتاب ، رمان و آثار هنری میشه " درخشان " هم ترجمش کرد. گزارش
12 | 1
derive١٩:٥٥ - ١٣٩٨/٠٩/٠٨کسب کردنگزارش
37 | 1
hold back١٨:١٢ - ١٣٩٨/٠٩/٠٤دست نگهداشتنگزارش
23 | 0
mess around٢٢:٢٣ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤سرگرم شدن با چیزیگزارش
16 | 1
conventional١٩:٠١ - ١٣٩٨/٠٨/١٢رایجگزارش
32 | 1
in writing١٨:١٠ - ١٣٩٨/٠٨/٠٩بصورت مکتوبگزارش
18 | 0
distinguish١٩:١٣ - ١٣٩٨/٠٧/١٨تفکیک قائل شدنگزارش
12 | 1
cite١٨:٥٦ - ١٣٩٨/٠٧/١٨استناد کردن ، اشاره کردنگزارش
25 | 0
couldn't care less١٨:١٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٣I couldn't care less واسم مهم نیست - برام اهمیتی ندارهگزارش
18 | 0
rationale١٧:٤٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠٧استدلالگزارش
64 | 0
costly١٣:٤٠ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥هزینه برگزارش
30 | 1
connectedness١٣:٢٢ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥همبستگی ، وحدتگزارش
25 | 1
structured١٢:٢١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥نظام مندگزارش
34 | 1
liven up٢٣:٥٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠با حال تر کردن یا شدنگزارش
23 | 0
bring out٢٣:٤٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠برجسته کردنگزارش
18 | 0
people skills٠١:١٩ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠the ability to communicate with people in a friendly way and therefore deal with them effectively, especially in business: ( روابط عمومی ) گزارش
7 | 0
asking for trouble١٦:٠١ - ١٣٩٨/٠٥/١٧شر درست کردن ، شر شدنگزارش
23 | 1
FLY١٧:٥٧ - ١٣٩٨/٠٥/٠٨to take goods or people somewhere by plane ( فرستادن و حمل هوایی اجناس یا انسانها ) مثال ۱:US planes have been flying food and medical supplies i ... گزارش
14 | 1
pluck up the courage١٧:١٨ - ١٣٩٨/٠٤/٠١خود رو قانع کردن برای انجام کاری ( مخصوصا اون کاری که ازش میترسی ) - جسارت به خرج دادنگزارش
14 | 0
enduring١٦:٥٦ - ١٣٩٨/٠٤/٠١ماندگارگزارش
74 | 0
get away with٢٠:١٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨از زیر تنبیه و جریمه در رفتنگزارش
37 | 0
tuck١٠:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٩to put something into a small space, especially in order to protect, hide, carry, or hold itگزارش
23 | 1
think it over١٣:٥٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٨فکر کردن در مورد یه موضوع یا مساله ی و سنجیدن همه نتایج و عواقب احتمالی اون. گزارش
25 | 1
think for yourself١٣:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٨استقلال داشتن در تصمیم ، نظر ، عقاید have an independent mind or attitudeگزارش
37 | 1
it's early days٠٠:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢زوده واسه قضاوت کردنگزارش
30 | 0
not be up to much٠٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢چنگی به دل نمیزنه ، تعریفی ندارهگزارش
34 | 0