rubble

/ˈrəbl̩//ˈrʌbl̩/

معنی: پاره اجر، قلوه سنگ، خرده سنگ، سنگ نتراشیده، ویران کردن
معانی دیگر: پاره سنگ، (در اثر زلزله یا بمب یا خراب کردن و غیره) آوار، خاک و آجر، پاره آجر، آخال، بنایی با پاره سنگ، (دیوار یا ساختمان و غیره) ساخته شده از پاره سنگ، پاره سنگی (rubblework هم می گویند)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: fragments of crumbled or crushed rock, masonry, or the like, as resulting from demolition.
مترادف: debris, detritus, wreckage
مشابه: flotsam, jettison, refuse, rubbish, trash, waste

(2) تعریف: coarse stone fragments used in masonry.

جمله های نمونه

1. a pile of rubble could be seen in front of the stone cutter's workshop
در جلو کارگاه سنگ تراشی یک توده خرده سنگ دیده می شد.

2. an embankment of earth and rubble
دیواره ای از خاک و آوار

3. children were playing amidst the rubble of bombed-out buildings
بچه ها در میان آوار ساختمان های بمباران شده بازی می کردند.

4. the earthquake turned the village into a pile of rubble
زلزله دهکده را به توده ای از خاک و خشت تبدیل کرد.

5. Allied bombing reduced the city to ruins/rubble.
[ترجمه ترگمان]بمباران متفقین این شهر را به ویرانه تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]بمبگذاری متفقین شهر را ویران کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The building was reduced to a heap of rubble.
[ترجمه ترگمان]ساختمان به تلی از آوار تبدیل شده بود
[ترجمه گوگل]این ساختمان به یک کج سنگ شکن تبدیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The foundation of the house is built from rubble overlaid with concrete.
[ترجمه ترگمان]پایه و اساس این خانه از rubble با بتون ساخته شده است
[ترجمه گوگل]بنیاد از خانه ساخته شده است از آوار پوشیده شده با بتن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Thousands of bodies are still buried under the rubble.
[ترجمه ترگمان]هزاران جسد هنوز زیر آوار مدفون شده اند
[ترجمه گوگل]هزاران بدن هنوز زیر خاک زیر خاک دفن شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A massive earthquake reduced the city to rubble.
[ترجمه ترگمان]زلزله عظیمی شهر را به ویرانه تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]یک زمین لرزه عظیم، شهر را به سنگسار کاهش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Rescue workers are digging through the rubble in search of other victims.
[ترجمه ترگمان]امدادرسانان در جستجوی قربانیان دیگر در حال حفاری در زیر آوار هستند
[ترجمه گوگل]کارگران نجات از طریق سنگسار در جستجوی دیگر قربانیان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Police are still picking through the rubble looking for clues to the cause of the explosion.
[ترجمه ترگمان]پلیس هنوز در حال جستجو از میان آوار به دنبال نشانه هایی از انفجار است
[ترجمه گوگل]پلیس هنوز از میان آوار بیرون می آید و به دنبال سرنخ های علت انفجار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Dozens of people were trapped in the rubble when the building collapsed.
[ترجمه ترگمان]وقتی ساختمان فرو ریخت، ده ها نفر در زیر آوار گرفتار شدند
[ترجمه گوگل]هنگامی که ساختمان سقوط کرد، ده ها تن از مردم در معرض کشت قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The city was pounded to rubble during the war.
[ترجمه ترگمان]این شهر در طی جنگ ویران شد
[ترجمه گوگل]این شهر در طول جنگ به سنگ قبر تبدیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The ceiling collapsed and rubble poured into the room.
[ترجمه ترگمان]سقف فرو ریخت و آوار به داخل اتاق ریخت
[ترجمه گوگل]سقف سقوط کرد و آوار در اتاق ریخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. She stood among the rubble left by the earthquake.
[ترجمه ترگمان]او در میان آوار مانده از زلزله ایستاده بود
[ترجمه گوگل]او در میان آوارهای که توسط زمین لرزه به سر می برد ایستاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پاره اجر (اسم)
brickbat, rubble

قلوه سنگ (اسم)
rubble, cobblestone

خرده سنگ (اسم)
rubble

سنگ نتراشیده (اسم)
rubble

ویران کردن (فعل)
desolate, destroy, harry, ravage, rubble, throw, demolish, havoc, raze, devastate, ruinate, kayo, knockout

تخصصی

[عمران و معماری] سنگ لاشه - قطعه سنگ - لاشه سنگ - آوار - قلوه سنگ
[زمین شناسی] سنگ لاشه، قطعه سنگ، قلوه سنگ، لاشه سنگ
[آب و خاک] لاشه سنگ

به انگلیسی

• fragments of broken material remaining after the destruction or decay of a building
rubble consists of the bricks or pieces of stone or concrete which result when a building is destroyed.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیپاره اجر، قلوه سنگ، خرده سنگ، سنگ نتراشی ...معانی متفرقهپاره سنگ، ( در اثر زلزله یا بمب یا خراب ک ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • ( 1 ) تعریف: fragments of crumbled or crushed rock, masonry, or the like, as r ...جمله های نمونه1. a pile of rubble could be seen in front of the stone cutter's workshop در جلو کارگاه سنگ تراشی ...مترادفپاره اجر ( اسم ) brickbat, rubble قلوه سنگ ( اسم ) rubble, cobblestone خرده سنگ ( اسم ) rubb ...بررسی تخصصی[عمران و معماری] سنگ لاشه - قطعه سنگ - لاشه سنگ - آوار - قلوه سنگ [زمین شناسی] سنگ لاشه، قطعه سنگ، ق ...انگلیسی به انگلیسیfragments of broken material remaining after the destruction or decay of a building rubble consists ...
معنی rubble، مفهوم rubble، تعریف rubble، معرفی rubble، rubble چیست، rubble یعنی چی، rubble یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف r، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف r، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف r، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف r
کلمه بعدی: rubble beach
اشتباه تایپی: قعذذمث
آوا: /روببل/
عکس rubble : در گوگل
معنی rubble

پیشنهاد کاربران

ویرانه، خرابه
آثار مخروبه، بقایای چیزی که خراب شده
آوار
قطعه های چیزی که نابود شده است. 👍👌👌👍👍👌
نخاله ساختمانی
آوار , خرابه

# There were piles of rubble everywhere
# The bomb reduced the house to rubble
# Several people were trapped in the rubble
# He stood among the rubble left by the earthquake
آوار
خرابه
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما