granulate

/ˈɡrænjʊleɪt//ˈɡrænjʊleɪt/

معنی: دانه دانه کردن، دارای ذرات ریز کردن
معانی دیگر: به صورت دانه یا حبه یا ذره در آوردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: granulates, granulating, granulated
(1) تعریف: to make into small particles or grains.
مشابه: grain, pulverize

- Cane sugar is processed from a natural liquid, cane juice, that is dried and granulated.
[ترجمه گوگل] شکر نیشکر از یک مایع طبیعی، آب نیشکر، که خشک و دانه بندی می شود، فرآوری می شود
[ترجمه ترگمان] شکر Cane از مایع طبیعی، عصاره نیشکر، که خشک و دانه ای است، پردازش می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to cause to have a rough surface.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: granulative (adj.), granulater (granulator) (n.), granulation (n.)
• : تعریف: to come to be made up of small particles or grains.
مشابه: grain, pulverize

جمله های نمونه

1. Stir in the Sweetex Granulated then stir in enough water to form a soft dough.
[ترجمه گوگل]Sweetex Granulated را هم بزنید و سپس به اندازه کافی آب هم بزنید تا خمیر نرمی به دست آید
[ترجمه ترگمان]سپس در the بریزید و سپس به اندازه کافی آب بزنید تا خمیر نرم ایجاد شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was thought that dry granulated yeast imparted an inferior flavor.
[ترجمه گوگل]تصور می‌شد که مخمر دانه‌بندی شده خشک طعم پایین‌تری می‌دهد
[ترجمه ترگمان]تصور می شد که مخمر خشکش یک طعم نامرغوب را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In the new process, the carpet is granulated and then mixed and extruded with a catalyst.
[ترجمه گوگل]در فرآیند جدید، فرش دانه بندی شده و سپس با کاتالیزور مخلوط و اکسترود می شود
[ترجمه ترگمان]در فرآیند جدید، فرش دانه دانه است و سپس با یک کاتالیزور مخلوط می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The drifts were granulated and shrinking under my eyes.
[ترجمه گوگل]رانش ها دانه بندی شده و زیر چشمم جمع می شدند
[ترجمه ترگمان]می لغزد و زیر چشمانم جمع می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It can be used just like granulated sugar, spoon for spoon, in drinks, desserts, cereals and some recipes.
[ترجمه گوگل]می توان از آن درست مانند شکر دانه ریز، قاشق به قاشق، در نوشیدنی ها، دسرها، غلات و برخی دستور العمل ها استفاده کرد
[ترجمه ترگمان]آن می تواند درست مانند شکر دانه ای، قاشق برای قاشق، در نوشیدنی ها، دسرها، غلات و برخی دستور العمل ها استفاده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Gradually beat in granulated sugar until well combined. Beat in egg yolks, chocolate and vanilla until thoroughly combined.
[ترجمه گوگل]شکر گرانول را کم کم با همزن بزنید تا خوب ترکیب شود زرده تخم مرغ، شکلات و وانیل را با همزن بزنید تا کاملا مخلوط شوند
[ترجمه ترگمان]به تدریج تا زمانی که به خوبی با هم ترکیب شوند، شکر دانه ای زدند در زرده تخم مرغ، شکلات و وانیل تا زمانی که به طور کامل ترکیب شوند، شکست دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Melt the granulated sugar with the almonds in a saucepan.
[ترجمه گوگل]شکر گرانول را با بادام در قابلمه ای آب کنید
[ترجمه ترگمان]نمک دانه ای را با بادام در یک ماهی تابه ذوب کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Gradually beat in granulated sugar until well combined.
[ترجمه گوگل]شکر گرانول را کم کم با همزن بزنید تا خوب ترکیب شود
[ترجمه ترگمان]به تدریج تا زمانی که به خوبی با هم ترکیب شوند، شکر دانه ای زدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Beat eggs and granulated sugar well and add vanilla and citron.
[ترجمه گوگل]تخم مرغ و شکر گرانول را خوب بزنید و وانیل و مرکب را اضافه کنید
[ترجمه ترگمان]تخم مرغ و شکر دانه ای را با هم بزنید و وانیل و citron هم بکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Combine granulated sugar, cinnamon and nutmeg in small bowl.
[ترجمه گوگل]شکر گرانول، دارچین و جوز هندی را در یک کاسه کوچک با هم ترکیب کنید
[ترجمه ترگمان]قند granulated، دارچین و جوز هندی رو در کاسه کوچیک وصل کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Brush with milk and sprinkle with Sweetex Granulated.
[ترجمه گوگل]با قلم مو شیر بزنید و با Sweetex Granulated بپاشید
[ترجمه ترگمان]برس با شیر و فلفل همراه با Sweetex granulated
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Add approximately half a teaspoon of white granulated sugar to each bottle before capping it.
[ترجمه گوگل]قبل از بستن درب هر بطری، تقریباً نصف قاشق چایخوری شکر گرانول سفید را اضافه کنید
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه آن را بپوشاند، نیمی از قاشق چای خوری سفید را به هر بطری اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Stir in the ground almonds and Sweetex Granulated.
[ترجمه گوگل]بادام آسیاب شده و Sweetex Granulated را هم بزنید
[ترجمه ترگمان]the را هم بزنید و هم بزنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. By strengthening the condition monitoring management of granulate process and the condition management of the granulate equipment, the chip appearance quality can be improved effectively.
[ترجمه گوگل]با تقویت مدیریت نظارت بر شرایط فرآیند گرانول و مدیریت شرایط تجهیزات گرانول، کیفیت ظاهر تراشه را می توان به طور موثر بهبود بخشید
[ترجمه ترگمان]با تقویت مدیریت نظارت بر شرایط فرآیند granulate و مدیریت شرایط تجهیزات granulate، کیفیت ظاهر تراشه می تواند به طور موثر بهبود یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دانه دانه کردن (فعل)
grain, corn, granulate

دارای ذرات ریز کردن (فعل)
granulate

تخصصی

[نساجی] دانه بندی کردن

به انگلیسی

• make into granules; crumble or collect into granules; make rough on the surface

پیشنهاد کاربران

ریز ریز کردن
ذره ذره کردن
Cut sth to its grains
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما