پیشنهاد‌های حسن اشرف زاده (١١٨)

بازدید
٣,٢٣٩
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر معنی را دوستان فرموده اند کم حرف کم گفتار تو دار باوقار یکی از مترادف هایی که هم معنی با واژگان بالاست و زیاد بکار میرود: Shy هست، کم رو، ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Holy shit در موارد گوناگون ، چند معنی دارد. روی هم رفته واژه منفی و گاهی رکیک دارد زمانی به کسی میگوید که در فارسی می گوییم لعنتی ای تو روحت یا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

صحبت کردن دیگران با شما خوب است. اگر چه این نوشته زیر هم هست: دلا خو، کن به تنهایی، ، ، ، که از تن ها بلا خیزد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Pluck Plucking مو برداشتن، کندن مو، پیرایش موهای ابرو They use tweezers for Plucking eyebrows. امها از موگیر ( موچین ) برای برداشتن ابروها استفاده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Tweezer = موگیر موچین انبرک پنس برای در آوردن مو و مرتب کردن ابرو و. . . بکار می رود همچنین در کارهایی مانند ساعت سازی یا تعمیر ساعت، برداشتن اجسام ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Bangs در انگلیسی آمریکایی به موی چتری، موی مدل چتری می گویند My dad cut my bangs. بابام چتری هامو کوتاه کرد. ( موهای مدل چتری ) در انگلیسی بریتانیا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A pinch of salt یه ذره نمک یک کم نمک مقداری نمک بده ( اگر ظرفی نباشد ) مقدار نمکی که با سه انگشت شست و نشان و انگشت وسطی نمک بر میداریم Pinch میشه=ان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سادگی خام بودن زودباوری ساده لوحی معصومیت بی گناهی افراد ساده، زودباور، بدون تجربه و خام و به نوعی بی گناه که ویژگی ساده لوح بودن بیشتر ویژگی های ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Famished گرسنگی ، I'm famished =وای چقدر گرسنمه، وای مردم از گشنگی. گرسنگی زیاد، اگر چه اغراق آمیز بیان میشود. مانند اینکه در فارسی می گویند "مردم ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یکی از کاربردهای ان، پاک کردن ظرف غذایی ، با قاشق یا وسیله ای برنج مانده توی بشقاب را تراشیدن، روفتن، پاک کردن بشقاب از دورریز ، خراشیدن ته دیگ را ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ته مانده غذا - دور ریز غذا یا هر خوردنی - مقدار غذا یا خوردنی که پس از استفاده، مانده و به آن پس مانده، یا ته مانده می گویند - - دور ریز خوردنی و غذا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تسلیم شده، واداده، بر خلاف میل و خواسته، ناگزیر پذیرفتن چیزی، تسلیم خواسته ای یا خواسته هایی شدن از روی اجبار، سازش از روی ترس یا حفظ جان یا موقعیت. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

capitulate تسلیم شدن_ کوتاه آمدن_برخلاف میل و رغبت پذیرفتن و ناگزیر شدن_وادادن واژه های برابر= Give in_give up_ surrender. . . کاپیتولاسیون هم ریشه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Bar none بدون استثنا، بی استثنا، بی گمان Bar none کاربردش برای تاکید بر بهترین کار، بهترین چیز، بهترین انجام کار He is the best player

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاح برابر تشویق و قدردانی است You're second to none تو بی نظیری تو بی همتایی تو بهترین هستی بهترینی ( در معنی وازه به واژه تو هیچوقت دوم نی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

از واژه های کابردی: غلظت، غلیظ بودن ( شیمی و علوم ) تمرکز تراکم تمرکز حواس The scientists measured the concentration of salt in the water دانشمندان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Mock=مسخره کردن، ریشخند زدن، به ریش کسی خندیدن ( اصطلاح ) ، ادای کسی را درآوردن، استهزا = ( واژه عربی ) Don't mock me= منو مسخره نکن - به ریشم نخند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گوارش - گوارشی - هاضمه - گذارید The stomach is a digestive organ= معده یک اندام گوارشی است Verb=digest گواریدن - هضم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Convinced برابر واژه های Sure_ certain مطمئن، متقاعد شده، اعتقاد اورده، اطمینان کامل داشته در تلفظ سترس یا فشار روی سیلاب دوم روی v Ke ( o ) nv'ins

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمانی بصورت منفی دربیاد یا حال استمراری یک اصطلاح پر کاربرد می شود Don't milk it =بهانه نیاور، خودتو لوس نکن، از زیر کاری دررفته با بهانه های گوناگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برانگیخته شدن, کاری که سبب انگیزه پیدا کردن دیگری می شود بویژه در نتوان دیدن یا حسادت و رشک aroused گذشته و فسمت سوم فعلp. p. Arouse ?حسادت حسادت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

درود نی، نی لبک، یک نوع ساز موسیقی بادی، قلم، قلم منظور قلم نی هست که برای خوش نویسی بکار می رود و پیشتر زمان ما، درس خوشنویسی و هنر داشتیم که آموز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جیغ، صدای جیغ زدن، غرولند کردن، قدقد زدن یا کردن، جیغ ناگهانی ، صدای اردک درآوردن، دادزدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خون ریزی - خون ریختن - خونریزی که برابر با ریزش یا از دست دادن خون باشد با واژه =bleed/bleeding بکار می رود منظور از خون ریزی در جنگ و جدال است یا خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Catch up جبران کردن_رسیدن به . . . _جبران ( عقب افتادن از درس ووو ) _سه روز کلاس نبوده ام باید جبران کنم ( درس هایی که نبودم ) I haven't been in cl ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

لطفا در متن پیشین سس گوجه را حذف بفرمایید Catch up را

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

رسیدن به_جبران کردن_بیشتر در مواردی :جبران عقب افتادن_سه درس را نبودم و باید جبران کنم ( جبران عقب افتادن از درس و کلاس ) _اتوبوس حرکت کرد باید بدوم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یادگیری_ فرایند یادگیری _شناخت _ معرفت _ادراک _شناختن _ آموختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Mend= مرمت، تعمیر، بهبودی ضرب المثل ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است It's never late to mend!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هایپر لپس یک تکنیک عکاسی است که در دوربین ها ، نقش زمان را اهمیت بیشتری می دهد و سرعت را بالا می برد. به آن تکنیک عکاسی فوق سرعت نیز می گویند. برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جدای از اینکه. . . این به کنار. . . صرف نظر از. . . گذشته از. . . Aside با from در آغاز نوشته واژه aside را به سوی واژه های بالا می برد در آغاز ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

جا. مکان. جایگاه=noun جا دادن . قراردادن. جایگیری. درجایی گذاشتن = verb اصطلاح : I can't place him. =او را بجا نمیاورم. I can't place you = شما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنگی کردن - رنگ افزودن - رنگ افزایی - اضافه کردن رنگ رنگی کردن فیلم های سیاه و سفید بیشتر در تلویزیون و گرافیک و کامپیوتر یا گوشی موبایل و چنین رست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرق در شکوه - Soak in the glory=از شکوه و ابهت لذت بردن - غرق در شوکت یا هیبت چیزی شدن Soaked=صفت = خیس خوردن، خیس کردن، خیس شده ( درباران و. . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فونت پررنگ ، فونت اشکارتر از فونت معمول. Font text=تکست پررنگ، نوشته یا متن پررنگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیاده سازی، پیاده سازی نرم افزار، در گوشی موبایل و کامپیوتر=نصب برنامه - تنظیم و اجرای برنامه یا اپلیکیشن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Jade ۱ - یشم، سنگ یشم ۲ - اسب پیر و فرتوت، اسب پیر که ارزشمندنیست ۳ - ( که در زبان عامیانه کاربرد دارد ) زن هرزه، دختر لاس، زن بی آبرو و شلیته یا سلی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

پروانه، حشراتی مانند پروانه شبها دورنورمی چرخند. Pęrpr�k در گویش لری، بختیاری، شیراز، کرمان، استان خراسان جنوبی به پروانه می گویند

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

ویران، ویرانه شده، داغون، داغون و خراب.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٤

ارتباط با کسی برای کمک خواستن - - تماس برقرار کردن با پشتیبانی ادارات و شرکتها - - پاپیش گذاشتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوباره انجام دادن. پیشتر انجام شده ، دوباره انجام دادم Redo Ri:do دوباره انجام بده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

توهم، توهم زا ، mind bending drugs داروهای توهم زا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

تازه کار، ناوارد، دربازی مافیا به فردی که اشتباه بازی میکند و مهارت ندارد، می گویند فلانی، نوب است، ، یا نوبه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

واژه های فارسی برای collaboration هم اندیشی، هم اندیشی و همکاری، دستاورد خردگروهی و کارگروهی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

دانش هواو فضا، هوانوردی، دانش فضاپیمایی، ناسا از واژه های National aeronautics space administration درست شده ، سازمان ملی علوم هوانوردی وفضا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

برنامه تویسان، برنامه نویسان نرم افزارها و اپلیکیشن ها، کسانی که در یک برنامه نرم افزاری به سازندگان ان برای بهبودی و ازبین بردن ایرادات کمک می کنند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

در بازی ها یا گیم ها، به اشکالات می گویند، در گوشی های موبایل برنامه ها و آپ ها ، به معنی، اشکال، خطا است و بصورت جمع استفاده میشود Bugs

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

داماد۲ - - آراستن و پیراستن، کوتاه کردن، مو و یال و دم و اعضا حیوانات

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

ماهیچه درد، درد ماهیچه و عضله، دردعضلانی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به سختی نفس کشیدن، تنگی نفس، یکی از نشانه های کرونا همین گونه تنفس مشکل و سخت است

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

اشتباهی پیش آمده، خطایی رخ داده، اررور داده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

شادکامی، خوشبختی، سعادت، خوش بودن با تمام وجود

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

صدای زیاد و خارج از عرف، هنگام خوردن، صدای ملچ و ملوچ دهان، ملچ ملچ کردن، صدای چلپ و چلوپ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

همکاری، باهم کارکردن، همدستی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

همکاری کردن، ، همدستی، باهم کار کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

همکاری کردن، همدستی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

مسئول نگهداری، سرپرست امور پستی، سرپرست

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣

مهاجر ، کسی مجبور به ترک کشورش شده جلای وطن، اقامت در کشوری بجز کشور زادگاه.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

بیگانه، اجنبی، غریبه، کسی از بیرون مرز وارد میشود، خارجی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنگی بین سبز وآبی، ، فیروزه ای، سنگ فیروزه، ابی فیروزه ای

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

حیاتی، سر نوشت ساز، بسیارمهم، تعیین کننده، در ورزش گرفتن امتیازی یا بردن بازی که حیاتی و سرنوشت ساز است

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

نابهنگام، مرگ ناگهانی، زودهنگام

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

مبالغه، بزرگنمایی شده، ازکاه کوه ساخته، اغراق گویی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ناگهان ربودن، بزورگرفتن، دست اندازی به کسی یا چیزی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

جشن فارغ التحصیلی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

قاپ زدن، دله دزدی، خبرچینی پلیس را کردن، خبرکش

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

قاپ زدن، دله دزدی، خبرچینی، مخبر بودن برای پلیس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

Two toed sloth تنبل دو پنجه، حیوانی پستاندار دوانگشتی یا تنبل دو پنجه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

الک، غربال، کمو با صافی تفاوت دارد، فقط الک کردن و غربال Strainer=صافی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

شیطنت، فتنه به پا کردن، پستی با make Make a mischief فتنه و دو به هم زنی کردن، شرارت کردن Mischief maker دوبه هم زن، اشوبگر، فتنه ساز

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

محکم ضربه زدن، ، با قدرت تمام ضربه زدن، از روی خشم ضربه زدن، باخشونت زدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

تبلیغات برای جهت دادن افکارمردم، هیاهوی تبلیغاتی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

غریزه ای، از روی غریزه - غیر ارادی -

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

رژیمی، هر نوشیدنی و خوراکی رژیمی Diet coke نوشابه رژیمی I am on diet من در حال رژیم گرفتنم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

نوشابه رژیمی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

پزشکان متخصص قلب برای تشخیص بیماری قلب از تست ورزش کمک می گیرند که یک دستگاه ان تردمیل است، وشخص با راه رفتن ، وسرعت راه رفتن ضربان و نوار قلب ، می گ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

دستگاهی که برای ورزش در ورزشگاه و خانه استفاده میشود و روی نوارمتحرک ان ، پیاده روی و دوی اهسته انجام می شود، تردمیل .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

لرزش، لرزیدن ، در اثر سرما لرزیدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

نام یک بازی یا گیم کامپیوتری است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

گند زدن، ، خراب کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به وفور، زیاد، مقدارزیاد، فراوان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

خونخواهی، انتقام، ضربه زدن برای جبران خشم و نفرت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

disappointment, ناامیدی، ناکامی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

طاقت فرسا، ناامیدکننده ، توان فرسا

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

ضربه زدن، ضربه زدن با خشم، به لرزه انداختن با ضربه زدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

تقلب، تقلب در انتخابات، دغل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

توطئه ها، نقشه ودسیسه ها بر علیه کشور

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

توطئه بر علیه امنیت ملی، دسیسه بر ضد کشور

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

انفجار، منفجرشدن، ترکیدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

کوبیدن پا روی زمین، کوبیدن پا به زمین از روی خشم، پایکوبی، کوبیدن پا به زمین محکم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

چاله اب که توی خیابان یا پیاده رو، پس از بارندگی بوجود میاد، گودال ، چاله

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

ازجایی به جا یا جاهای دیگر رفتن، پراکندگی، در بیماری سرطان میگویند، متاستاز شده، یعنی سلولهای سرطانی در جایی ویا چند جای بدن پخش و پراکنده شدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

خشونت، آزار وآسیب، تعرض، آسیب رساندن جسمی و روانی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

الیاف مصنوعی، سنتزی، درلباسشویی گذاشتن لباس و پارچه های مصنوعی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

زخم خورده، ضربه خورده از، زخمی، اسیب و زخم خورده ازکسی یا چیزی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

دستیارویژه، آجودان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-٣

ریزش، باپاچیزی را ریختن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

ریخته

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

وحشی، رام نشدنی، دارای خوی وحشی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

اتفاقی که باشانس همراه باشد، رویدادشانسی، خرشانسی اتفاق افتادن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

شلوارک

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

مردسالاری، پدرسالاری، زمانی که مردان حرف اول واخر را می زنند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

تاسف بار، تاسف انگیز

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

خواب الودگی، چرت، خواب در اثرعوارض دارو

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢١

در درس خواندن، هنگامی به دلیل غیبت یا نبودن درس از دیگر همکلاسی ها، از درس ها و تکالیف عقب می مانند، از Catch up استفاده میشود، خود را بدیگران رساند ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

قابل بازگشت، برگشتنی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١

رنگ ابی روشن، ابی فیروزه ای

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٥

خون خشکیده، جای رخم خشکیده

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٢

Blown my mind away نزدیک بود شاخ در بیاورم از شگفتی، شاخ دراوردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

تطبیق دادن، مطابقت

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

همگام سازی ، تطبیق دادن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٤

هماهنگ ، هماهنگی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

خبرچینی، فضولی ، لو دادن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

چابک سوار، سوارکار چیره، سوارکار ماهر

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

سوارکاری

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٢

اسب سواری ، سوارکاری

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١

دیکشنری، ترجمه، ترجمان

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٧

نگاه سرسری