🔸 معادل فارسی:
• حیرت آور
• غیرقابل باور / شگفت انگیز
• گیج کننده / دشوار برای درک
🔸 مثال ها:
• "The movie had a mind - bending plot with an unexpected twist at the end. "
فیلم طرحی حیرت آور داشت با پیچشی غیرمنتظره در پایان.
... [مشاهده متن کامل]
• "Quantum physics can be truly mind - bending for those who are not familiar with it. "
فیزیک کوانتوم می تواند برای کسانی که با آن آشنا نیستند، واقعاً گیج کننده باشد.
• "The artist's mind - bending installation challenged visitors' perception of space. "
چیدمان هنری شگفت انگیز هنرمند، ادراک بازدیدکنندگان از فضا را به چالش کشید.
• "The company's mind - bending growth in just two years surprised everyone. "
رشد حیرت آور شرکت در تنها دو سال، همه را شگفت زده کرد.
• حیرت آور
• غیرقابل باور / شگفت انگیز
• گیج کننده / دشوار برای درک
🔸 مثال ها:
فیلم طرحی حیرت آور داشت با پیچشی غیرمنتظره در پایان.
... [مشاهده متن کامل]
فیزیک کوانتوم می تواند برای کسانی که با آن آشنا نیستند، واقعاً گیج کننده باشد.
چیدمان هنری شگفت انگیز هنرمند، ادراک بازدیدکنندگان از فضا را به چالش کشید.
رشد حیرت آور شرکت در تنها دو سال، همه را شگفت زده کرد.
روان گردان
... [مشاهده متن کامل]
چیزی که بسیار پیچیده، جذاب یا دشوار برای فهمیدن است و اغلب باعث می شود که فرد عمیقاً فکر کند یا به شیوه های جدید بیاندیشد.
تجربیات یا ایده هایی که ادراک یا فهم عادی فرد را به چالش می کشند و مرزهای فکر را گسترش می دهند.
مثال؛
مترادف: Bewildering, perplexing, thought - provoking
متضاد: Simple, straightforward, mundane
گیج کننده
به چالش کشاننده ذهن
توهم، توهم زا
، mind bending drugs
داروهای توهم زا
داروهای توهم زا
بسار پیچیده - بغرنج