groom

/ˈɡruːm//ɡruːm/

معنی: مرد، داماد، مهتر، تیمار کردن، داماد شدن، اراستن، زیبا کردن
معانی دیگر: (اسب و سگ و غیره) تیمار کردن، مهتری کردن، قشو زدن، تمیز و آراسته کردن، آرایش کردن، (برای شغل یا هدف ویژه ای) آماده کردن، (مرد یا پسر بچه) متصدی اسب ها، اسب دار، ستوربان، صاحب منصب دربار انگلیس، (قدیمی) نوکر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a man who is about to be or has just been married; bridegroom.
مترادف: bridegroom
مشابه: husband, newlywed

- The groom waited nervously until the bride appeared.
[ترجمه amin ehtemam] داماد مضطربانه منتظر بود تا عروس پیدایش شد .
|
[ترجمه ترگمان] داماد با حالتی عصبی منتظر ماند تا این که عروس ظاهر شد
[ترجمه گوگل] داماد عصبی منتظر می ماند تا عروس ظاهر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The bride and groom will spend their honeymoon in Hawaii.
[ترجمه فیض] عروس و داماد ماه عسل خود را در هاوایی خواهند گذراند
|
[ترجمه ترگمان] عروس و داماد ماه عسل خود را در هاوایی خواهند گذراند
[ترجمه گوگل] عروس و داماد ماه عسل خود را در هاوایی صرف خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: one employed to take care of horses or keep a stable.
مترادف: stable hand
مشابه: hostler

- The groom entered the stall and patted the horse.
[ترجمه فیض] مهتر وارد غرفه شد و دستی به سر اسب کشید
|
[ترجمه ترگمان] داماد وارد آخور شد و اسب را نوازش کرد
[ترجمه گوگل] داماد وارد غرفه شد و اسب را تکان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: any of a variety of officers serving the British royal household.
مترادف: equerry
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: grooms, grooming, groomed
مشتقات: groomer (n.)
(1) تعریف: to attend to the cleanliness and neatness of.
مترادف: spruce up, tend
مشابه: arrange, brush, preen, tidy

- He groomed himself carefully before the interview.
[ترجمه ترگمان] قبل از مصاحبه، خود را به دقت مرتب کرد
[ترجمه گوگل] او قبل از مصاحبه به دقت مراقب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Don't forget to groom your nails.
[ترجمه ترگمان] یادت نره ناخن هات رو داماد کنی
[ترجمه گوگل] فراموش نکنید که ناخن های خود را تمیز کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The cat grooms itself by licking its fur.
[ترجمه ترگمان] گربه نیز با لیسیدن موهای خود به راه خود می پردازد
[ترجمه گوگل] گربه خود را با لیس کردن خز خود گرامی می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to wipe down, brush, and care for (a horse).
مترادف: curry
مشابه: brush

- She groomed the horse after it had been ridden.
[ترجمه ترگمان] اسب را پس از آن که سوار اسب شده بود مرتب کرد
[ترجمه گوگل] او پس از اینکه رانده شد اسب را پرورش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to prepare for a particular position, promotion, or the like.
مترادف: break in, coach, prime, train
مشابه: prepare, ready, school, tutor

- He is grooming a successor as leader of the party.
[ترجمه ترگمان] او در حال تربیت جانشینی برای رهبر حزب است
[ترجمه گوگل] او یک جانشین به عنوان رهبر حزب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. bride and groom
عروس و داماد

2. the bride and groom kissed each other
عروس و داماد یکدیگر را بوسیدند.

3. the bride and groom marched into the hall and slowly knelt in front of their parents
عروس و داماد با گام های آهسته و موزون وارد تالار شدند و به آهستگی جلوی والدین خود زانو زدند.

4. the bride and groom posed for a photograph
عروس و داماد برای عکسبرداری نشستند.

5. the bride and groom were showered with confetti
بارانی از کاغذهای رنگی بر سر عروس و داماد افشاندند.

6. the presentation of the groom to the bride's family
معرفی داماد به خانواده ی عروس

7. it is customary for the groom to kiss the bride
رسم این است که (چنین مرسوم است که) داماد عروس را ببوسد.

8. the jejune behavior of the groom
رفتار بچه گانه ی داماد

9. two men were assigned to groom the horses
دو نفر مرد مامور قشو زدن به اسب ها شدند.

10. the priest blessed the bride and the groom
کشیش برای عروس و داماد تقاضای نیکبختی و آمرزش کرد.

11. on the doorsteps, reporters were waiting for the bride and groom
خبرنگاران در پله های جلو در منتظر عروس و داماد بودند.

12. The bride and groom made a handsome couple.
[ترجمه ترگمان] عروس و داماد یه زوج زیبا تشکیل دادن
[ترجمه گوگل]عروس و داماد زن خوش تیپ را ساخته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Everyone cheered as the bride and groom cut the wedding cake.
[ترجمه ترگمان]وقتی عروس و داماد کیک عروسی را بریدند، همه هورا کشیدند
[ترجمه گوگل]هر کس به عنوان عروس و داماد تقدیر کیک عروسی را تشویق کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The bride and groom were showered with rice as they left the church.
[ترجمه ترگمان]هنگام خروج از کلیسا عروس و داماد از برنج برنج برداشتند
[ترجمه گوگل]همانطور که کلیسا را ​​ترک کردند، عروس و داماد با برنج به او آب خوردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. The bride and groom walked down the aisle together.
[ترجمه ترگمان]عروس و داماد کنار هم رفتند
[ترجمه گوگل]عروس و داماد با هم راه می رفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. The bride and groom posed for pictures outside the church.
[ترجمه ترگمان]عروس و داماد در بیرون کلیسا برای گرفتن عکس ژست گرفتند
[ترجمه گوگل]عروس و داماد برای تصاویر خارج از کلیسا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. Very quickly, the groom will fail to notice your perfectly executed details, and your children never will.
[ترجمه ترگمان]بسیار زود، داماد متوجه جزئیات کامل شما نخواهد شد و کودکان شما هرگز این کار را نخواهند کرد
[ترجمه گوگل]خیلی سریع، داماد نمیتواند جزئیات کاملی را اجرا کند و فرزندان شما هرگز نخواهند دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مرد (اسم)
man, fellow, groom, chap, gink, guy, husband, hidalgo, playmate

داماد (اسم)
groom, son-in-law

مهتر (اسم)
groom, hostler, stableman, stabler, hobbler, horse-boy

تیمار کردن (فعل)
groom

داماد شدن (فعل)
groom

اراستن (فعل)
range, blazon, habit, trim, adorn, decorate, primp, illustrate, apparel, groom, titivate, attire, bedeck, prettify, smarten, bedight, ornament, grace, brave, arrange, fettle, line, equip, array, rank, tidy, perk, deck, inlay, prim, clothe, endue, embroider, prune, stud, indue

زیبا کردن (فعل)
adorn, beautify, embellish, smarten up, groom, titivate

به انگلیسی

• bridegroom, man who is about to be married; one who tends horses or the stable
tend carefully, take care of; make clean and tidy; brush and clean a horse; prepare for
a groom is a person who looks after horses in a stable.
a groom is also the same as a bridegroom.
if you groom an animal, you brush its fur.
if you groom a person for a special job, you prepare them by teaching them the skills they will need.
see also groomed.

پیشنهاد کاربران

داماد
A boy and a groom
یک پسر و یک داماد
Like a boy
همانند یک پسر ( برای داماد استفاده میشود )
نطافت کردن
معمولا در صورتی که به عنوان یک اسم استفاده بشه معنی داماد میده و در صورتی که فعل باشه به معنی آراستن و به قیافه خود رسیدن هست
a person responsible for the feeding, exercising, and stabling of horses ( ibid )
archaic : manservant ( ibid )
Groom for sth=آماده شدن برای کاری
آراستن ( که برای دامادی به کار می رود، همچنین برای مُردگانِ مسیحی که آنها را دفن می کنند نیز از آرایش استفاده می شود، که برای رفتن به خانه ی ابدی، چهره ی زیبایی داشته باشند، البته کاربرد اصلی آن این است که بستگان فرد، از دیدنِ چهره ی فرد مُرده وحشت زده نشوند )
داماد۲ - - آراستن و پیراستن، کوتاه کردن، مو و یال و دم و اعضا حیوانات
داماد
The groom should decorate Jack S5 car. The bride car
Brother you
داماد باید ماشین جک اس ما را تزئین کند. ماشین عروس
brush and clean the coat of ( a horse, dog, or other animal )
قشو کردن، برس کشیدن و تمیز کردن پوست حیوانات
ساقدوش
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما