treadmill test
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
ریشه
tread از انگلیسی قدیم tredan آمده، به معنی پا گذاشتن یا راه رفتن
ریشه ی ژرمنی دارد، مرتبط با حرکت و قدم زدن.
اصل معنای آن: فشار دادن پا روی چیزی یا حرکت با پا.
معنی اصلی
قدم گذاشتن، پا گذاشتن، راه رفتن
... [مشاهده متن کامل]
مسیر حرکت یا شیوه عمل کردن ( به صورت استعاری )
آج یا طرح روی کفش یا چرخ ( tire tread )
مشتقات مهم
treader اسم: کسی که پا می گذارد یا راه می رود
treading فعل/اسم: قدم گذاشتن، راه رفتن
treadmill اسم: دستگاه دویدن، یا به صورت استعاری کار خسته کننده و تکراری
treadable صفت: قابل راه رفتن
کالوکیشن های پرکاربرد
tread carefully: با احتیاط عمل کردن
tread on someone’s toes: توهین یا مزاحمت کردن، یا حساسیت کسی را برانگیختن
heavy/light tread: فشار پا یا الگوی قدم
tire tread: آج تایر
new/old tread: آج جدید/قدیمی
tread water: شنا کردن به طور ثابت، یا در حالت رکود بودن
جملات پرکاربرد با ترجمه
1️⃣ Be careful, you are treading on thin ice – مراقب باش، داری روی یخ نازک قدم می زنی
2️⃣ He tread lightly around the subject – او با احتیاط درباره موضوع صحبت کرد
3️⃣ Don’t tread on my toes – مزاحم کار من نشو
4️⃣ The tire tread was worn out – آج تایر فرسوده بود
5️⃣ She tread the path of her ancestors – او راه نیاکانش را دنبال کرد
6️⃣ He is treading water in his career – او در کارش درجا می زند
7️⃣ I treading softly to avoid waking the baby – من آرام قدم می زنم تا بچه بیدار نشود
8️⃣ The old tread on the stairs was slippery – آج قدیمی پله ها لغزنده بود
9️⃣ They tread a dangerous path – آنها راه خطرناکی را پیش گرفتند
🔟 Using that approach, you tread carefully in negotiations – با آن روش، در مذاکرات با احتیاط عمل می کنی
tread از انگلیسی قدیم tredan آمده، به معنی پا گذاشتن یا راه رفتن
ریشه ی ژرمنی دارد، مرتبط با حرکت و قدم زدن.
اصل معنای آن: فشار دادن پا روی چیزی یا حرکت با پا.
معنی اصلی
قدم گذاشتن، پا گذاشتن، راه رفتن
... [مشاهده متن کامل]
مسیر حرکت یا شیوه عمل کردن ( به صورت استعاری )
آج یا طرح روی کفش یا چرخ ( tire tread )
مشتقات مهم
treader اسم: کسی که پا می گذارد یا راه می رود
treading فعل/اسم: قدم گذاشتن، راه رفتن
treadmill اسم: دستگاه دویدن، یا به صورت استعاری کار خسته کننده و تکراری
treadable صفت: قابل راه رفتن
کالوکیشن های پرکاربرد
tread carefully: با احتیاط عمل کردن
tread on someone’s toes: توهین یا مزاحمت کردن، یا حساسیت کسی را برانگیختن
heavy/light tread: فشار پا یا الگوی قدم
tire tread: آج تایر
new/old tread: آج جدید/قدیمی
tread water: شنا کردن به طور ثابت، یا در حالت رکود بودن
جملات پرکاربرد با ترجمه
1️⃣ Be careful, you are treading on thin ice – مراقب باش، داری روی یخ نازک قدم می زنی
2️⃣ He tread lightly around the subject – او با احتیاط درباره موضوع صحبت کرد
3️⃣ Don’t tread on my toes – مزاحم کار من نشو
4️⃣ The tire tread was worn out – آج تایر فرسوده بود
5️⃣ She tread the path of her ancestors – او راه نیاکانش را دنبال کرد
6️⃣ He is treading water in his career – او در کارش درجا می زند
7️⃣ I treading softly to avoid waking the baby – من آرام قدم می زنم تا بچه بیدار نشود
8️⃣ The old tread on the stairs was slippery – آج قدیمی پله ها لغزنده بود
9️⃣ They tread a dangerous path – آنها راه خطرناکی را پیش گرفتند
🔟 Using that approach, you tread carefully in negotiations – با آن روش، در مذاکرات با احتیاط عمل می کنی
تست ورزش
پزشکان متخصص قلب برای تشخیص بیماری قلب از تست ورزش کمک می گیرند که یک دستگاه ان تردمیل است، وشخص با راه رفتن ، وسرعت راه رفتن ضربان و نوار قلب ، می گیرند. تست تردمیل