حسن اشرف زاده

حسن اشرف زاده درود
علاقه مند به زبان انگلیسی هستم و تلاشم بر بکار بردن معانی کاربردی و رایج واژه ها است.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



bugs٠١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٣در بازی ها یا گیم ها، به اشکالات می گویند، در گوشی های موبایل برنامه ها و آپ ها ، به معنی، اشکال، خطا است و بصورت جمع استفاده میشود Bugsگزارش
0 | 0
groom٢٠:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩داماد۲ - - آراستن و پیراستن، کوتاه کردن، مو و یال و دم و اعضا حیواناتگزارش
2 | 0
myalgia١٩:٤٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٧ماهیچه درد، درد ماهیچه و عضله، دردعضلانیگزارش
2 | 0
dyspnea١٩:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٧به سختی نفس کشیدن، تنگی نفس، یکی از نشانه های کرونا همین گونه تنفس مشکل و سخت استگزارش
0 | 0
an error has occurred١٦:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦اشتباهی پیش آمده، خطایی رخ داده، اررور دادهگزارش
0 | 0
bliss١٦:١٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦شادکامی، خوشبختی، سعادت، خوش بودن با تمام وجودگزارش
2 | 0
IT١٦:٣٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢افسوس، حیف، هدررفتگزارش
0 | 0
splutter٠٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٧صدای زیاد و خارج از عرف، هنگام خوردن، صدای ملچ و ملوچ دهان، ملچ ملچ کردن، صدای چلپ و چلوپگزارش
2 | 0
collaborating٢٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦همکاری، باهم کارکردن، همدستیگزارش
0 | 0
collaborate٢٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢همکاری کردن، ، همدستی، باهم کار کردنگزارش
2 | 0
collaborating٢٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢همکاری کردن، همدستیگزارش
0 | 0
administrator١٩:٤٤ - ١٤٠٠/٠٣/١٣مسئول نگهداری، سرپرست امور پستی، سرپرستگزارش
2 | 0
expat٢٠:٢١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢مهاجر به اجبار، کسی مجبور به ترک کشورش شده و خواسته ، خودش نبوده، بنا بر شرایط نامناسب مهاجرت کردن، مهاجرگزارش
0 | 1
outlander١٨:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢بیگانه، اجنبی، غریبه، کسی از بیرون مرز وارد میشود، خارجیگزارش
5 | 0
turquois١٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠١رنگی بین سبز وآبی، ، فیروزه ای، سنگ فیروزه، ابی فیروزه ایگزارش
0 | 0
crucial٢٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٣حیاتی، سر نوشت ساز، بسیارمهم، تعیین کننده، در ورزش گرفتن امتیازی یا بردن بازی که حیاتی و سرنوشت ساز استگزارش
14 | 0
untimely٢٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧نابهنگام، مرگ ناگهانی، زودهنگامگزارش
2 | 0
exaggerated١٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧مبالغه، بزرگنمایی شده، ازکاه کوه ساخته، اغراق گوییگزارش
5 | 0
snatching٠٤:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦ناگهان ربودن، بزورگرفتن، دست اندازی به کسی یا چیزیگزارش
2 | 0
commencement٠٤:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤جشن فارغ التحصیلیگزارش
9 | 0
snitch٠٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٦قاپ زدن، دله دزدی، خبرچینی پلیس را کردن، خبرکشگزارش
0 | 0
snitching٠٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٦قاپ زدن، دله دزدی، خبرچینی، مخبر بودن برای پلیسگزارش
0 | 0
sloth٢٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٢Two toed sloth تنبل دو پنجه، حیوانی پستاندار دوانگشتی یا تنبل دو پنجهگزارش
2 | 1
sieve١٦:٢١ - ١٣٩٩/١٢/١٥الک، غربال، کمو با صافی تفاوت دارد، فقط الک کردن و غربال Strainer=صافی گزارش
2 | 0
mischief١٨:٤٩ - ١٣٩٩/١٢/١٠شیطنت، فتنه به پا کردن، پستی با make Make a mischief فتنه و دو به هم زنی کردن، شرارت کردن Mischief maker دوبه هم زن، اشوبگر، فتنه سازگزارش
5 | 0
whack١٦:٣٤ - ١٣٩٩/١٢/١٠محکم ضربه زدن، ، با قدرت تمام ضربه زدن، از روی خشم ضربه زدن، باخشونت زدنگزارش
2 | 0
propaganda١٨:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٨تبلیغات برای جهت دادن افکارمردم، هیاهوی تبلیغاتیگزارش
5 | 0
instinctual١٥:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٧غریزه ای، از روی غریزه - غیر ارادی -گزارش
5 | 1
diet١٧:٣١ - ١٣٩٩/١١/٢٧رژیمی، هر نوشیدنی و خوراکی رژیمی Diet coke نوشابه رژیمی I am on diet من در حال رژیم گرفتنمگزارش
2 | 1
diet coke١٧:٢٨ - ١٣٩٩/١١/٢٧نوشابه رژیمیگزارش
16 | 0
treadmill test١٧:٥٦ - ١٣٩٩/١١/٢٣پزشکان متخصص قلب برای تشخیص بیماری قلب از تست ورزش کمک می گیرند که یک دستگاه ان تردمیل است، وشخص با راه رفتن ، وسرعت راه رفتن ضربان و نوار قلب ، می گ ... گزارش
0 | 0
treadmill١٧:٥١ - ١٣٩٩/١١/٢٣دستگاهی که برای ورزش در ورزشگاه و خانه استفاده میشود و روی نوارمتحرک ان ، پیاده روی و دوی اهسته انجام می شود، تردمیل .گزارش
9 | 1
shivering١٦:٢٧ - ١٣٩٩/١١/٢٠لرزش، لرزیدن ، در اثر سرما لرزیدنگزارش
9 | 1
tomb raider٠٠:١٥ - ١٣٩٩/١١/١٩نام یک بازی یا گیم کامپیوتری است.گزارش
9 | 1
munk٢٠:٢٣ - ١٣٩٩/١١/٠٥گند زدن، ، خراب کردنگزارش
2 | 0
abundantly١٥:٤٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢به وفور، زیاد، مقدارزیاد، فراوانگزارش
0 | 0
avengement١٥:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢خونخواهی، انتقام، ضربه زدن برای جبران خشم و نفرتگزارش
2 | 0
frustration١٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢disappointment, ناامیدی، ناکامیگزارش
2 | 1
underwhelming١٥:٢٥ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢طاقت فرسا، ناامیدکننده ، توان فرساگزارش
7 | 1
whacked١٥:٢٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢ضربه زدن، ضربه زدن با خشم، به لرزه انداختن با ضربه زدنگزارش
2 | 0
fraud١٤:٤٦ - ١٣٩٩/٠٨/٢٥تقلب، تقلب در انتخابات، دغلگزارش
5 | 1
conspiracies٢٣:٢٣ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣توطئه ها، نقشه ودسیسه ها بر علیه کشورگزارش
5 | 0
conspiracy٢٣:٢٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣توطئه بر علیه امنیت ملی، دسیسه بر ضد کشورگزارش
9 | 1
detonation١٧:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٧انفجار، منفجرشدن، ترکیدنگزارش
2 | 0
stomp٢٢:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٣کوبیدن پا روی زمین، کوبیدن پا به زمین از روی خشم، پایکوبی، کوبیدن پا به زمین محکمگزارش
9 | 0
puddle٢٢:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٣چاله اب که توی خیابان یا پیاده رو، پس از بارندگی بوجود میاد، گودال ، چالهگزارش
5 | 0
metastatic١٨:٢٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٢ازجایی به جا یا جاهای دیگر رفتن، پراکندگی، در بیماری سرطان میگویند، متاستاز شده، یعنی سلولهای سرطانی در جایی ویا چند جای بدن پخش و پراکنده شدنگزارش
23 | 0
harassment١٨:٢٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢١خشونت، آزار وآسیب، تعرض، آسیب رساندن جسمی و روانیگزارش
9 | 0
synthetic١٧:١٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٦الیاف مصنوعی، سنتزی، درلباسشویی گذاشتن لباس و پارچه های مصنوعیگزارش
21 | 1
scarred١٩:١٩ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨زخم خورده، ضربه خورده از، زخمی، اسیب و زخم خورده ازکسی یا چیزیگزارش
5 | 0