treadmill

/ˈtredˌmɪl//ˈtredmɪl/

معنی: کار پر زحمت، چرخ عصارخانه
معانی دیگر: (سابقا - برای تنبیه زندانی) چرخ پله دار (که زندانی دائما از آن بالا می رفت)، پله چرخ، چرخ عصار خانه (و مانند آن)، (اسباب ورزش) ترد میل، تسمه ی چرخان، چر  افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند، چر  عصارخانه
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a continuous belt or circle of moving steps that, when trod by a person or animal, causes a wheel or shaft to revolve.

(2) تعریف: any dull, tiring, repetitious routine in which no change or progress is evident.
مشابه: bore

جمله های نمونه

1. The treadmill has a heart rate monitor.
[ترجمه ترگمان]تردمیل یک نمایشگر ضربان قلب دارد
[ترجمه گوگل]تردمیل دارای مانیتور ضربان قلب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I'd like to escape the office treadmill.
[ترجمه ترگمان]دوست دارم از تردمیل فرار کنم
[ترجمه گوگل]من می خواهم از تردمیل اداری فرار کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I can't get off the office treadmill.
[ترجمه ترگمان]من نمیتونم از تردمیل فرار کنم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم از تردمیل اداری خارج شوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The treadmill is the hardest, but I keep on.
[ترجمه ترگمان]دویدن بر روی تردمیل از همه سخت تر است، اما من ادامه می دهم
[ترجمه گوگل]تردمیل سخت ترین است، اما من ادامه می دهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I was doing step aerobics, walking on the treadmill, swimming and using the fitness machines.
[ترجمه ترگمان]من حرکات ایروبیک را انجام می دادم، راه رفتن بر روی تردمیل، شنا کردن و استفاده از دستگاه های تناسب اندام
[ترجمه گوگل]من انجام شد گام ایروبیک، راه رفتن بر روی تردمیل، شنا کردن و استفاده از دستگاه های تناسب اندام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He ran two miles on the treadmill.
[ترجمه ترگمان] اون دو مایل رو تردمیل بدوئه
[ترجمه گوگل]او دو مایل را روی تردمیل زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. And ask any worker about the treadmill, the maddening tedium.
[ترجمه ترگمان]و از هر کارگر در مورد تردمیل، the دیوانه کننده سوال کنید
[ترجمه گوگل]و از هر کارگر در مورد تردمیل، تدیوم دیوانه کننده بپرسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Join a gym or buy a treadmill?
[ترجمه ترگمان]با یک باشگاه عضو شوید و یا یک تردمیل بخرید؟
[ترجمه گوگل]پیوستن به یک ورزشگاه یا خرید تردمیل؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Each peahen is on a treadmill and dare not jump off lest she condemn her sons to celibacy.
[ترجمه ترگمان]هر peahen بر روی تردمیل است و جرات ندارد پرش کند تا مبادا پسران خود را به تجرد محکوم کند
[ترجمه گوگل]هر نخن در یک تردمیل قرار دارد و جرات ندارد پرش کند تا او پسرانش را به سلیقه بیاندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Neither dares step off the treadmill while it can afford to stay in the race.
[ترجمه ترگمان]هیچ یک از آن ها جرات ندارند بر روی تردمیل راه بروند، در حالی که دیگر توان ماندن در مسابقه را ندارد
[ترجمه گوگل]هیچ کدام از این کارها را انجام نمی دهد در حالی که می تواند در مسابقه بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The Exercise Hog is on the only available treadmill!
[ترجمه ترگمان]کاری که Hog فقط بر روی تردمیل استفاده می کند!
[ترجمه گوگل]آرام آرام تنها روی تردمیل موجود است!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Angina was excluded by a negative treadmill exercise tolerance test.
[ترجمه ترگمان]Angina توسط یک آزمایش تحمل ورزش منفی رها شده بود
[ترجمه گوگل]آنژیوگرافی با آزمون تحمل تناسب اندام منفی منحرف شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The pesticides treadmill is still whirring away.
[ترجمه ترگمان]تردمیل آفت کش ها هنوز در حال وزوز است
[ترجمه گوگل]تردمیل آفت کش ها هنوز در حال چرخش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Here was a treadmill on which trainees got launched, often too quickly.
[ترجمه ترگمان]در اینجا تردمیل به چشم می خورد که کارآموزان با سرعت شروع به کار کردند
[ترجمه گوگل]در اینجا یک تردمیل بود که کارآموزان آن را اغلب به سرعت انجام دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. There were days when child-rearing seemed like an endless treadmill of feeding, washing and nappy-changing.
[ترجمه ترگمان]روزهایی بود که پرورش کودک به نظر مثل یک تردمیل بی انتها برای تغذیه، شستن و nappy کردن بود
[ترجمه گوگل]روزهایی بود که پرورش کودک به نظر می رسید مثل تردمیل بی پایان تغذیه، شستشو و تغذیه شیک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کار پر زحمت (اسم)
toil, treadmill

چرخ عصارخانه (اسم)
treadmill

تخصصی

[فوتبال] دستگاه تریدمیل

به انگلیسی

• exercise machine comprising of an endless moving strip on which one can walk or jog for exercise without moving forward; machine which utilizes walking or running motion (by people or animals) to produce rotational motion; repetitive task, monotonous work
you refer to a task or a job as a treadmill when you must keep doing it although it is unpleasant and exhausting.

پیشنهاد کاربران

خسته شدن _عرق کردن

کارپرزحمت خوب بود😇
دستگاهی که برای ورزش در ورزشگاه و خانه استفاده میشود و روی نوارمتحرک ان ، پیاده روی و دوی اهسته انجام می شود، تردمیل .
بحث کردن با کودن و یکدنده
( دستگاهِ ) گام سنج، دوسنج
treadmill ( عمومی )
واژه مصوب: دوِثابت
تعریف: وسیله ای ورزشی برای راه پیمایی یا دویدن درجا
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما