synthetic

/ˌsɪnˈθetɪk//sɪnˈθetɪk/

معنی: ترکیبی، مرکب از مواد مصنوعی، همگذاشت
معانی دیگر: تولید شده از راه ترکیب شیمیایی (در برابر: یافت شده در طبیعت)، هم نهشته، هم نهاده، مصنوعی، ساخته، (زبانشناسی - دستور زبان) ترکیبی، صرفی، آمیخته، تقلبی، ساختگی، غیر واقعی، وانمودین (synthetical هم می گویند)، وابسته به سنتز یا هم نهشت، هم نهشتی، (فلسفه) هم نهادی (در برابر: فراکافتی یا تحلیلی analytic)، انضمامی

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of, pertaining to, resulting from, or involving synthesis.
مترادف: synthesized
مشابه: amalgamated, composite, compound, man-made

(2) تعریف: designating compounds formed in a laboratory or industrial process as opposed to those of natural origin; man-made; artificial.
مترادف: artificial
متضاد: natural
مشابه: ersatz, man-made, manufactured, processed

(3) تعریف: of a language, expressing relationships in sentences by inflections rather than by the use of separate words. (Cf. analytic.)
مترادف: agglutinating, inflecting

(4) تعریف: not real or meaningful; feigned or artificial.
مترادف: artificial, fake, false, feigned, inauthentic, plastic, sham
متضاد: genuine
مشابه: bogus, insincere, phony

- synthetic grief
[ترجمه گوگل] غم مصنوعی
[ترجمه ترگمان] اندوه مصنوعی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: synthetical (adj.), synthetically (adv.)
• : تعریف: something, esp. a chemical substance, created by a laboratory or industrial process as opposed to being of natural origin.

جمله های نمونه

1. synthetic enthusiasm
اشتیاق وانمودین

2. synthetic rubber
لاستیک مصنوعی

3. synthetic silk
ابریشم هم نهشته

4. textiles made of synthetic fiber
پارچه های ساخته شده از الیاف مصنوعی

5. russian and arabic are two synthetic languages
روسی و عربی دو زبان صرفی هستند.

6. When the synthetic fabric is contrasted with the natural one, the difference is very apparent.
[ترجمه گوگل]وقتی پارچه مصنوعی با پارچه طبیعی در تضاد باشد، تفاوت بسیار آشکار است
[ترجمه ترگمان]وقتی که بافت مصنوعی با یک ماده طبیعی مقایسه شود، تفاوت بسیار آشکار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. When the synthetic is contrasted with the natural one, the difference is very apparent.
[ترجمه گوگل]هنگامی که مصنوعی با طبیعی در تضاد باشد، تفاوت بسیار آشکار است
[ترجمه ترگمان]وقتی مصنوعی با یک ترکیب طبیعی مقایسه می شود، تفاوت بسیار آشکار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. You should add some synthetic fertilizer to the soil.
[ترجمه گوگل]شما باید مقداری کود مصنوعی به خاک اضافه کنید
[ترجمه ترگمان]باید مقداری کود شیمیایی به خاک اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. This synthetic dress material does not crush.
[ترجمه گوگل]این مواد لباس مصنوعی له نمی شود
[ترجمه ترگمان]این لباس مصنوعی خرد نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Synthetic fabrics are less susceptible to shrinkage than natural ones.
[ترجمه گوگل]پارچه های مصنوعی نسبت به پارچه های طبیعی کمتر مستعد جمع شدن هستند
[ترجمه ترگمان]پارچه های مصنوعی کم تر مستعد ابتلا به انقباض هستند تا انقباض طبیعی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. These shoes have leather uppers and synthetic soles.
[ترجمه گوگل]این کفش ها دارای رویه چرم و زیره مصنوعی هستند
[ترجمه ترگمان]این کفش ها uppers چرمی و کف مصنوعی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Some of the new synthetic dress materials do not crush.
[ترجمه learner] بعضی از مواد جدید لباس چروک نمی شوند
|
[ترجمه گوگل]برخی از مواد جدید لباس مصنوعی خرد نمی شوند
[ترجمه ترگمان]برخی از مواد مصنوعی جدید از پا در نمی آیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Nylon is a synthetic; it is not from nature.
[ترجمه گوگل]نایلون مصنوعی است از طبیعت نیست
[ترجمه ترگمان]نایلون ترکیبی است از طبیعت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. She criticized the synthetic charm of television presenters.
[ترجمه گوگل]او از جذابیت مصنوعی مجریان تلویزیون انتقاد کرد
[ترجمه ترگمان]او جاذبه مصنوعی مجریان برنامه های تلویزیونی را مورد انتقاد قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Boots made from synthetic materials can usually be washed in a machine.
[ترجمه گوگل]چکمه های ساخته شده از مواد مصنوعی معمولاً در ماشین قابل شستشو هستند
[ترجمه ترگمان]Boots ساخته شده از مواد مصنوعی را معمولا می توان در یک دستگاه باخود حمل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. We felt the salesman's synthetic friendliness.
[ترجمه گوگل]ما صمیمیت مصنوعی فروشنده را احساس کردیم
[ترجمه ترگمان]حالت دوستانه ساختگی فروشنده را احساس کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ترکیبی (صفت)
combinatorial, synthetic, combinatory, syntactic

مرکب از مواد مصنوعی (صفت)
synthetic

همگذاشت (صفت)
synthetic

تخصصی

[سینما] ناطق و صدای موزیک - هم نهاده
[برق و الکترونیک] مصنوعی
[مهندسی گاز] مصنوعی
[زمین شناسی] همخوان
[نساجی] مصنوعی - بشر ساخت
[ریاضیات] ساختنی، ترکیبی
[پلیمر] سنتزی

انگلیسی به انگلیسی

• something made through synthesis, man-made product, artificial substance
of or pertaining to synthesis; artificial, man-made; not real, not genuine; of or pertaining to a language that uses inflectional affixes to express relationships
synthetic products are made from chemicals or artificial substances rather than from natural ones.

پیشنهاد کاربران

مثالها برای بیاد ماندن :
synthetic fiber پارچه مصنوعی
synthetic rubber لاستیک مصنوعی
synthetic enthusiasm اشتیاق مصنوعی
synthetic silk ابریشم مصنوعی
synthetic fertilizer کود مصنوعی یا شیمیایی
synthetic soles کف کفش مصنوعی
Somehow artificial
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : synthesize
✅️ اسم ( noun ) : synthesis / synthetic / synthesizer
✅️ صفت ( adjective ) : synthetic
✅️ قید ( adverb ) : synthetically
غیر ارگانیگ
synthetic ( adj ) = ترکیبی، سنتزی، شیمی، مصنوعی، تلفیقی/نحوی، صرفی/دست ساز / ساختگی، کذب، تقلبی، نمادین/بدل، بدلیجات
synthetic fibres = الیاف مصنوعی
synthetic sweeteners = شیرین کننده های مصنوعی
...
[مشاهده متن کامل]

examples:
1 - She criticized the synthetic charm of TV hosts.
او از جذابیت نمادین ( مصنوعی ) مجریان تلویزیون انتقاد کرد.
2 - Man - made gem products are known as synthetics.
تولیدات جواهر ساخته دست بشر به عنوان بدلیجات شناخته می شوند.

کود های مصنوعی
تلفیقی
ترکیب شده
تصنعی
ساختگی

سنتزی

الیاف مصنوعی، سنتزی، درلباسشویی گذاشتن لباس و پارچه های مصنوعی
مصنوع
هم نهادی
مصنوعی، ساختگی، غیر واقعی، تقلبی، خیالی
[شیمی] سنتزی
مصنوعی
غیر طبیعی
ساختنی
نمادین، غیر واقعی
ترکیبی
صناعی ( دست ساز )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٠)

بپرس