exaggerated

/ɪgˈzæʤəˌreɪtəd//ɪgˈzæʤəˌreɪtəd/

مبلغ اغراق امیز زیاد
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: exaggeratedly (adv.)
(1) تعریف: overstated; excessive.
مشابه: sensational, superlative

- His stories of past glory seem exaggerated, and we find them hard to believe.
[ترجمه موسی] داستان های او درباره شکوه گذشته اغراق آمیز به نظر می رسد و ما به سختی آن ها را باور می کنیم.
|
[ترجمه ترگمان] داستان شکوه گذشته او اغراق آمیز به نظر می رسد، و ما آن ها را به سختی می توان باور کرد
[ترجمه گوگل] داستان های او از شکوه گذشته به نظر می رسد اغراق آمیز است، و ما آنها را سخت بر این باور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She has an exaggerated sense of her own importance.
[ترجمه ترگمان] او شعور زیادی از اهمیت خود دارد
[ترجمه گوگل] او یک احساس غریب از اهمیت خود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: larger than normal.

- She has slightly exaggerated facial features.
[ترجمه فریبا] اوکمی ویژگیهای صورت اغراق آمیزدارد
|
[ترجمه ترگمان] چهره او کمی اغراق آمیز است
[ترجمه گوگل] او ویژگی های صورت کمی اغراق شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. she exaggerated her own daughter's virtues
او محسنات دختر خود را بزرگ می کرد.

2. rumors of his death were greatly exaggerated
شایعات مرگ او بسیار پر آب و تاب بودند.

3. a writer who had filled his story with exuberant images and exaggerated statements
نویسنده ای که داستان خود را پر از استعارات پرتکلف و اظهارات مبالغه آمیز کرده بود

4. These figures have been greatly exaggerated.
[ترجمه ترگمان]این ارقام خیلی اغراق کرده اند
[ترجمه گوگل]این ارقام بسیار زیاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They should be sceptical of exaggerated claims for what such courses can achieve.
[ترجمه موسی] آنها باید در مورد ادعاهای اغراق آمیز در مورد آنچه که چنین آموزه هایی را می توانند کسب کنند، شک داشته باشند.
|
[ترجمه ترگمان]آن ها باید نسبت به ادعاهای گزافه گویی درباره آنچه که چنین دوره هایی می توانند به آن دست یابند، تردید دارند
[ترجمه گوگل]آنها باید از ادعاهای بیش از حد برای آنچه که این دوره ها می توانند دست یابند، شکاک باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The threat of attack has been greatly exaggerated.
[ترجمه ترگمان]تهدید حمله به شدت مورد اغراق قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]تهدید به حمله شدید بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They exaggerated the enemy's losses and understated their own.
[ترجمه موسی] آنها در تلفات دشمن اغراق کردند و در مورد ضررهای خود حقیقت را اظهار نکردند.
|
[ترجمه ترگمان]آن ها نسبت به زیان دشمن اغراق می کردند و خود را دست کم می گرفتند
[ترجمه گوگل]آنها غلبه دشمن را افزایش دادند و خود را کم رنگ کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Reports of his drinking have been wildly exaggerated.
[ترجمه موسی] گزارش های مربوط به نوشیدن او به شدت اغراق آمیز بوده است.
|
[ترجمه ترگمان]گزارش های نوشیدن او بسیار مبالغه آمیز است
[ترجمه گوگل]گزارش های نوشیدنی او به شدت غریب بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. She has an exaggerated sense of her own importance.
[ترجمه ترگمان]او شعور زیادی از اهمیت خود دارد
[ترجمه گوگل]او یک احساس غریب از اهمیت خود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The revenue figures may be slightly exaggerated .
[ترجمه ترگمان]ارقام درآمد ممکن است کمی اغراق آمیز باشد
[ترجمه گوگل]ارقام درآمد ممکن است کمی اغراق آمیز باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The newspapers exaggerated the whole affair wildly.
[ترجمه ترگمان]روزنامه ها دیوانه وار تمام ماجرا را مبالغه آمیز جلوه می دادند
[ترجمه گوگل]روزنامه ها همه چیز را به طرز وحشتناکی اغراق کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The story had been wildly exaggerated.
[ترجمه ترگمان]این داستان به طرزی وحشیانه اغراق آمیز شده بود
[ترجمه گوگل]داستان به شدت اغراق آمیز بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He looked at me with exaggerated surprise.
[ترجمه ترگمان]با تعجب مبالغه آمیز به من نگاه کرد
[ترجمه گوگل]او با شگفتی هیجان انگیز به من نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Demand for satellite television has been greatly exaggerated.
[ترجمه محمد رضا علم طلب] تقاضا برای تلویزیون ماهواره ای تا حدبسیار زیادی افزایش یافته است.
|
[ترجمه ترگمان]تقاضا برای تلویزیون ماهواره ای به شدت مورد اغراق قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]تقاضا برای تلویزیون ماهواره ای تا حد زیادی اغراق آمیز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• overstated, made to seem greater or more important than it really is, overdone, excessive
something that is exaggerated is or seems larger, better, worse, or more important than it needs to be.

پیشنهاد کاربران

اغراق شده
بزرگنمایی شده
مبالغه آمیز
مبالغه، بزرگنمایی شده، ازکاه کوه ساخته، اغراق گویی
exaggerated ( adj ) = اغراق آمیز، اگزجره، افراطی، مبالغه شده

exaggerated value = ارزش مبالغه شده
شدید
اغراق امیز
غلوآمیز
an exaggerated sound or movement is emphasized to make people notice
محیرالعقول
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما