محمد رضا علم طلب

محمد رضا علم طلب

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



operator٠١:١٣ - ١٤٠١/٠٦/٢٦اپراتور شخصی که در مرکز تلفن کار می کند. درسال های نخست ابداع تلفن افرادی که در اداره، هتل یا مراکز دیگر کانکتورهای سیمی تلفن را به یکدیگر وصل می کر ... گزارش
2 | 0
combo box٢١:٢٦ - ١٤٠١/٠٦/١٠[رایانه] کادر محاوره ای که از لیستی تشکیل شده است. دارای فیلد و لیستی است که می توان آن را پیمایش کرد. در فیلد می توان متنی را در آن نگارش کردگزارش
0 | 0
title bar١٩:٣٩ - ١٤٠١/٠٦/٠٦نوار عنوان کادری کوچک در بالای برخی برنامه های کاربردی که فایل یا برنامه کاربردی که به آن تعلق دارد را نشان میدهد.گزارش
0 | 0
visual arts١٧:١٨ - ١٤٠١/٠٥/٢٨visual arts مترادف هنرهای تجسمی است که به آن هنرهای بصری یا هنرهای دیداری هم گفته می شود.گزارش
0 | 0
describe١٩:٥٢ - ١٤٠١/٠٥/١٥این واژه ریشه لاتین دارد و برای �شخص یا چیزی را با ذکر جزئیات توصیف کردن� به کار برده می شود. مرجع Longman Dictionary of American English. Pearson E ... گزارش
0 | 0
fountain pen٠١:١٢ - ١٤٠١/٠٥/٠٧خودنویس نوعی قلم دارای محفظه که جوهر را در آن می ریزند. برگرفته از فرهنگ فارسی معینگزارش
0 | 0
fountain pens١٥:٢٥ - ١٤٠١/٠٥/٠٦خودنویس نوعی قلم دارای محفظه که جوهر را در آن می ریزند. برگرفته از فرهنگ فارسی معینگزارش
0 | 0
format٢٠:٢٩ - ١٤٠١/٠٤/٢٢[کامپیوتر] ساختار داده ها در یک فایل کامپیوتری یا براساس واژه های مصوب فرهنگستان [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ساختار داده ها در یک پرونده رایانه ایگزارش
2 | 0
stroke١٩:٣٣ - ١٤٠١/٠٤/٢٢در راهنمای نرم افزار کورل درآو در قسمت Formatting lines and outlines آمده In some programs, outlines are known as strokes or thick linesگزارش
0 | 0
dock٠١:٢٠ - ١٤٠١/٠٤/١٦[کامپیوتر] فرمان های رایانه ای در جعبه ابزار برخی از نرم افزارها قابلیت انتقال به مکانی دیگر را دارد و برخی دیگر به کناره ها و بالا و پایین منتقل می ... گزارش
0 | 1
pdf٠١:٠٥ - ١٤٠١/٠٤/١٤پسوند اختصاری فایل pdf که از واژه portable document format گرفته شده ا ست. برای توضیحات بیشتر به لینک زیر، قسمت پیشنهاد کاربران مراجعه کنید.گزارش
2 | 0
portable document format٠١:٠٣ - ١٤٠١/٠٤/١٤نوعی ساختار که قالب بندی سند را حفظ می کند و کاربران را قادر می سازد تا یک سند که شامل ساختار متن، و تصویر است �مستقل� از نرم افزار، سخت افزار و سیست ... گزارش
5 | 0
binding٠٠:٤٢ - ١٤٠١/٠٤/١٠در اسکی ثابت کننده پنجه و پاشنه چکمه روی چوب اسکیگزارش
2 | 0
collet٠٩:١٩ - ١٤٠١/٠٤/٠٥نوعی سه نظام برای نگهداری ابزار تراشگزارش
0 | 0
brace٢٠:٣٨ - ١٤٠١/٠٤/٠٤از ابزارهای قدیمی دستی که در نجاری استفاده می شود. مته خرطومی که در نجاری های قدیمی استفاده می گردید.گزارش
0 | 0
imperial٢٠:٢٢ - ١٤٠١/٠٤/٠٤ریش کوچک پایین لب ناپلئون سومگزارش
0 | 1
brace١٧:٤٤ - ١٤٠١/٠٤/٠٤طناب سکان طنابی که به دیرک افقی بادبان وصل است و از آن برای حرکت دادن بادبان استفاده می شود. ( در معانی دیگر هم به آن اشاره شده است )گزارش
0 | 0
dead center١٥:٠٢ - ١٤٠١/٠٣/٢٨نُقطه مرگ در مته، ماشین تراش و . . . که عملکرد کاری از آتجا شروع می شود.گزارش
0 | 0
film١٩:٠٨ - ١٤٠١/٠٣/١٠فیلم 1 - نوار قابل انعطاف سلولوییدی که با امولسیون حساس در برابر نور پوشیده شده است و در عکاسی و فیلم برداری استفاده می شود. 2 - ( فا ) مجموع یک نمای ... گزارش
2 | 0
mean life٠٦:٥٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٩عمر متوسط یک هسته ی رادیو اکتیو که 1/443 برابر نیم عمر رادیواکتیو است.گزارش
0 | 0
ageing١٨:١٠ - ١٤٠١/٠٣/٠٨Ageing به معنی سالخورده یا مسن در تلقظ بریتانیایی امّا Aging سالخورده یا کهن در تلفظ آمریکایی بریتانیاییگزارش
0 | 0
resistor٠٠:٣٨ - ١٤٠١/٠٣/٠٥[برق و الکترونیک] مقاومت یک اصطلاح فنی در مدارهای الکتریکی و الکترونیکی که از جاری شدن زیاد الکترونها جلوگیری می کند. رنگ بدنه با نوارهای رنگی متفاو ... گزارش
0 | 0
photoshop١١:١٥ - ١٤٠١/٠٢/٢٨[کامپیوتر] نماد پرداز نرم افزاری کاربردی برای ویرایش عکس یا تصویر به صورت نقشه ای از پیکس ها که برخی از پسوندهای تصویری را پشتیبانی می کند.گزارش
0 | 1
zeeman١٨:١١ - ١٤٠١/٠٢/٢٢فیزیک دان هلندی که افزایش تعداد خطوط طیف ناشی از منبع نور به هنگام قرار گرفتن در میدان مغناطیسی را کشف کرد. او همراه با هندریک لورنتز در سال ۱۹۰۲ موف ... گزارش
0 | 0
electroless٠١:٠٩ - ١٤٠١/٠٢/١١آبکاری شیمیاییگزارش
0 | 0
cassette٠٦:٢٩ - ١٤٠١/٠٢/٠٩cassette نوار واژه های مصوّب فرهنگستان [عمومی] محفظه ای که در آن نوار مغناطیسی صوتی یا تصویری، در دو جهت حرکت کند. cassette 1 پوش نوار واژه های م ... گزارش
12 | 0
foreword٠١:١٢ - ١٤٠١/٠١/٣٠در فرهنگ فارسی عمید برای تعریف پیشگفتار آمده: 1 - مقدمه؛ مطلبی که برای فهم مطالب دیگر قبلاً گفته شود. 2 - آنچه در ابتدای کتاب نوشته شود.گزارش
2 | 0
friar١٢:١٥ - ١٤٠١/٠١/٢٧از اعضای مذکر صومعه که لباس قهوه ای به تن داردگزارش
2 | 0
monk١١:٥٩ - ١٤٠١/٠١/٢٧راهب، مرد مقدس مسیحیگزارش
2 | 0
as low as٠٠:١٠ - ١٤٠١/٠١/٢٧کمترینگزارش
2 | 0
permalloy٠٦:٤١ - ١٤٠١/٠١/٢٠permeability معیار یا شاخصی برای قابلیت نقوذپذیری هر ماده برای عمل کردن به صورت مسیری برای خطوط نیروی مغناطیسی است. در صورتیکه permalloy آلیاژ ی مغنا ... گزارش
0 | 0
reed relay٠٧:٥٢ - ١٤٠١/٠١/٠٩رله ای با تیغه های مغناطیسی که درون محفظه ای شیشه ای کوچکی برای جلوگیری از خوردگی قرار داده شده است.گزارش
2 | 1
transformerless١٠:٢٢ - ١٤٠٠/١٢/٢٣منبع تغذیه بدون ترانس منبع تغذیه ای که از ترانسفورماتور برای تامین توان مورد نیاز مدار استفاده نمی شود.گزارش
2 | 0
logarithmic scale١٩:١٣ - ١٤٠٠/١٢/١٣روشی برای نمایش داده های بزرگ در یک نمودار کوچکگزارش
5 | 0
log–log١٩:١٢ - ١٤٠٠/١٢/١٣روشی برای نمایش افقی و عمودی داده ها در یک نمودار کوچکگزارش
2 | 1
case٢٣:٥٤ - ١٤٠٠/١٢/٠١case [رایانه و فنّاوری اطلاعات] محفظه جعبه ای که اجزای اصلی سخت افزاری رایانه براساس طرحی خاص در آن جای داده شود. واژه های مصوّب فرهنگستانگزارش
2 | 0
chiplet٢١:٤٨ - ١٤٠٠/١١/٢٩فناوری است در ساخت مدارهای مجتمع که به تراشه های کوچکتری نقسیم میشود. عکس طراحی بر مبنای این فناوری را نشان میدهد.گزارش
0 | 1
frontside bus١٠:٣٣ - ١٤٠٠/١١/٢٦از اصطلاحات ریزپردازنده های چند هسته ای است. گذرگاهی است که داده ها را میان ریزپردازنده و برد شمالی مادربرد جابه جا می کند.گزارش
2 | 0
baseplate٠٠:٣٦ - ١٤٠٠/١١/٢٦چهارچوب فلزی که به عنوان پایه استفاده می شود.گزارش
2 | 0
ambient temperature٢٢:٥٤ - ١٤٠٠/١١/٢٥دمای محیط دمای پیرامونیگزارش
5 | 0
center tapped transrorme١٢:٢٢ - ١٤٠٠/١١/٢٣صحیح این واژه center - tapped transformer است و بطور کلی center tapped transrorme ابزاری ناشناخته است.گزارش
0 | 1
center tapped transrorme١٢:١٢ - ١٤٠٠/١١/٢٣ترانسفور ماتور با سر وسط قابل تغییر برای ترانسفورماتورهای قایل تغییر که به آنها Variac ( بخوانید واریاک ) گفته می شود، به کار می رود. خروجی این نوع ... گزارش
2 | 0
center tapped transrorme١١:٥٥ - ١٤٠٠/١١/٢٣سر وسط ترانس سر مشترک ترانسگزارش
2 | 0
specifications٠٥:٣٠ - ١٤٠٠/١١/٢٣جزئیات ضروری ویژه ای که برای یک طراح، هنرمند یا سازنده ارسال می شود.گزارش
2 | 1
giving٢٠:١٢ - ١٤٠٠/١١/١٤بخشش برگرفته از فرهنگ فارسی عمید ذیل واژه اعطا یکی از معانی این واژه "عمل اعطا کردن" یا "عمل فراهم کردن" استگزارش
14 | 1
racially١٦:٠٠ - ١٤٠٠/١١/٠٩خصوصیات نژادیگزارش
5 | 1
aria٠١:٣١ - ١٤٠٠/١١/٠١آریا نامی دخترانه که ریشه در وازه های سانسکریت به معنی نجیب، گرانبها، خالص، و عالی دارد. منبع: دانشنامه فرزندگزارش
5 | 1
arya٢٣:٥٠ - ١٤٠٠/١٠/٣٠نوعی وزن شعری در زبان هند باستان یا سانسکریت اوزن شعری در زبان انگلیسی دو نگارش متفاوت metre و meter دارد. ین وزن شعری از نوع وزن کمٌی است که به آن ... گزارش
2 | 0
numeral system١١:٣٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٦دستگاه شمارش، دستگاه اعداد دستگاه نشانه گذاری ریاضی که از نماد برای نشان دادن اعداد استفاده می شود.گزارش
2 | 0
A١٦:٥٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٤[ریاضی] A ( حرف بزرگ ) نماد واحد اندازه گیری مساحت [برق و الکترونیک] A ( حرف بزرگ ) نماد واحد اندازه گیری شدت جریان الکتریکی [برق و الکترونیک] A ( حر ... گزارش
9 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



calculating٠٦:٥٤ - ١٤٠١/٠٧/٠٥
• His mechanical calculating engines were the antecedents of the modern computer.
موتور محاسبه گر مکانیکی جلوه ای از رایانه های مدرن امروزی است.
0 | 0
calculating٠٦:٥٣ - ١٤٠١/٠٧/٠٥
• Charles Babbage's mechanical calculating engines were the antecedents of the modern computer.
موتور محاسبه گر مکانیکی چارلز بابیج، جلوه ای از رایانه های مدرن امروزی است. [موتور محاسبه گر مکانیکی بابیج را موتور جستجوگر هم می گویند. زیرا بابیج با جستجوی عددها درصدد به دست آوردن عددی برای محاسبات پیچیده بود. به طور مثال زاویه 30 درجه برابر با 0. 5 است. اگر 30 را به 6 قسمت تقسیم کنیم به ازای هر 5 درجه 0. 08 خواهد شد که برای درجه های بالاتر از 15 درجه می بایست آن را 0. 085 در نظر گرفت تا به جواب نزدیکتر شود. ]
0 | 0
calculating٠٦:٣٠ - ١٤٠١/٠٧/٠٥
• a calculating machine
ماشین حساب
0 | 0
descriptive٢٠:٤٤ - ١٤٠١/٠٦/٠٨
• When you write your paragraph, include as many descriptive details as possible.
نگارش این پاراگراف از جزئیات بسیار زیادی تشکیل شده است.
0 | 0
descriptive٢٠:٤١ - ١٤٠١/٠٦/٠٨
• Write a descriptive passage about spring.
واژه ا ی در توصیف بهار نگارش کنید.
0 | 0
descriptive٢٠:٣٩ - ١٤٠١/٠٦/٠٨
• Click the mouse on an icon, and a descriptive phrase appears in a box next to the icons.
بر روی یک آیکون تلیک کنید تا جمله توصیفی در راهنمای کنار نقشک ظاهر شود. تلیک و نقشک از واژه های مصوب فرهنگستان زبان و ادی فارسی است. در علوم رایانه ای به جمله یک خطی کنار آیکون جعبه راهنما می گویند.
0 | 0
up to٠٤:٣٩ - ١٤٠١/٠٥/١٠
• The gunman gave himself up to the police.
مرد مسلح خود را تسلیم پلیس کرد.
0 | 0
up to٠٤:٣٢ - ١٤٠١/٠٥/١٠
• Machines are delivering up to only 25 percent of the fuel they combust.
بازدهی سوخت مصرفی ماشین ها 25 درصد است.
0 | 0
trackball٠٩:٤٥ - ١٤٠١/٠٥/٠٧
• A mouse takes much more room than a trackball.
یک موشواره فضای بسیار بیشتری از یک توپک اشغال می کند.
0 | 0
trackball٠٩:٤٢ - ١٤٠١/٠٥/٠٧
• Move your mouse or trackball in the straightest line possible.
موس یا توپک را در مستقیم ترین خط ممکن حرکت دهید.
0 | 0
fountain pen٠١:١٧ - ١٤٠١/٠٥/٠٧
• The creation of the modern fountain pen is usually attributed to Lewis E Waterman in the 1880s.
ساخت خودنویس های مدرن امروزی به لوئیس ای واترمن در دهه 1880 نسبت داده می شود.
0 | 0
pen١٥:١٠ - ١٤٠١/٠٥/٠٦
• fountain pens
خودنویس: نوعی قلم دارای محفظه ای که جوهر را در آن می ریزند. برگرفته از فرهنگ فارسی معین
0 | 0
pen١٤:٤٣ - ١٤٠١/٠٥/٠٦
• She has penned several articles.
آن خانم چندین مقاله را به رشته تحریر در آورده است.
0 | 0
crud٠٧:٣٠ - ١٤٠١/٠٤/٢٠
• Clear Data Builder, which is an Eclipse Plugin that allows generating CRUD applications for BlazeDS or LCDS based on either an SQL statement or a Java data transfer object.
کیلیر دیتا بیلدر، پلاگینی است که اجازه می دهد چهار عملیات اساسی ( ایجاد، خواندن، به روز رسانی، و حذف ) برای BlazeDS یا LCDS براساس یک دستور جستجو در زبان پرس و جو ساختاری یا یک شیء انتقال داده جاوا فراهم شود.
0 | 0
crud٠٧:٠٦ - ١٤٠١/٠٤/٢٠
• NET Dynamic Data enables CRUD ( Create, Read, Update and Delete ) operations in a data model.
داده پویای دات نت توانایی چهار عملیات اساسی ( ایجاد، خواندن، بروز رسانی و حذف ) را در یک مدل داده فعال می کند.
0 | 0
crud٠٦:٥٨ - ١٤٠١/٠٤/٢٠
• I can't eat this crud!
این اشغال رو نمی حورم.
0 | 0
double click٢٠:٥٥ - ١٤٠١/٠٤/١٣
• Double click on the icon to open the file.
فایل با دوبار انتخاب پشت سر هم ماوس روی نماد تصویری باز می شود.
0 | 0
collet٠٦:٣٧ - ١٤٠١/٠٤/٠٥
• When choosing collets and collet bodies, you need to consider two main factors.
هنگام انتخاب حلقه و بدنه آن، می بایست دو عامل اصلی در نظر گرفته شود.
0 | 0
axis٠٦:٠٩ - ١٤٠١/٠٤/٠١
• The nations of the Axis were defeated in 1945.
دولت های محور ( متحدین ) در سال 1945 شکست خوردند.
0 | 0
axis٠٦:٠٦ - ١٤٠١/٠٤/٠١
• Cut along the vertical axis.
برشی در امتداد محور عمودی
0 | 0
navigation٠٠:٢٤ - ١٤٠١/٠٤/٠١
• The navigation system employs Global Positioning System satellites and regional map software to help guide drivers to unfamiliar addresses.
سامانه جهت یابی از ماهواره های موقعیت یاب جهانی و نرم افزار نقشه منطقه ای برای پیداکردن نشانی به رانندگان کمک می کند.
5 | 1
dead center١٤:٥٦ - ١٤٠١/٠٣/٢٨
• The cycle begins at top dead center (TDC), when the piston is furthest away from the axis of the crankshaft.
چرخه زمانی پیستون از نقطه مرگ بالا و در زمانی که پیستون از محور میل لنگ دور شده، شروع می شود.
0 | 0
dead center١٤:٥٣ - ١٤٠١/٠٣/٢٨
• The top dead center (TDC) phase has a great effect on the result in the combustion analysis of internal combustion engines, so it is very important to obtain the dynamic TDC phase correctly.
نُقطه مرگ بالا تاثیر زیادی بر نتیجه احتراق موتورهای درونسوز دارد، بنابراین دسترسی به نُقطه مرگ بالای پویا بسیار مهم است
0 | 0
woman٠٤:٥٧ - ١٤٠١/٠٣/١٧
• The woman who lives next door will have her baby soon.
به زودی زن همسایه بچه اش را به دنیا می آورد.
2 | 1
ageing١٦:٠٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٨
• Memory loss is often a part of ageing.
کاهش توانایی حافظه، بخشی از سن سالمندی ا ست.
0 | 0
resistor٠٦:٣٣ - ١٤٠١/٠٣/٠٥
• I think there's something wrong with the resistor.
این مقاومت اشکالی ندارد.
0 | 0
resistor٠٠:٢٤ - ١٤٠١/٠٣/٠٥
• For example, a resistor pack might contain ten of each value in the E1series from 10 ohms to 10M.
برای مثال یک گروه مقاومت از مجموعه E1 شامل ده مقاومت از 10 اهم تا 10 مگا اهم تشکیل شده است.
0 | 0
resistor٠٠:٢٣ - ١٤٠١/٠٣/٠٥
• A small resistor is connected in series with the coil to limit the current during core saturation.
یک مقاومت کوچک با سیم پیچ سری شده تا جریان را در طول اشباع هسته محدود کند.
0 | 0
resistor٠٠:٢٣ - ١٤٠١/٠٣/٠٥
• The time period is determined by the resistor network Rto R1which are switched through S
زمان به وسیله شبکه مقاومتی R و R1 که به کلید S متصل شده، محاسبه می شود.
0 | 0
cassette tape٠٦:٥٨ - ١٤٠١/٠٢/٠٩
• A cassette tape recorder can easily record sound on and play sound back from tape.
ضبط کننده نوار کاست به سادگی می تواندصدا را ضبط کند ویا آن را از روی نوارباز پخش کند
0 | 0
cassette٠٥:٤٦ - ١٤٠١/٠٢/٠٩
• He inserted the cassette and pressed the 'play' button.
نوار کاست را وارد کرد و کلید خواندن را فشار داد
0 | 0
incomparable١٣:٤٦ - ١٤٠١/٠٢/٠٣
• Parallel processing possesses incomparable superiority relative to traditional sequential processing.
پردازش موازی برتری بی نظیر نسبت به پردازش متوالی دارد.
0 | 0
glance٠٠:٤٨ - ١٤٠١/٠١/٢٣
• Her father threw a disapproving glance at her.
پدرش با ناراحتی به او نگاه کرد
0 | 0
encapsulation١٤:٤٤ - ١٤٠١/٠١/١٨
• Encapsulation has been used synonymously with other terms such as component and module.
[کامپیوتر] کپسول سازی با اصطلاحات دیگری مانند اجزای تشکیل دهنده و بخشهای از یک برنامه کاربردی بکار گرفته میشود.
0 | 0
exaggerated٠٤:٣٣ - ١٤٠١/٠١/١٦
• Demand for satellite television has been greatly exaggerated.
تقاضا برای تلویزیون ماهواره ای تا حدبسیار زیادی افزایش یافته است.
0 | 0
revision٠٦:٥١ - ١٤٠١/٠١/٠٣
• At any rate, your plan needs revision.
در هر صورت، ایده شما نیاز به تجدید نظر دارد
0 | 0
operating١٩:٠٦ - ١٤٠٠/١٢/٠٧
• Check that the equipment is operating in a safe manner.
ایمنی کارکرد تجهیرات را بررسی کنید.
0 | 0
operating١٩:٠٤ - ١٤٠٠/١٢/٠٧
• In the event of the machine not operating correctly, an error code will appear.
ماشینی که به درستی کار نمی کند، کد خطای آن ظاهر خواهد شد.
0 | 0
ambience١٧:٠٤ - ١٤٠٠/١١/٢٥
• The restaurant's ambience makes you feel you're sitting down to dinner in the dining room of an old friend.
فضای رستوران همان احساسی را دارد که سر میز شام اتاق غذاخوری یک دوست قدیمی داری.
0 | 0
feedback٠٧:٠٨ - ١٤٠٠/١١/١٩
• There was a great deal of feedback from customers about the new product, and most of the response was positive.
باز خورد مثبت زیادی از محصول حدید وجود داشت
9 | 1
comparator٠٠:٠١ - ١٤٠٠/١١/١٩
• The switching action of the comparator and diode D3 prevents latch-up due to a large positive-boost transient.
به دلیل افزایش حالت گذرا مثبت بزرگ، عملکرد سوئیچینگ مقایسه کننده و دیود D3 از نوعی اتصال کوتاه که می تواند عملکرد صحیح مدار را مختل کند، جلوگیری می کند.
2 | 0
compare٢٢:٠١ - ١٤٠٠/١١/١٨
• If you compare house prices in the two areas, it's quite amazing how different they are.
اگر قیمت خانه ها را در دو ناحیها با یکدیگر مقایسه کنید، به طور شگفت آوری تعجب خواهیدکرد
0 | 0
compare٢١:٥٨ - ١٤٠٠/١١/١٨
• She's always comparing him with his brother and making him feel like he doesn't measure up.
او را با برادرش مقایسه می کنند به طوریکه احساس حقارت کند.
0 | 1
derate٢١:٤٧ - ١٤٠٠/٠٧/٢١
• Australian government is every citizen derate the charge of drug of a lot of prescription.
دولت استرالیا مسئولیت مصرف داروهای زیادی از نسخه رابرعهده خود او می داند
0 | 0