محمد رضا علم طلب

محمد رضا علم طلب

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



end of text١٩:٤٢ - ١٤٠١/١١/١٠این اصطلاح یکی از ابزارهای اصلی مورد استفاده در نگارش پیام در دنیای تلگراف و چاپگرهای اولیه بود. با پایان متن به تبعیت از نامه های سنتی و قدیمی، پیام ... گزارش
0 | 0
tack١٨:٤١ - ١٤٠١/١١/٠٢خال جوش [برق و الکترونیک] به نُقطه ای کوچک بر روی یک اتصال کلید، رله یا دیگر اجزای که با برق و الکترونیک سر و کار دارند، گفته می شود. این نُقطه موجب ... گزارش
0 | 0
clamp٠٧:٠٣ - ١٤٠١/١٠/٢٨مدار برش دهنده به اختصار برش دهنده مدارهای بالا در حقیقت برش دهنده ولتاز می باشند همانطور که شکل موج آن مدار زنری نشان داده شده است.گزارش
0 | 0
click٠٠:٥٩ - ١٤٠١/١٠/٢٧چِقْانْدَن این واژه می تواند مترادفی برای این واژه Click ( بخوانید:کلیک ) باشد. زیرا در گویش همدانی چقاندن به معنای گیردادن و فشار دادن است شبیه عملک ... گزارش
0 | 0
clamp٠٠:٤٨ - ١٤٠١/١٠/٢٧نوعی مدار الکترونیکی با دو دیود زنر معکوس یا TVS برای کاهش ولتاژ ناگهانی ( یا اسپاک )گزارش
0 | 0
clamp٠٠:٤٤ - ١٤٠١/١٠/٢٧نوعی مدار الکترونیکی با مقاومت و خازن برای کاهش ولتاژ ناگهانی ( یا اسپاک )گزارش
2 | 0
clamp٠٠:٢٢ - ١٤٠١/١٠/٢٧نوعی مدار با استفاده از دیود زنر برای کاهش ولتاژ یک دیود زنر می تواند یک طرف موج سینوسی را به ولتاژ زنر محدود کند. با دو زنر که به صورت معکوس با یکدی ... گزارش
0 | 0
تک پل١٣:١٦ - ١٤٠١/١٠/١٥[برق و الکترونیک] تک پل نوعی کلید الکتریکی برای قطع و وصل جریان که به آن single pole single throw گفته می شود و با علامت SPST نشان می دهند. این نوع ... گزارش
0 | 0
single pole single throw٠٤:٢٦ - ١٤٠١/١٠/١٣نوعی کلید قطع و وصل که به اختصار به آن SPST گفته می شود. این نوع کلیدها در برق ساختمان و برق صنعتی با نام کلیدهای تک پل شناخته می شوند. در الکترونیک ... گزارش
0 | 0
light switch١٦:٣٠ - ١٤٠١/١٠/٠٩کلید، کلید برق، کلید روشنایی، کلید تک پل کلیدی که از آن برای روشن یا خاموش کردن لامپ های روشنایی استفاده می شود. این کلیدها تنوع بسیار زیادی دارند. ب ... گزارش
0 | 0
single pole single throw١٢:٢٦ - ١٤٠١/١٠/٠٩نوعی کلید قطع و وصل که به اختصار به آن SPST گفته می شود. این نوع کلیدها در برق ساختمان و برق صنعتی با نام کلیدهای تک پل شناخته می شوند کلیدهای که با ... گزارش
0 | 0
spst١٢:٠٢ - ١٤٠١/١٠/٠٩در برق ساختمان و برق صنعتی به این نوع کلیدها تک پل می گویند. کلیدهای که با فشار بر روی نقطه ای برآمده بسته یا باز می شوند هم نوعی دیگری از کلیدهای ت ... گزارش
0 | 0
dot١٨:٣١ - ١٤٠١/٠٩/٢٤واژه ای در رایانه برای جداسازی نام فایل از افزونه ( که به آن extensions یا پسوند هم می گویند )گزارش
0 | 0
file allocation table١٨:٢١ - ١٤٠١/٠٩/٢٤جدول تخصیص فایل ناحیه ای از دیسک که فهرستی از اتصالات ( Link ) بین کلاسترها برای دسترسی به فایل در آن ثبت شده است.گزارش
0 | 0
i beam pointer٠٥:١٩ - ١٤٠١/٠٩/٢١اشاره گر متنگزارش
0 | 0
group icon٠٤:٥٨ - ١٤٠١/٠٨/١٥گروهی کوچک از نقشک هاگزارش
0 | 0
arrow١٩:٤٧ - ١٤٠١/٠٨/٠٨[کامپیوتر] خطی افقی که مثلث کوچکی در یکی از دو انتهای آن قرار دارد. تعریف یونی کد از پیکان این تعریف در سال 1993 بوسیله یونی کد مصوب شد و در سال 201 ... گزارش
0 | 0
فلش١٩:٤٥ - ١٤٠١/٠٨/٠٨[کامپیوتر] خطی افقی که مثلث کوچکی در یکی از دو انتهای آن قرار دارد. تعریف یونی کد از پیکان این تعریف در سال 1993 بوسیله یونی کد مصوب شد و در سال 201 ... گزارش
0 | 0
high speed steel١٢:٤١ - ١٤٠١/٠٧/٢٨فولادی با گرمای بالا و سخت زیرا آلیاژها آن را در برابر گرما سخت و محکم می کند.گزارش
2 | 0
operator٠١:١٣ - ١٤٠١/٠٦/٢٦اپراتور شخصی که در مرکز تلفن کار می کند. درسال های نخست ابداع تلفن افرادی که در اداره، هتل یا مراکز دیگر کانکتورهای سیمی تلفن را به یکدیگر وصل می کر ... گزارش
2 | 0
combo box٢١:٢٦ - ١٤٠١/٠٦/١٠[رایانه] کادر محاوره ای که از لیستی تشکیل شده است. دارای فیلد و لیستی است که می توان آن را پیمایش کرد. در فیلد می توان متنی را در آن نگارش کردگزارش
0 | 0
title bar١٩:٣٩ - ١٤٠١/٠٦/٠٦نوار عنوان کادری کوچک در بالای برخی برنامه های کاربردی که فایل یا برنامه کاربردی که به آن تعلق دارد را نشان میدهد.گزارش
0 | 0
visual arts١٧:١٨ - ١٤٠١/٠٥/٢٨visual arts مترادف هنرهای تجسمی است که به آن هنرهای بصری یا هنرهای دیداری هم گفته می شود.گزارش
0 | 0
describe١٩:٥٢ - ١٤٠١/٠٥/١٥این واژه ریشه لاتین دارد و برای �شخص یا چیزی را با ذکر جزئیات توصیف کردن� به کار برده می شود. مرجع Longman Dictionary of American English. Pearson E ... گزارش
0 | 0
fountain pen٠١:١٢ - ١٤٠١/٠٥/٠٧خودنویس نوعی قلم دارای محفظه که جوهر را در آن می ریزند. برگرفته از فرهنگ فارسی معینگزارش
0 | 0
fountain pens١٥:٢٥ - ١٤٠١/٠٥/٠٦خودنویس نوعی قلم دارای محفظه که جوهر را در آن می ریزند. برگرفته از فرهنگ فارسی معینگزارش
2 | 0
format٢٠:٢٩ - ١٤٠١/٠٤/٢٢[کامپیوتر] ساختار داده ها در یک فایل کامپیوتری یا براساس واژه های مصوب فرهنگستان [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ساختار داده ها در یک پرونده رایانه ایگزارش
7 | 1
stroke١٩:٣٣ - ١٤٠١/٠٤/٢٢در راهنمای نرم افزار کورل درآو در قسمت Formatting lines and outlines آمده In some programs, outlines are known as strokes or thick linesگزارش
0 | 0
dock٠١:٢٠ - ١٤٠١/٠٤/١٦[کامپیوتر] فرمان های رایانه ای در جعبه ابزار برخی از نرم افزارها قابلیت انتقال به مکانی دیگر را دارد و برخی دیگر به کناره ها و بالا و پایین منتقل می ... گزارش
2 | 1
pdf٠١:٠٥ - ١٤٠١/٠٤/١٤پسوند اختصاری فایل pdf که از واژه portable document format گرفته شده ا ست. برای توضیحات بیشتر به لینک زیر، قسمت پیشنهاد کاربران مراجعه کنید.گزارش
2 | 0
portable document format٠١:٠٣ - ١٤٠١/٠٤/١٤نوعی ساختار که قالب بندی سند را حفظ می کند و کاربران را قادر می سازد تا یک سند که شامل ساختار متن، و تصویر است �مستقل� از نرم افزار، سخت افزار و سیست ... گزارش
5 | 0
binding٠٠:٤٢ - ١٤٠١/٠٤/١٠در اسکی ثابت کننده پنجه و پاشنه چکمه روی چوب اسکیگزارش
2 | 0
collet٠٩:١٩ - ١٤٠١/٠٤/٠٥نوعی سه نظام برای نگهداری ابزار تراشگزارش
0 | 0
brace٢٠:٣٨ - ١٤٠١/٠٤/٠٤از ابزارهای قدیمی دستی که در نجاری استفاده می شود. مته خرطومی که در نجاری های قدیمی استفاده می گردید.گزارش
2 | 0
imperial٢٠:٢٢ - ١٤٠١/٠٤/٠٤ریش کوچک پایین لب ناپلئون سومگزارش
0 | 1
brace١٧:٤٤ - ١٤٠١/٠٤/٠٤طناب سکان طنابی که به دیرک افقی بادبان وصل است و از آن برای حرکت دادن بادبان استفاده می شود. ( در معانی دیگر هم به آن اشاره شده است )گزارش
0 | 0
dead center١٥:٠٢ - ١٤٠١/٠٣/٢٨نُقطه مرگ در مته، ماشین تراش و . . . که عملکرد کاری از آتجا شروع می شود.گزارش
0 | 0
film١٩:٠٨ - ١٤٠١/٠٣/١٠فیلم 1 - نوار قابل انعطاف سلولوییدی که با امولسیون حساس در برابر نور پوشیده شده است و در عکاسی و فیلم برداری استفاده می شود. 2 - ( فا ) مجموع یک نمای ... گزارش
2 | 0
mean life٠٦:٥٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٩عمر متوسط یک هسته ی رادیو اکتیو که 1/443 برابر نیم عمر رادیواکتیو است.گزارش
0 | 0
ageing١٨:١٠ - ١٤٠١/٠٣/٠٨Ageing به معنی سالخورده یا مسن در تلقظ بریتانیایی امّا Aging سالخورده یا کهن در تلفظ آمریکایی بریتانیاییگزارش
0 | 0
resistor٠٠:٣٨ - ١٤٠١/٠٣/٠٥[برق و الکترونیک] مقاومت یک اصطلاح فنی در مدارهای الکتریکی و الکترونیکی که از جاری شدن زیاد الکترونها جلوگیری می کند. رنگ بدنه با نوارهای رنگی متفاو ... گزارش
2 | 1
photoshop١١:١٥ - ١٤٠١/٠٢/٢٨[کامپیوتر] نماد پرداز نرم افزاری کاربردی برای ویرایش عکس یا تصویر به صورت نقشه ای از پیکس ها که برخی از پسوندهای تصویری را پشتیبانی می کند.گزارش
0 | 1
zeeman١٨:١١ - ١٤٠١/٠٢/٢٢فیزیک دان هلندی که افزایش تعداد خطوط طیف ناشی از منبع نور به هنگام قرار گرفتن در میدان مغناطیسی را کشف کرد. او همراه با هندریک لورنتز در سال ۱۹۰۲ موف ... گزارش
0 | 0
electroless٠١:٠٩ - ١٤٠١/٠٢/١١آبکاری شیمیاییگزارش
0 | 0
cassette٠٦:٢٩ - ١٤٠١/٠٢/٠٩cassette نوار واژه های مصوّب فرهنگستان [عمومی] محفظه ای که در آن نوار مغناطیسی صوتی یا تصویری، در دو جهت حرکت کند. cassette 1 پوش نوار واژه های م ... گزارش
14 | 0
foreword٠١:١٢ - ١٤٠١/٠١/٣٠در فرهنگ فارسی عمید برای تعریف پیشگفتار آمده: 1 - مقدمه؛ مطلبی که برای فهم مطالب دیگر قبلاً گفته شود. 2 - آنچه در ابتدای کتاب نوشته شود.گزارش
2 | 0
friar١٢:١٥ - ١٤٠١/٠١/٢٧از اعضای مذکر صومعه که لباس قهوه ای به تن داردگزارش
2 | 0
monk١١:٥٩ - ١٤٠١/٠١/٢٧راهب، مرد مقدس مسیحیگزارش
7 | 0
as low as٠٠:١٠ - ١٤٠١/٠١/٢٧کمترینگزارش
2 | 0
permalloy٠٦:٤١ - ١٤٠١/٠١/٢٠permeability معیار یا شاخصی برای قابلیت نقوذپذیری هر ماده برای عمل کردن به صورت مسیری برای خطوط نیروی مغناطیسی است. در صورتیکه permalloy آلیاژ ی مغنا ... گزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



clamp٠٠:٠٦ - ١٤٠١/١٠/٢٧
• Try to clamp these two blocks of wood together.
سعی کنید این دو تکه چوبی به یکدیگر چسبیده شوند.
0 | 0
clamp٠٠:٠٣ - ١٤٠١/١٠/٢٧
• Clamp the pieces of wood together while the glue sets.
تا چسب سفت نشده، تکه های چوب به یکدیگر چسبیده می شوند.
0 | 0
clamp٠٠:٠٠ - ١٤٠١/١٠/٢٧
• Clamp the two pieces of wood together until the glue dries.
دو تکه چوب به یکدیگر چسبیده می شود تا چسب آن ها خشک شود.
0 | 0
clamp٢٣:٥٧ - ١٤٠١/١٠/٢٦
• The carpenter clamped the board to the bench while he worked.
نجار برای انجام کار تخته را به نیمکت چسباند.
0 | 0
clamp٢٣:٥٣ - ١٤٠١/١٠/٢٦
• The reading lamp is fastened to the side of the desk with a clamp.
چراغ مطالعه با گیره ای به کنار میز بسته می شود.
0 | 0
clamp٢٣:٥٢ - ١٤٠١/١٠/٢٦
• The doctor applied a clamp to the artery to stop the bleeding.
دکتر گیره ای روی شریان گذاشت تا خونریزی متوقف شود.
0 | 0
light switch١٦:٠٦ - ١٤٠١/١٠/٠٩
• Most rooms have at least one light switch on the wall.
حداقل یک کلید روشنایی بر روی دیوار بیشتر اتاق ها نصب شده است.
0 | 0
Copy١٨:٥١ - ١٤٠١/٠٩/٢٥
• I will send you a copy of the file.
رونوشتی از پرونده را برای شما ارسال خواهم کرد.
0 | 0
file name١٨:٥٩ - ١٤٠١/٠٩/٢٤
• Bad command or file name ! Go Stand in the corner.
فرمان یا نام فایل را بد وارد کرده اید! [به احتمال زیاد موشی یا با کلیدهای جهتی آن] را در گوشه ای نگه دارید.
0 | 0
file name١٨:٥٤ - ١٤٠١/٠٩/٢٤
• What's the file name?
شناسه فایل چیست؟ یا شناسه پرونده چیست؟
0 | 0
file name١٨:٥٢ - ١٤٠١/٠٩/٢٤
• Type in your file name and press return.
نام فایل مورد نطر را با صفحه کلید وارد کنید و کلید 'Return' آن را فشار دهید.
0 | 0
file name١٨:٤٨ - ١٤٠١/٠٩/٢٤
• The program requests a file name that we must assign to the network.
این برنامه نام اختصاصی فایل را از شبکه درخواست می کند.
0 | 0
file name١٨:٤٥ - ١٤٠١/٠٩/٢٤
• Key in the file name and press return.
[رایانه] شناسه فایل را انتخاب و کلید 'Return' صفحه کلید را فشار دهید.
0 | 0
file name١٨:٤٠ - ١٤٠١/٠٩/٢٤
• Type the file name, then press 'Return'.
[رایانه] نام فایل را وارد کنید و کلید 'Return' صفحه کلید را فشار دهید.
0 | 0
file name١٨:٣٤ - ١٤٠١/٠٩/٢٤
• Error 58: Invalid file name.
خطای شماره ۵۸:نام فایل معتبرنیست
0 | 0
file٠٢:١١ - ١٤٠١/٠٩/٢٣
• All these papers are waiting to be filed.
همه این اوراق در انتظار ثبت هستند.
0 | 0
file٠٢:٠٩ - ١٤٠١/٠٩/٢٣
• Have you filed your tax returns yet?
آیا تاکنون اظهارنامه مالیاتی خود را ارسال کرده اید؟
0 | 0
file٠٢:٠٨ - ١٤٠١/٠٩/٢٣
• She filed a complaint at the police station.
او شکایت نامه ای را در ایستگاه پلیس تنظیم کرد.
2 | 0
quad٠٦:٠٩ - ١٤٠١/٠٩/١٠
• Quad, low-voltage, SPST analog switches with enable. 2 NO and 2 NC.
توضیحاتی تخصصی در باره �نوعی کلید الکترونیکی که توانایی قطع یا وصل سیگنال های آنالوگ را تنها در یک مسیر دارد. به طور معمول این نوع مدارهای مجتمع ( آی سی ) دارای پایه ای برای فعال کردن ورودی به خروجی است که باز یا بسته باشد. این نوع آی سی خاص دارای یک پایه مشترک است که در حالت معمولی؛ یک طرف آن بسته و طرف دیگر آن باز است. حالتی که پایه مشترک به یک طرف بسته است را Normaly Close یا به صورت مخفف NC می گویند و به طرف دیگر Normaly Open یا به صورت مخفف NO گفته می شود. بنابراین با توضیحات داده شده می توان آن را �چهار کلید آنالوگ یک طرفه که تنها یک مسیر را با فعال کردن آن بسته یا باز می کند. دو ورودی آن به صورت پیش فرض بسته NC و دو ورودی آن به صورت پیش فرض باز NO است�
0 | 0
quad٠٥:٣٦ - ١٤٠١/٠٩/١٠
• Description: Low-Voltage, Single and Dual Supply, Quad SPST, High Performance Analog Switches.
توضیحاتی تخصصی در باره �نوعی کلید الکترونیکی که توانایی قطع یا وصل سیگنال های آنالوگ را تنها در یک مسیر دارد. این نوع مدارهای مجتمع ( آی سی ) قدیمی به طور معمول با منبع تغذیه های با ولتاژ کم که دارای یک ولتاژ مثبت یا دو ولتاژ مثبت و منقی است، کار می کنند�.
0 | 0
quad٠٥:١٩ - ١٤٠١/٠٩/١٠
• Quad 2-input NAND gate with schmitt trigger inputs.
اصطلاحی تخصصی در آی سی های مدار منطقی به معنی: چهار گیت ناند با دو ورودی از نوع اشمیت تریگر. اشمیت تریگر به معنی محدوده ای از ولتاژ ورودی که خروجی در آن محدوده یک منطقی یا صفر منطقی می شود.
0 | 0
caret٠٧:٣٥ - ١٤٠١/٠٨/٣٠
• Move the caret up one page, extending the selection.
[در رایانه] صفحه را به سمت بالا حرکت دهید تا صفحات بیشتری نشان داده شود.
0 | 0
BOX٠٠:٠٢ - ١٤٠١/٠٨/١٦
• the gear box of an automobile
جعبه دنده خودرو
0 | 0
arrow١٩:٥٢ - ١٤٠١/٠٨/٠٨
• The hunter shot a deer with an arrow.
شکارچی تیری به طرف گوزن رها کرد.
5 | 0
arrow١٩:٤٩ - ١٤٠١/٠٨/٠٨
• An arrow whistled past my ear.
تیری از کنار گوشم گذشت.
0 | 0
calculating٠٦:٥٤ - ١٤٠١/٠٧/٠٥
• His mechanical calculating engines were the antecedents of the modern computer.
موتور محاسبه گر مکانیکی جلوه ای از رایانه های مدرن امروزی است.
0 | 0
calculating٠٦:٥٣ - ١٤٠١/٠٧/٠٥
• Charles Babbage's mechanical calculating engines were the antecedents of the modern computer.
موتور محاسبه گر مکانیکی چارلز بابیج، جلوه ای از رایانه های مدرن امروزی است. [موتور محاسبه گر مکانیکی بابیج را موتور جستجوگر هم می گویند. زیرا بابیج با جستجوی عددها درصدد به دست آوردن عددی برای محاسبات پیچیده بود. به طور مثال زاویه 30 درجه برابر با 0. 5 است. اگر 30 را به 6 قسمت تقسیم کنیم به ازای هر 5 درجه 0. 08 خواهد شد که برای درجه های بالاتر از 15 درجه می بایست آن را 0. 085 در نظر گرفت تا به جواب نزدیکتر شود. ]
0 | 0
calculating٠٦:٣٠ - ١٤٠١/٠٧/٠٥
• a calculating machine
ماشین حساب
0 | 0
descriptive٢٠:٤٤ - ١٤٠١/٠٦/٠٨
• When you write your paragraph, include as many descriptive details as possible.
نگارش این پاراگراف از جزئیات بسیار زیادی تشکیل شده است.
0 | 1
descriptive٢٠:٤١ - ١٤٠١/٠٦/٠٨
• Write a descriptive passage about spring.
واژه ا ی در توصیف بهار نگارش کنید.
0 | 0
descriptive٢٠:٣٩ - ١٤٠١/٠٦/٠٨
• Click the mouse on an icon, and a descriptive phrase appears in a box next to the icons.
بر روی یک آیکون تلیک کنید تا جمله توصیفی در راهنمای کنار نقشک ظاهر شود. تلیک و نقشک از واژه های مصوب فرهنگستان زبان و ادی فارسی است. در علوم رایانه ای به جمله یک خطی کنار آیکون جعبه راهنما می گویند.
0 | 0
up to٠٤:٣٩ - ١٤٠١/٠٥/١٠
• The gunman gave himself up to the police.
مرد مسلح خود را تسلیم پلیس کرد.
2 | 0
up to٠٤:٣٢ - ١٤٠١/٠٥/١٠
• Machines are delivering up to only 25 percent of the fuel they combust.
بازدهی سوخت مصرفی ماشین ها 25 درصد است.
0 | 1
trackball٠٩:٤٥ - ١٤٠١/٠٥/٠٧
• A mouse takes much more room than a trackball.
یک موشواره فضای بسیار بیشتری از یک توپک اشغال می کند.
0 | 0
trackball٠٩:٤٢ - ١٤٠١/٠٥/٠٧
• Move your mouse or trackball in the straightest line possible.
موس یا توپک را در مستقیم ترین خط ممکن حرکت دهید.
0 | 0
fountain pen٠١:١٧ - ١٤٠١/٠٥/٠٧
• The creation of the modern fountain pen is usually attributed to Lewis E Waterman in the 1880s.
ساخت خودنویس های مدرن امروزی به لوئیس ای واترمن در دهه 1880 نسبت داده می شود.
0 | 0
pen١٥:١٠ - ١٤٠١/٠٥/٠٦
• fountain pens
خودنویس: نوعی قلم دارای محفظه ای که جوهر را در آن می ریزند. برگرفته از فرهنگ فارسی معین
7 | 1
pen١٤:٤٣ - ١٤٠١/٠٥/٠٦
• She has penned several articles.
آن خانم چندین مقاله را به رشته تحریر در آورده است.
0 | 1
crud٠٧:٣٠ - ١٤٠١/٠٤/٢٠
• Clear Data Builder, which is an Eclipse Plugin that allows generating CRUD applications for BlazeDS or LCDS based on either an SQL statement or a Java data transfer object.
کیلیر دیتا بیلدر، پلاگینی است که اجازه می دهد چهار عملیات اساسی ( ایجاد، خواندن، به روز رسانی، و حذف ) برای BlazeDS یا LCDS براساس یک دستور جستجو در زبان پرس و جو ساختاری یا یک شیء انتقال داده جاوا فراهم شود.
0 | 0
crud٠٧:٠٦ - ١٤٠١/٠٤/٢٠
• NET Dynamic Data enables CRUD ( Create, Read, Update and Delete ) operations in a data model.
داده پویای دات نت توانایی چهار عملیات اساسی ( ایجاد، خواندن، بروز رسانی و حذف ) را در یک مدل داده فعال می کند.
0 | 0
crud٠٦:٥٨ - ١٤٠١/٠٤/٢٠
• I can't eat this crud!
این اشغال رو نمی حورم.
0 | 0
double click٢٠:٥٥ - ١٤٠١/٠٤/١٣
• Double click on the icon to open the file.
فایل با دوبار انتخاب پشت سر هم ماوس روی نماد تصویری باز می شود.
0 | 0
collet٠٦:٣٧ - ١٤٠١/٠٤/٠٥
• When choosing collets and collet bodies, you need to consider two main factors.
هنگام انتخاب حلقه و بدنه آن، می بایست دو عامل اصلی در نظر گرفته شود.
0 | 0
axis٠٦:٠٩ - ١٤٠١/٠٤/٠١
• The nations of the Axis were defeated in 1945.
دولت های محور ( متحدین ) در سال 1945 شکست خوردند.
0 | 0
axis٠٦:٠٦ - ١٤٠١/٠٤/٠١
• Cut along the vertical axis.
برشی در امتداد محور عمودی
0 | 0
navigation٠٠:٢٤ - ١٤٠١/٠٤/٠١
• The navigation system employs Global Positioning System satellites and regional map software to help guide drivers to unfamiliar addresses.
سامانه جهت یابی از ماهواره های موقعیت یاب جهانی و نرم افزار نقشه منطقه ای برای پیداکردن نشانی به رانندگان کمک می کند.
5 | 1
dead center١٤:٥٦ - ١٤٠١/٠٣/٢٨
• The cycle begins at top dead center (TDC), when the piston is furthest away from the axis of the crankshaft.
چرخه زمانی پیستون از نقطه مرگ بالا و در زمانی که پیستون از محور میل لنگ دور شده، شروع می شود.
0 | 0
dead center١٤:٥٣ - ١٤٠١/٠٣/٢٨
• The top dead center (TDC) phase has a great effect on the result in the combustion analysis of internal combustion engines, so it is very important to obtain the dynamic TDC phase correctly.
نُقطه مرگ بالا تاثیر زیادی بر نتیجه احتراق موتورهای درونسوز دارد، بنابراین دسترسی به نُقطه مرگ بالای پویا بسیار مهم است
0 | 0
woman٠٤:٥٧ - ١٤٠١/٠٣/١٧
• The woman who lives next door will have her baby soon.
به زودی زن همسایه بچه اش را به دنیا می آورد.
5 | 1
ageing١٦:٠٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٨
• Memory loss is often a part of ageing.
کاهش توانایی حافظه، بخشی از سن سالمندی ا ست.
0 | 0