plucking

جمله های نمونه

1. she began plucking the guitar
شروع کرد به گیتار زدن.

تخصصی

[زمین شناسی] کندن یخساری، فرسایش یخساری - (زمین شناسی یخچالی):فرآیند فرسایش یخچالی که توسط آن قطعات سنگی درشت نظیر بلوک ها، سست شده، کنده شده و بعلت انجماد آب در طول درزها سطوح چینه بندی و جا به جایی بر اثر ریزش یخ از سنگ بستر دور می شوند.

انگلیسی به انگلیسی

• picking, pulling out, detaching

پیشنهاد کاربران

Pluck
Plucking
مو برداشتن، کندن مو، پیرایش موهای ابرو
They use tweezers for Plucking eyebrows.
امها از موگیر ( موچین ) برای برداشتن ابروها استفاده می کنند.
Plucking a guitar
کندن
برداشتن ( ابرو )