در مثنوی معنوی، مولوی چگونه انسان را توصیف میکند؟
در مثنوی معنوی، مولوی چگونه انسان را توصیف میکند؟
الف) موجودی کامل و بینیاز
ب) موجودی ناقص و نیازمند
ج) موجودی شرور و بدطینت
د) موجودی بیتفاوت و سهلانگار
٧ پاسخ
گزینه. ب . صحیح است.
به تنهایی کامل نیست و نیازمند هدایت است .ــ.
صد شكر كه يادت همه از يادم بُرد
وين هستی موهوم ز بنيادم بُرد
گفتم كه دمی گريه كنم آهم سوخت
رفتم كه دمی آه كشم بادم بُرد
آرتیمانی، رضی الدین
آن بتی کافت جانهاش بگویند اینست
غيرت سنبل و رشک قمر و پروین است
وصف زیبایی او را نتوانم گفتن
اوج خورشید و مه و باغ گل و نسرین است
زلف و روی تو بنازم که بدین زیبایی
پیش صاحب نظران مظهر کفر و دین است
دل محزون من و سلسلۀ زلف نگار
همچو گنجشك ضعيفى بكف شاهين است
شکوه مستوره مکن شیوۀ خوبان جهان
همه ناز است و عتاب است و جفا و کین است
از بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی
علاّمه اقبال لاهوری سالهاى متمادى در اروپا زندگی كرده، ميتوانست زبان انگليسی را كه در شبه قارّه هند هم رايج بود و شبيه زبان مادرى بود انتخاب كند و انتخاب نكرد، زبان فارسی را انتخاب كرد. هی جانم، خودش ميگويد كه من ديدم آن افكار جز در ظرف زبان فارسی ريخته نميشود/ واقعاً پارسی عزیز شکر است و علاّمه اقبال لاهوری چه زیبا گفته:
گرچه هندى در عذوبت شكّر است
طرز گفتار دَرى شيرين تر است
فكر من از جلوه اش مسحور گشت
خامه ى من شاخ نخل طور گشت
پارسی از رفعت انديشهام
درخورد با فطرت انديشه ام
نقل قول: يك وقت در مجمعی ادبی در مشهد نشسته بوديم و استاد بلندپايه اى شعرى را كه به زبان ديگرى غير از زبان پارسی ترجمه كرده بود ميخواند، كلمه ى (دامن كشان) در آن بود، ديدم دامن كشان را نميتواند ترجمه كند... من به جرئت ميگويم كه اين كلمه و بسيارى از تركيبات با هيچ معناى ديگرى قابل مقايسه نيستند. ذوق والايی اين كلمات را در برهه اى از آن جوشش و غليان ذوق و قريحه شعرى بر زبان آورده است. مثلاً در شعر سعدى: او ميرود دامن كشان، من جام محرومی چشان، شما اگر بخواهيد كلمه ى دامن كشان را ترجمه كنيد، چگونه ترجمه خواهيد كرد؟
یا این شعر حافظ را؟
دامن كشان همی شد، در شرب زركشيده
صد ماهرو ز رشكش، جيب قصب دريده
از تاب آتش می، بر گرد عارضش خوی
چون قطرههای شبنم، بر برگ گل چكيده
لفظی فصيحُ شيرين، قدی بلندُ چابك
رويی لطيف زيبا، چشمی خوش كشيده
ياقوت جان فزايش، از آب لطف زاده
شمشاد خوش خرامش، در ناز پروريده
گزینه ب) موجودی ناقص و نیازمند
درود بر شما آفرین، کیارش عزیزم🌹🙏
در مثنوی معنوی، مولوی انسان را موجودی ناقص و نیازمند میداند که با آگاهی از عجز خود و اتصال به منبع الهی میتواند به کمال برسد؛ او انسان را نه شرور ذاتی، بلکه مرکبی از ضعف و ظرفیت تعالی میبیند.
پاسخ صحیح گزینه ب) موجودی ناقص و نیازمند است.
بله امیر آقای گل، درود بر شما آفرین🌹🙏
درود بر شما آفرین🌹🙏