جناب مولوی در توصیف آتش (عشق) به عنوان آموزگار، چرا میگوید آتش بهتر از معلم کلامی است؟
جناب مولوی در توصیف آتش (عشق) به عنوان آموزگار، چرا میگوید آتش بهتر از معلم کلامی است؟
الف) زیرا سریعتر نتیجه میدهد
ب) زیرا بدون نیاز به زبان، ذات حقیقت را میسوزاند و آشکار میکند
ج) زیرا سریع تر نتیجه میدهد
د) زیرا تنها به زبان نمادین تدریس میکند
٧ پاسخ
گزینه ب) زیرا بدون نیاز به زبان، ذات حقیقت را میسوزاند و آشکار میکند
درود بر حسین جان و محمد جان، حالا یک پرسش، چه تفاوتهایی بین پشتو و فارسی دری که هر دو ایرانی هستتند وجود داره؟ اول اینکه از نظر جغرافیایی، فارسی دری جزو زبانهای ایرانی غربی هستش (مانند فارسی ایران و تاجیکی و ازبک)، در حالی که پشتو جزو زبانهای ایرانی شرقی است، و قبلاً هم گفتم که ساختار دستوری پشتو ساختار دستوری پیچیدهتری دارد. مانند تانیث، و همچنین در زمان گذشته (برای افعال متعدی)، فعل در پشتو با مفعول مطابقت میکنه (ساختار ارگاتیو)، که در دری و فارسی نو نیست. از نظر آواشناسی هم، پشتو صداهای خاصی داره (مانند حرف ښ و ږ) که در فارسی ما و دری وجود نداره و تلفظ آنها برای غیر پشتو زبانان کمی دشوار است. مانند عربها که حروف رو حلقی تلفظ میکنند، در پشتو هم حروف برگشتی رو با چسباندن نوک زبان به سقف دهان، خاص تلفظ میکنند. ارامنه تبریز هم در زبان خودشون چهار حرف دارند که ما نداریم، مثلاً حرفی بین (ج و ژ) دارند که من تلاش میکردم تمرین کنم ولی اشتباه تلفظ میکردم و هی بهم میخندیدند.😀 چون اولش باید یه کم تمرین کنیم تا راه بیفتیم. بذار چندتا کلمه پشتو رو که فرق دارند بگم. در فارسی نو ما میگیم خونه، در فارسی دری مثل تاجیک و ازبک و افغان، حتماً کتابی خانه گفته میشه، ولی در پشتو کور (Kor) میگن، یا دختر رو لور (Loor) میگن، یا پسر رو زوی (Zoy) میگن، یا خوب رو اینجوری مینویسند: ښه سه نیست ها؟ خا تلفظ میشه (Kha) ولی حرف خ رو متفاوت تلفظ میکنند چون از حروف برگشتی هست، ما میگیم شب، در فارسی دری هم همین شب نوشته و تلفظ میشه ولی در پشتو شپه (Shpa) میگن، اینا حروف و واژه های متفاوت هست که برات گفتم وگرنه تا دلت بخواد مشترکات زیادی دارند. در پست بعدی کمی بیشتر و به همین صورت کوتاه مینویسم تا خسته نشوید، دوستتان دارم،یا حق🙏🌹
واژه سبک شناسی در سه مفهوم به کار میرود. سبک شخصی، سبک دوره، و سبک ادبی. سبک شخصی، سبک خاص شاعر و نویسنده است و آثار او را در طول قرون از اثر هرکس دیگری به نحو نمایانی متمایز نگاه میدارد. کسانی مانند فردوسی، نظامی، خاقانی و حافظ و... سبک شخصی دارند. سبک دوره، سبک کلی کم و بیش به هم شبیه شاعران و نویسندگان دورههایی از تاریخ ادبیات است. مثلا مختصاتی که در آثار شعری قرون چهارم و پنجم مشاهده میشود در یک نگاه کلی به هم شبیه است. به سبک این دوره سبک خراسانی میگویند. سبک ادبی، وجوه متمایز آثار ادبی از آثار غیر ادبی است. آثار ادبی سرتاسر جهان مختصات خاص خود را دارند.
گزینه ب.زیرا بدون نیاز به زبان، ذات حقیقت را میسوزاند و آشکار میکند
درود بر شما ، بله آفرین🌻🙏🪻
حکایتی شیرین از گلستان سعدی جان:
پادشاهی با غلامی عجمی در كشتی نشست، و غلام ديگر دريا را نديده بود و محنت كشتی نيازموده، گريه و زاری در نهاد، و لرزه بر اندامش اوفتاد، چندان كه ملاطفت كردند آرام نميگرفت و عيش ملك ازو منغص بود چاره ندانستند. (هر کاری میکردند این غلام از ترس هوار هوار میکرده و اوقات همه را زهرمار میکرده) حكيمی در آن كشتی بود، ملك را گفت اگر فرمان دهی من او را به طريقی خامُش (خاموش) گردانم. گفت غايت لطف و كرم باشد. بفرمود تا غلام به دريا انداختند، باری چند غوطه خورد، مويش گرفتند و پيش كشتی آوردند (او را انداختن توی دریا حسابی آب بخورد و وقتی حالش جا آمد بیرون کشیدنش) بدو دست در سكان كشتی آويخت. چون بر آمد (حکیم) گفتا: ز اول محنت غرقه شدن ناچشيده بود، و قدر سلامت كشتی نميدانست. همچنين قدر عافيت كسی داند كه به مصيبتی گرفتار آيد:
ای سير تو را نان جوين خوش ننمايد
معشوق من است آن كه به نزديك تو زشت است
حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف
از دوزخيان پرس كه اعراف بهشتست
فرقست ميان آن كه يارش در بر
تا آن كه دو چشم انتظارش بر در🌹
گزینه ب صحیح ااست.
آتش خاکستر میکند.
آشکار میکند.
آفرین، درود بر حسین آقای گرامی🙏🌻🪻🌹
نظر من هم چون دوست خوبمون گزینه ب است
ای جانم محمد عزیز، الهی که تندرست و شاد باشی گلم🪻🌹🙏
درود بر شما، آفرین🙏