گفتار مولوی در داستان (مرغ و صیّاد)، مرغی که در قفس است نماد چیست؟
گفتار مولوی در داستان (مرغ و صیّاد)، مرغی که در قفس است نماد چیست؟
الف) انسانِ گرفتار در تعلقات دنیوی و نفس
ب) پادشاه ناتوان
ج) دوستِ وفادار
د) دشمنِ خونی
٧ پاسخ
در داستان «مرغ و صیّاد» از مثنوی معنوی مولوی، مرغی که در قفس است، نماد انسانِ گرفتار در تعلقات دنیوی و نفس است.
معنی و توضیح:
· مرغ نماد روح یا جان آدمی است که ذاتاً آزاد و پروازگر آفریده شده.
· قفس نماد تعلقات مادی، خواستههای نفسانی، و بندهای دنیا است که انسان را از پرواز به سوی حقیقت بازمیدارد.
· صیّاد نماد نفس امّاره یا شیطان است که انسان را فریب میدهد و در قفس دنیا حبس میکند.
نکته: در این داستان، مرغ (انسانِ عاقل) با زیرکی خود را از قفس نجات میدهد و به درخت (نماد مقام قرب الهی) پرواز میکند. مولوی میخواهد بگوید که انسان باید از بندهای دنیوی رها شود و به اصل و جایگاه حقیقی خود (آزادی معنوی) بازگردد.
پس پاسخ صحیح گزینه الف است.
برای کشف ابیات جعلی و الحاقی در شاهنامه راههای متعددی پیشنهاد شده، از جمله اینکه، چنانچه آنها را از متن حذف کنیم، خللی در سیر ماجراها و معنی شعر پدید نخواهد آمد. البته ممکن است بیت يا بیتهای اصلی را نیز از شاهنامه حذف کنیم و خللی در روند داستان و معنی متن ظاهر نشود، ولی این نکته را باید بخاطر داشت که شرط اولیه و اساسی اصلی بودن بیتی این است که، دستنویسها تا چه حد از آن پشتیبانی ميکنند؟ حال آنکه بیتهای مجعول نه از تأیید کافی دستنویسها برخوردارند و نه غالب آنها به لحاظ شعری استوار و بعضاً با شعر پرمایه و سختۀ فردوسی فرسنگها فاصله دارند. انگیزه اصلی کاتبان در ذوق آزمایی و سرودن بیتهای الحاقی چه بوده؟ آیا گمان کردند شاعر در پاره ای مواضع به اندازۀ کافی ماجراها را شرح و بسط نداده است؟ یا حسادت و تحریف عمدی؟
آقاى فلانی جان، مدير گروه ادب و هنر راديو در گزارش خودش گفته بود: ما براى پرداختن به افكار شخصيت هايی نظير جمال زاده، یا صادق هدايت و امثالهم، از طرف مدير يا رياست سازمان مؤاخذه ميشويم، ما براى اثبات و ترويج انديشه ى آنها تلاش نميكرديم، بلكه ميخواستيم كار آنها را نقد كنيم.
اگر نقد بصورت حقيقتی انجام بشه و نقّاد بی رودربايستی كار نقد را انجام بدهد، از نظر کیفیتی، سطح كارهاى فرهنگی ارتقاء پيدا ميكند. پس بايد آدمهايی داشته باشيم كه بنشينند و مثلاً كار جمال زاده، صادق هدايت، چوبك و ديگران را واقعاً نقد كنند و نقاط قوّت و ضعفش را بگويند؛ اين كار البته فقط بايد بخشی از برنامه فرهنگی ما باشد. افراد برجسته و بزرگی مانند شخصيت قاآنی، قطعاً از شخصيت جمال زاده خيلی بهتر بوده است؟... جمال زاده، بنده ى خدا پيرمردى است كه دارد نان خدا را ميخورد و نفس ميكشد. يك روز در كشور چيزى مُد ميشود و هركس سعی ميكند مطابق آن رفتار كند. مثلاً يك روزی تفاخر به صادق هدايت در اين كشور مُد بود، هركس ميخواست راجع به قصّه حرف بزند، حتماً بايد اسم صادق هدايت را می آورد! البتّه صادق هدايت نقاط قوّتی دارد، امّا نقاط ضعفی هم دارد. صادق هدايت كه جزو نويسندگان بزرگ دنيا نيست؛ هست؟ اگر شما صادق هدايت را با نويسنده هاى معروف دنيا مقايسه كنيد، چه نويسنده هاى روسی، چه نويسنده هاى فرانسوى، یا انگليسی؛ اينهايی كه رمان هاى معروف را خلق كردند و داستانهاى بزرگ را نوشتند، در مقابل آنها بچّه ى كوچكی است! البتّه منکر این نیستم که او در ايران جايگاهی دارد امّا در همان حدّ خودش بايد او را تفخيم كرد و نه بيشتر؛ آدم نبايد اسير مُد باشد. این پُز دادن و مدگرایی بوی خودباختگی و غربزدگی میدهد.
دست او بازنده ابر و تيغ او تابنده برق
كوس او نالنده رعد و تير او سوزان شهاب
عيب خلق او نه كز وی خصم او باشد نفور
مرجعل را نفرت جان خيزد از بوی گلاب
حکیم قاآنی، پریشان.
با سپاس از سه وجود مقدس، آنان که ناتوان شدند تا ما به توانایی برسیم، آنان که موهایشان سپید شد تا ما رو سفید شویم، و عاشقانه سوختند تا گرمابخش وجود ما، و روشنگر راهمان باشند. از: پدرانمان، مادرانمان، استادانمان.
از ایزد منان؛ یزدان پاک، او که در ذات قلم، اندیشه داد و سنگ را در کنار شیشه نهاد، سپاس بیکران آنچنان که، دانایی و توانایی اش را نتوان شمار کرد، و هزاران واژه را نتوان در وصف او بر هزار دفتر سوار کرد.
فدات بشم حسین عزیز، شاعر میگه از کوزه همان برون تراود که در اوست، شما چون خودتان خوبید دیگران را هم خوب میبینید، شرمنده میفرمایید، دورت بگردم🙏🌹
البته شاعر دیگری این شعر را اینگونه تغییر داده: چون ذات علی ولی حق مظهر هوست
گر نام ورا، خدا علی خواند نکوست
در خانه حق علی به دنیا آمد
از کوزه همان برون تراود که در اوست
شاعرش جناب ریاضی یزدی هستش.
و البته شاعر دیگری اینگونه تغییر داده:
تا حب علی مرا بود در رگ وپوست
رنجم ندهد سرزنش دشمن و دوست
جز نام علی لب به سخن وانکنم
از کوزه همان بون تراود که در اوست
که اینم شاعرش مردانی هست.
سر شما را درد آوردم ولی زیباتر از همه فرموده حافظ است:
در مذهب ما کلام حق ناد علیست
طاعت که قبول حق شود یاد علیست
از جمله آفرینش کون و مکان
مقصود خدا علی و اولاد علیست
حافظ ابرقدرتی بوده در شعر🙏🌹
بادرود. در یکی از سوالهای خودتان گفتیم که انسان ذاتا و فطرتا خوب آفریده شده. گذشته از مشکلات و بگومگوهای واختلافات زندگی روزانه مردم. اما همه قلبا نمیخوان بد باشند. مثل برداشتهای مختلف دوستان در آبادیس که گاهی مشکل کوچکی میان میاید. اما همه فرهیختگان حاضردراینجا ماه هستن مثل خودشماعزیز
يكی از خصوصيات مهمّ ايرانيان دلبستگی آنان به زبان فارسی است، به حدّی كه وقتی اسلام آوردند و دين اسلام را پذيرفتند، زبان خود را از ياد نبردند. ايرانيان، با حفظ زبان ملّی خود، در طول تاريخ، در راه اسلام تلاش كردند و هرگز احساس نكردند كه دلبستگی به زبان ملّی منافات و مغايرتی با ايمان و اسلام و قرآن داشته باشد. امروز هم سعی ميكنیم زبان فارسی را، كه زبان دوّم دنیای اسلام است، شاداب و نيرومند حفظ کنیم و بعنوان ركن مهمّی از اركان ملّيت ايرانی استحكام دهیم. بخت با زبان فارسی يار بوده است كه بزرگان ما قدرِ سخن گفتن دَرى را ميدانند و از هر فرصتی براى تقويت زبان و ادب فارسی استفاده كرده اند و مخصوصاً شعر فارسی را، همچون ابزارى كارساز و مؤثّر در خدمت آرمانهاى ملی، محترم شمرده اند. دلبستگی به زبان و ادب فارسی را ترویج کنیم و در برابر طوفانی كه ميخواهد با پنهان شدن پشت نقاب جهانی شدن همه ى مظاهر هويت و ملّيت كشورها و ملّتها را محو کند، مقاومت کنیم.
شما را مهمان میکنم به شعری پر مغز و پر احساس از پروین اعتصامی:
خليد خار درشتی به پای طفلی خرد
بهم برآمد و از پويه باز ماند و گريست
بگفت مادرش اين رنج اولين قدم است
ز خار حادثه، تيه وجود خالی نيست
هنوز نيك و بد زندگی بدفتر عمر
نخوانده ای و بچشم تو راه و چاه، يكيست
ز پای، چون تو در افتاده اند بس طفلان
نيوفتاده درين سنگلاخ عبرت، كيست؟
نديده زحمت رفتار، ره نياموزی
خطا نكرده، صواب و خطا چه دانی چيست؟
دلی كه سخت ز هر غم تپيد، شاد نماند
كسيكه زود دل آزرده گشت دير نزيست
ز عهد كودكی، آمادهٔ بزرگی شو
حجاب ضعف چو از هم گسست، عزم قويست
بچشم آنكه درين دشت، چشم روشن بست
تفاوتی نكند، گر دَه است چَه، يا بيست (چه،چاه)
چو زخم كارگر آمد، چه سر، چه سينه، چه پای
چو سال عمر تبه شد، چه يك، چه صد، چه دويست
هزار كوه گرت سد ره شوند، برو
هزار ره گرت از پا در افكنند، به ايست🌺
گرینه الف..گرفتاری انسان در زندگی دنیوی..
درود بر حسین عزیزم آفرین🌹🙏
گزینه الف بیشتر بهش میخوره
درود بر محمد عزیز و گلاب🌹🙏
آفرین درود بر شما و سپاس از توضیحات خوب شما🌹🙏