کلمات زیر را با نمونه ای از کاربرد آنها معنی کنید
٢ پاسخ
بستهید=
نزاع نمود
لجاجت کرد
همان طوس نوذر بدان بستهید
کجا: پیش اسپ من اینجا رسید
تذکیر=
اندرز دادن
پند دادن
راهنمایی کردن
هشدار دادن
یادآوری نمودن
بازگفتن
چون به تذکیر و به نسیان قادرند
بر همه دلهای خلقان قاهرند
کازه=
آلاچیق
کلبه
گرچه از میری ورا آوازه ایست
همچو درویشان مر او را کازه ایست
محتقر=
بی مقدار
پست
بی ارزش
بی بها
کم قیمت
تو مگو کین مس برون بد محتقر
در دل اکسیر چون گیرد گهر
وجعها=
آلام
رنجوری ها
مشکلات و رنج های جسمی
رنج ها
بیماریها
آن وجعها را بدو منسوب دار
گرچه هست آن جمله صنع کردگار
زبد= کف روی آب
کف روی شیر
ناخالصی
از کبد فارغ بدم با روی تو
وز زبد صافی بدم در جوی تو
بستهید=
نزاع نمود
لجاجت کرد
همان طوس نوذر بدان بستهید
کجا: پیش اسپ من اینجا رسید
تذکیر=
اندرز دادن
پند دادن
راهنمایی کردن
هشدار دادن
یادآوری نمودن
بازگفتن
چون به تذکیر و به نسیان قادرند
بر همه دلهای خلقان قاهرند
کازه=
آلاچیق
کلبه
گرچه از میری ورا آوازه ایست
همچو درویشان مر او را کازه ایست
محتقر=
بی مقدار
پست
بی ارزش
بی بها
کم قیمت
تو مگو کین مس برون بد محتقر
در دل اکسیر چون گیرد گهر
وجعها=
آلام
رنجوری ها
مشکلات و رنج های جسمی
رنج ها
بیماریها
آن وجعها را بدو منسوب دار
گرچه هست آن جمله صنع کردگار
زبد= کف روی آب
کف روی شیر
ناخالصی
از کبد فارغ بدم با روی تو
وز زبد صافی بدم در جوی تو