معنی کلمات زیر را با ذکر مثال بنویسید
گهرخانه.
غاشیه داری
جبایت ستان
مفرح گزای
معصفر
نامجیب
٢ پاسخ
درود گرم بر شما و آرزوی بهترینها💝🌺
گهرخانه: چندین معنی داره که جمله مشخص میکنه، مثلاً صندوق جواهرات و گوهر معنی میده، ولی گهرخانه شاه یعنی خزانه پادشاه، نظامی گفته:
تن بگهر خانه اصلی شتافت
ديده چنان شد که خيالش نيافت
من کلام نظامی رو از گهرخانه اصلی، قرب و جوار حق معنی میکنم، یعنی تن خاکی به زیر خاک رفت و به جوار حق شتافت.
غاشیه داری: به معنای اطاعت و فرمانبرداری است و اشاره به حالتی دارد که فرد یا گروهی با فروتنی و تسلیم کامل، دستورات یا خواستههای کسی را اجرا میکنند. نظامی گفته: وان بدر که نام او منیر است در غاشیه داریش حقیر است. یعنی ماه نورافشان و منیر تسلیم محض خداست، و ناصر خسرو گفته: مشتری اندر نمازگاه مر او را پیشرو و جبرئیل غاشیه دار است.
جبایت ستان: چند معنی داره، باجگیر و جمع کننده باج و خراج، مواجه بگیر و حقوق بگیر هم معنی میده، مولوی گفته: تربتش از دیده جنایت ستان. غربتش از مکه جبایت ستان. یعنی تربت و خاک او از چشمان انسان ظلم و ستم و گناه را میگیرد (پاک و بینا میکنه) و دوری و غربت او در مدینه از مکه، باج و جبایت مثل خراج میگیره، از همه جای دنیا میان حج پس دیگه با این باجی که میگیره غریب نیست، عجب مخی بوده این مولوی.
مفرح گزای: شادمانی آورنده. هر چیزی که شادمانی آورد و فرح بخشد و خوشحالی دهد. فرح بخش. شادی آور. مسرت بخش. نظامی گفته:
کی شدی این سنگ مفرح گزای
گر نشدی درشکن و لعل سای
معصفر: اینم چند معنی داره، در علم طب یعنی گل کاجیره یا کاژیره یا کافشه، کسنبه، خسق، کاویشه، هر هفت تا در طب به یک معنی هست. لباس معصفر، هم به لباس زرد، و هم به لباس سرخ گفته میشه، گاو معصفر یعنی گاوی که زرد مایل به قرمز هست، در قرآن میگه: بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ: ﮔﺎﻭی ﺯﺭﺩ رنگ ﺭﻭﺷﻦ ﻛﻪ ﺑﻴﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﺎﺩ ﻭ ﻣﺴﺮﻭﺭ میکند، معصفر و صفرا همریشه هستند، فردوسی برای رنگ در قسمت خاقان چین گفته:
چو بنمود خورشید تابان درفش
معصفر شد آن پرنیان بنفش
در پادشاهی منوچهر میگه:
سوی خانه شد دختر دل شده
رخان معصفر بزر آژده
یا
لب سرخ رودابه پرخنده کرد
رخان معصفر سوی بنده کرد
فرخی برای رنگ قرمز از مصعفر استفاده کرده:
به هر جنگ اندر نخستین تو کردی
زمین را ز خون معادی معصفر
فردوسی برای رنگ زرد و فرخی برای رنگ قرمز خونی بکار برده، نمونه های متعدد دیگه هم هست.
نامجیب: رد کننده درخواست، عدم قبول درخواست.
نظامی در مخزنالاسرار گفته:
گر کم ازان شد بنه و بار من
بهتر از آن است خریدار من
شیوه غریب است، مشو نامجیب
گر بنوازیش نباشد غریب
کاین سخن رسته پر از نقش باغ
عاریتافروز نشد چون چراغ
مانا و سربلند باشید🙏
گهرخانه=
گوهر خانه
محل نگهداری جواهرات
تن به گهر خانهٔ اصلی شتافت
دیده چنان شد که خیالش نیافت
غاشیه داری=
اطاعت کردن
پیروی نمودن
چون تک ابلق به تمامی رسید
غاشیه دار ی به نظامی رسید
جبایت ستان=
گیرنده باج و خراج
تربتش از دیده جنایت ستان
غربتش از مکه جبایت ستان
مفرح گزای=
برطرف کننده فرح و شادکامی
کی شدی این سنگ مفرح گزای
گر نشدی دُر شکن و لعل سای
معصفر=
زرد رنگ
_سرخ رنگ
لب سرخ رودابه پرخنده کرد
رخان معصفر سوی بنده کرد
نامجیب =
عدم قبول درخواست
شیوه غریب است مشو نامجیب
گر بنوازیش نباشد غریب
درود بر شما
آفرین