کلمات زیر را با ذکر مثال معنی کنید
اندیشگان
بشکرند
ویژه گردان
خنگ بید
ستاره شمر
پژمراننده
شید تابنده
٢ پاسخ
درود بر شما🙏
اندیشگان: اندیشه کردن، بفکر و تدبیر و تأمل و تصور و گمان و خیال فرو رفتن، فکر و خیال زیاد نمودن
فردوسی جان گفته:
تو شاهی کنی کی بود راستی
پدید آید از هر سوی کاستی
نه آیین شاهان بود تاختن
چنین با بداندیشگان ساختن
بشکرند: شکار کردن. شکار افکندن، صید کردن.
تنش تیره بد موی و رویش سپید
چو دیدش دل سام شد ناامید
بفرمود تا پیش دریا برند
مگر مرغ و ماهی ورا بشکرند
فردوسی جان
ویژه گردان: با گاف مضموم یعنی گردان ویژه، با گاف مفتوح یعنی دوستان نزدیک، یاران نزدیک، افراد ویژه و اطرافیان خاص که فردوسی گفته:
سوی طیسفون رفت گنج و بنه
سپاهی نماند از یلان یک تنه
همه ویژه گردان آزداگان
بیامد سوی آذرآبادگان
خنگ بید: خار و خار سپید، البته کلمه خنگ بید بطور کلی بعنوان یک صفت یا اصطلاح توهینآمیز هم، برای توصیف فردی که به نظر میرسد بطور خاصی خنگ، کم هوش یا نادان است، استفاده میشود. مخصوصاً در شبهای برره 😀 چون بید گاهی بجای بود بکار میرود. اما به معنی خار سفید فردوسی گفته:
ترا دایه گر مرغ شاید همی
پس این پهلوانی چه باید همی
گر آهوست بر مرد موی سپید
ترا ریش و سرگشت چون خنگ بید
ستاره شمر: یعنی ستاره شناس، اخترشناس، منجم، مخفف ستاره شمارنده و کسی که از حرکت ستاره ها و اجرام آسمانی به رازهای جهان پی می برد.
ستاره شمر شست و سه سال گفت
شمار سه سالش بد اندر نهفت
ز گفت ستاره شمر جست گنج
وگرنه نبودش خود از گنج رنج
پژمراننده: پژمرده کننده
رخش پژمرانندهٔ ارغوان
جوان سال و بیدار و بختش جوان
شید تابنده: مخفف خورشید تابنده و تابان هست و به دو صورت (شید تابنده و تابنده شید) میاد.
به رزم اندرون شیر پاینده ای
به بزم اندرون (شید تابنده) ای
و
بدو گفت زان سوی (تابنده شید)
برآید یکی پرده بینم سپید
و
بگشتند با نیزههای دراز
چو (خورشید تابنده) گشت از فراز
و
جهان مرترا داد یزدان پاک
ز (تابنده خورشید) تا تیره خاک
فردوسی جان
و این فرهنگ غنی و شیرین وسیله ایست برای رفع خستگی در میان دوستان خوب آبادیس، و شاگردی کردن در حضور خوب شما اساتید، سپاسمند🙏
اندیشگان = اندیشه کردن
از اندیشگان زال شد خسته دل
بر آن کار بنهاد پیوسته دل
بشکرند = شکارکنند
سوی بچگان برد تا بشکرند
بدان نالهٔ زار او ننگرند
ویژه گردان= دوستان نزدیک
برون رفت با ویژه گردان خویش
که با او یکی بودشان رای و کیش
خنگ بید= خارسپید
گر آهو است بر مرد موی سپید
تو را ریش و سر گشت چون خنگ بید
ستاره شمر=
کسی که از حرکت ستاره ها و اجرام آسمانی به رازهای جهان پی می برد
ستاره شمر مرد اخترگرای
چنین زد تو را ز اختر نیک رای
پژمراننده= ٩پژمرده کننده
رخش پژمرانندهٔ ارغوان
جوان سال و بیدار و بختش جوان
شیدتابنده=
خورشید تابان
به رزم اندرون شیر پاینده ای
به بزم اندرون شید تابنده ای
درود بر شما
بسیار عالی
درود بر شما
تندرست باشید و مانا