پرسش خود را بپرسید

نگارش کدام مورد صحیح نیست ؟

تاریخ
٨ ماه پیش
بازدید
٣٧٢

نگارش کدام مورد صحیح نیست ؟
الف)با یک سخنرانی کار خود را به پایان برد
ب) با سخنرانی مهارت خود را نشان داد
ج) به وسیله سخنرانی شهرت بدست اورد
د) سخنرانی او موجب شهرت او شد .

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
عکس پرسش

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

با سلام 

گزینه ج

نگارشٕ «بدست آورد»، باید به این شکل باشد: به‌دست آورد.

٣٧,٨٨٨
طلایی
٢٣
نقره‌ای
٣٩٧
برنزی
٢٦٥
تاریخ
٨ ماه پیش

سلام و با سپاس از شما🙏

در دوره سبک عراقی شعر عاشقانه است، در دوره خراسانی، معشوق شاعر، زمینی و دست یافتنی بود، ولی در شعر این دوره معشوق شاعر اندک اندک متعالی میگردد تا آنجا که گاه با معبود یکی میشود. ضمناً در شعر این دوره درون گرایی، عشق گرایی، غم گرایی، ذهن گرایی (غیر رئالیستی)، باور به قضا و قدر، عرفانی بودن شعر از ویژگی های مهم فکری این سبک است: بعد از حملۀ مغول و خدشه دار شدن غرور و احساسات ملی ایرانیان، نیاز داشتن به سخنان آرام بخش و توجه به امور اخروی بیشتر شد و همچنین باعث رواج بیشتر تصوف میگردد و برخی اندیشه ها، ازجمله بی اعتباری دنیا، اعتقاد به قضا قدر و شکایت از روزگار رواج بیشتری می‌یابند. با این شکست ایرانیان به خصوص فضلا و شاعران را اندوه میگیرد و روی به اشعار با مضمون پند و اندرز، بی اعتباری دنیا، شکایت از روزگار، باور به قضا و باور به اینکه هرآنچه از دوست رسد خوش رسد، آوردند. و توجه به معنویات، برتری عشق بر عقل، توجه به صفا و پالایش درون از مفاهیم و اندیشه‌های شعر این دوره اند. و با شکست ایرانیان و استقرار و سلطۀ اقوام غیر متمدن و خونریز مغول، شاعران دیگر به مدح امیران و حاکمان مغول نمی پرداختند. زین سبب شعر مدحی در سبک خراسانی جای خود را به شعر عارفانه و عاشقانه داد. شاعران با دیدن بیرحمی‌ها و کشتار عزیزان خود و مردم از امیران و حاکمان مغول بیزار شده بودند و بدیهی است که به مدح آنان نپردازند و برای تسکین غم دل خود به اشعار عارفانه و عاشقانه با مضامین پالایش و صفای درون و شکایت از روزگار بپردازند.

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
١ هفته پیش

مردم کوه نشین اصلی سرزمین پارس، مانند مادها، از نژاد هند و اروپایی، و شاید از جنوب روسیه به این نواحی آمده بودند. از زبان و دین قدیم ایشان معلوم میشود که با آن دسته از نژاد آرین (هندی) که از افغانستان گذشته و طبقه حاکمه را در سرزمین هند تشکیل داده بودند نسبت نزدیکی داشته اند. داریوش اول خود را در نقش رستم چنین معرفی کرده است: (پارسی، پسر پارسی، آریایی از نژاد آریایی). زردشتیان وطن نخستین خود را بنام (ایران- وئجه) یعنی وطن آریاییها مینامند. تاریخ تمدن.

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٢ هفته پیش

بلبل از گل بگذرد گر در چمن بیند مرا 
بت پرستی کی کند گر برهمن بیند مرا 
در سخن پنهان شدم مانند بو در برگ گل 
هر که دیدن میل دارد در سخن بیند مرا 
از بانو شاعره مخفی/ زیب النساء بیگم

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٢ ماه پیش

بانو شاعره فخری 
دختر فتحعلیشاه و دارای طبع شعر بوده و محمود ميرزا مولف تذکره نقل‌مجلس مینویسد خواهر بزرگ فتح الله ميرزا است و اشاره میکند که درس شعر و شاعری را من به وی آموخته‌ام و این چند بیت از نمونه سبک شعر اوست: 
محبت را بلا گویند یا رب 
کسی بی این بلا هرگز مبادا

گفتا خيال وصل مرا کن ز دل برون 
گفتم گذشتن از سرِ جان کار مشکلی است

چنين کين نوجوانان جلوه دارند 
به حسرت بایدم مردن به پیری . 

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٢ ماه پیش

پردهٔ غيب را كسی نگشود
نكته ای كس نخواند زين اسرار
گرت انديشه ای ز بدناميست
منشين با رفيق ناهموار
عاقلان از دكان مهره فروش
نخريدند لؤلؤ شهوار
رخشنده، پروین اعتصامی

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٦ ماه پیش

روزی در تلویزیون آمریکا فیلمی نشان داد، در مورد حیات وحش و نژادی از شیر که اینا نسلشون در حال انقراض بود، البته بصورت مستند. مدّتها مراقب حال این شیرها بودن و از تمام حرکات آنها فیلمبرداری میشد. نشون میداد شیری زایید و بچه ها چطوری به تدریج بزرگ شدن و به سن بلوغ و شکار رسیدن. روزی یکی از بچه‌ها که برای خودش یلی شده بود یاردانقلی، برای اوّلین بار رفت شکار و از محل زندگی خانواده خارج شد تا حرکتی بزنه که بگه آره منم مستقل شدم. یک هفته تمام این بخت برگشته به هر دری زد ولی بیچاره دریغ از اینکه حتّی موشی هم شکار کنه. ناگهان ورق برگشت و هیجانی شد، همانطور که خوابیده بود و اطراف را تحت نظر داشت، از دور بچه آهوئی پیدا شد در حالیکه دو تا کفتار خبیث در حال حمله به او بودند و مادر بچه آهو هم فرار کرده و از فاصله زیادی با اضطراب به بچه اش که گرفتار شده بود با حس مادرانه نگاه میکرد. شیر جوان که این منظره را دید با آن حالت گرسنگی غرّشی نموده به کفتارها حمله کرد. کفتارها از حمله و غرش شاهزاده، پشم ریزون کردند و از ترس دو تا پا داشتند، دو تا هم قرض کردند و فلنگ رو بستند به فرار، عجبا شیر گرسنه جلو رفت و بچه آهو را به دندان گرفت، من گفتم بچه آهو قسمت این شد و خوردش، اما اونو برد نزدیک مادرش گذاشت و دوباره به جای خودش برگشت. این صحنه باعث شد یه حال عجیبی بهم دست بده، آتیش کارش سوزوندن هست ولی بدون اجازه خدا، ابراهیم رو نسوزوند، پس می‌بینیم امر، امر اوست و اراده ما، اراده اوست، و همه محکوم اراده خدا هستند. تا اراده خدا تعلّق نگیرد حتی خفّاشی پشه ای رو نمیخوره، و نه شیری آهوئی را.

٢١٥,٠٦٢
طلایی
٢٤٤
نقره‌ای
٢,٣٤٨
برنزی
٧,٤٦٣
تاریخ
٨ ماه پیش
عکس پرسش

پاسخ شما