کدام مورد از نظر نگارشی بدون اشکال است ؟
کدام مورد از نظر نگارشی بدون اشکال است ؟
الف) پدرم راهرو را خاموش کرده و به اتاق رفت
ب) من کتابم را که تازه خریده ام , اورده ام
ج) من رهبریت شما را نمی پذیرم
د) ممکن است که ناچارا بیایند
٧ پاسخ
با عرض سلام
گزینه ب✔️
گزینه الف باید مینوشت: ... خاموش کرد و به اتاق رفت یا خاموش کرده، به اتاق رفت.
گزینه ج: واژهی رهبر فارسی است و مصدر جعلی با «یت» مخصوص کلمات عربی است.
گزینه د: واژه ناچار فارسی است و تنوین نمیگیرد.
سلام و احترام
خواهش می کنم
پاینده باشید 🌹
دورۀ تیموریان به رغم نابسامانی و منازعات داخلی، دورۀ رونق فرهنگ، ادبیات، تاریخ، ریاضیات، نجوم، هنر و معماری بود، دربارهای هرات، سمرقند، اصفهان، شیراز و تبریز به سبب هنرپروری و هنرمندی فرمانروایان تیموری، محل تجمع و آمد و شد هنرمندان و ادیبان برجسته بود. از شاعران این دوره و این قرن میتوان به: جامی، شاه نعمت الله ولی، محمد هروی، کوهی، نظام قاری اشاره کرد. مهم ترین و بارزترین مختصه و ویژگی زبانی سبک عراقی، در هم آمیختگی مختصات نو و کهن است که یک نوآوری جدیدتر به حساب میآید. در سبک عراقی چهارچوب زبان، همان چهارچوب فارسی قدیم، یعنی سبک خراسانی است که بسیاری از مختصات کهن خود را از دست داده است و تا حدودی مختصات جدیدی یافته است. و کاهش کاربرد لغات فارسی اصیل و کهن و افزایش کاربرد لغات عربی به جای آن است. اما افزایش کاربرد واژههای عربی در شعر سبک عراقی: واژههای عربی، در شعر بیشتر شاعران این دوره اگرچه کم نیست معمولا منحصر است. به خصوص در سخن مشاهیر این دوران این ویژگی دیده میشود. ترکیبات عربی رایج در فارسی نیز در شعر این دوره فراوان است. این ترکیبات ممکن است بصورت اسم یا صفت یا قید در جملهها به کار رفته باشد مانند: لامکن،ماجرا، مایحتاج، لاشک، کحل الجواهر، بیت الغزل. در شعر بعضی چون مولوی، بسامد این ترکیبات بیشتر است. به جز اینها مصراعها و بیتهای عربی نیز در لابه لای دیوانها و منظومهها فراوان است. حافظ و سعدی هر دو ملمعات دارند و مولوی مثلا در مثنوی گاهی سخن را از پارسی بسوی زبان عربی برگردانیده است و در بیتی یا ابیاتی مفهوم و غرض را به تازی بیان کرده است.
در دهر مرا جز تو دل افروز مباد
بر لعل لبت زمانه فيروز مباد
و آن شب كه مرا تو در كناری يا رب
تا صبح قيامت نشود روز مباد
مهستی گنجوی
مهر علی علیه السلام
جز نور علی نیست اگر درک بود
با غیر علی کیام سر و برگ بود
گویند دم مرگ توان دید تو را
ای کاش که هر دمم دم مرگ بود
حاج ملاهادی سبزواری
تاج دولت تا زخاک در گهش بر سر زدم
پشت پا برتاج خاقان و افسر قیصر زدم
جستم از خاک درش خاصیت آب بقا
آتش غیرت بجان زمزم و کوثر زدم
از بانو شاعره رشحه/ بیگم هاتف کاشانی
بانو شاعره فناء/ نساء بیگم
تذكرة الخواتين مینویسد: یکی از همسران جهانگیرشاه پادشاه هندوستان بوده و شعر میگفته و این ابیات نمونه شعر طبع اوست:
هنگام سحر دلبر من جلوه گر آمد
صد فتنه خوابیده محشر بسر آمد
مکن تکرار ای دل هر زمان درس محبت را
مده بر هر دو عالم نشئه صهبای حیرت را
من از فراق تو الماس غم بدل خوردم
تو دل شکستی و سودای وصل ما خوردی
گويند عارفان هنر و علم كيمياست
وان مس كه گشت همسر اين كيميا طلاست
فرخنده طائری كه بدين بال و پر پرد
همدوش مرغ دولت و هم عرصهٔ هماست
وقت گذشته را نتوانی خريد باز
مفروش خيره، كاين گهر پاك بی بهاست
پروین اعتصامی
سلام
سپاس فراوان
توضیح شما عالی هست🌺