در کدام بیت آرایه « مراعات نظیر» وجود دارد ؟
در کدام بیت آرایه « مراعات نظیر» وجود دارد ؟
الف) بی وفا نگار من می کند به کار من.
خنده های زیر لب عشوه های پنهانی.
ب) یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم.
رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی.
ج) ز تو گر تفقد و گر ستم بود آن عنایت و این کرم.
همه از تو خوش بود ای صنم چه جفا کنی چه وفا کنی.
د)ترش بنشین و تندی کن که ما را تلخ ننماید.
چه میگویی چنین شیری که شوری در من افکندی.
٧ پاسخ
با سلام و عرض ادب
گزینه چهارم
ترش بنشین و تیزی (تندی) کن که ما را تلخ ننماید
چه میگویی چنین شیرین که شوری در من افکندی
- - -
ترش، تندی، تلخ، شیرین و شور
از آثار مولوی، نخست مثنوی معنوی است، که بعضی آنرا صیقل الارواح نیز نامیده اند، و آن از شاهکارهای شعر عرفانی عالم است. این کتاب که در شش دفتر منظوم شده، مجموعه ای است از افکار عرفانی، اخلاقی، دینی، و تفسیر برخی از آیات قرآنی و احادیث نبوی، به انضمام برخی حکایات عمیق جدی و هزلی و امثال عدیده. و مولوی آن را به تشویق یکی از شاگردان خود بنام حسام الدین حسن بن محمدبن اخی ترک ملقب و معروف به چلبی (۶۸۳ ق) نظم کرده است. زیرا حسام الدین که میل و شوق مریدان مولوی را به خواندن منظومههای عرفانی سنائی غزنوی و شیخ عطار نیشابوری میدیده از او درخواست کرده که منظومه ای مثنوی به همان روش بسراید. و او در مواقعی که حال و شوری داشته، شش دفتر مثنوی را به وزن منطقالطیر عطار سروده و حسام الدین آنها را نوشته است. وی مدتی پیش از سال ۶۶۲ ق به نظم دفتر مثنوی آغاز کرد ولی همین که آن دفتر را به انجام رسانید، به مناسبت فوت زوجه حسام الدین در سال ۶۶۲ ق دو سال از ادامه ی آن کار خودداری کرد.
مدتی این مثنوی تأخیر شد
مهلتی بایست تا خون شیر شد
ولی از ۶۶۴ ق دنبال آن را گرفت تا مثنوی موجود را به انجام رسانید.
آغازهای زندگی کوروش: به گفته مورخان، کوروش در سال ۶۰۰ یا ۵۷۵ قبل از میلاد به دنیا آمد و در ایران زندگی میکرد، مکانی که امروزه در داخل کشور ایران است. پدرش کمبوجیه اول پادشاه اَنشان و پدربزرگش کوروش اول حاکم انشان قبل از پدرش بود.کمبوجیه اول در سال ۵۵۱ قبل از میلاد درگذشت و کوروش را در سال ۵۵۹ قبل از میلاد پادشاه کرد. در آن زمان، قدرت کوروش بین تعدادی از دولت های قدرتمند دیگر در منطقه تقسیم شد و امپراتوری ماد نفوذ زیادی بر انشان داشت. در این مدت کوروش مطیع پادشاه قوم ماد بود و ملزم به ادای احترام به او بود. کوروش با کمک یک سپهسالار سرکش ماد، هارپاگوس، علیه کل ارتش ماد قیام کرد و آنها را در سال ۵۴۹ قبل از میلاد فتح کرد، پس از پیروزی، کوروش توانست انشان را با امپراتوری تازه شکست خورده ترکیب کند و برای اولین بار خود را پادشاه ایران کرد. تاریخ تسخیر لیدی (لیدیا) توسط کوروش ناشناخته است، اما مورخان بر این باورند که در زمانی بین شکست او از مادها و تصاحب امپراتوری نو بابلی توسط کوروش رخ داده است.
مسیر تکامل نشر کتاب در هر تمدن تحت تأثیر عوامل جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی متفاوت بوده است:
اروپا (انقلاب صنعتی اطلاعات) در قرون وسطی: انحصار کامل کتابنویسی توسط راهبان در صومعهها (Scriptorium). کتابها بسیار گران و نادر بودند.
اختراع گوتنبرگ (۱۴۵۰): انقلاب ناگهانی. کاهش شدید قیمت کتاب و افزایش دسترسی به دانش. رنسانس و اصلاحات دینی: چاپ باطلیههای مارتین لوتر باعث گسترش سریع ایدههای پروتستان شد. زبانهای ملی (فرانسوی، آلمانی، انگلیسی) جایگزین لاتین شدند. با انقلاب صنعتی (قرن ۱۹): اختراع دستگاههای چاپ بخاری و سپس افست. اختراع خمیر کاغذ از چوب (بجای پارچه کهنه) که باعث کاهش شدید هزینه تولید کاغذ شد. اختراع ماشین خطچینی (Linecaster) و صفحهآرایی خودکار. در نهایت: ظهور روزنامههای تودهای و کتابهای جیبی ارزانقیمت.
اگر بافته هاى بسيارى از معاصرين را كه سروده هايشان را به چاپ رسانيده اند و يا در همين گروههاى ادبی نشر میدهند، بخوانيد می بينيد با اینکه تكنيكهاى شعرى بكار برده اند، اما اغلب ابيات بدون بيان احساس و انديشه خلق شده اند، و از لحاظ معنوى مانند زنجير به يكديگر متصل نيستند و فقط مشتی آرايه هاى ادبی پوچ و بی روح و بی معنا هستند كه در اين زمينه نمونه زیاد است. سبك نيمايی هم بر اساس بيان احساس و انديشه پديد آمده است، و اين بدين معناست كه شعر بدون احساس، بازى با آرايه ها است و شعر دروغين محسوب میشود. براى مثال در قطعه شعر جدايی از زبان يك دختر كه از درد قهر كردن مادر خود می نالد، در قالب نيمايی گفته:
اميد رفته از دستم،
تو چون از من رفتی،
کدامین دست گرمی را،
به جای دست تو بر سينه بگذارم؟
نوشته ى فوق به ساده ترين و مأنوس ترين و بهترين شيوه ى ممكن بيان شده، حال با كدام تكنيك شعرى و آرايه ى ادبی میتوان سرود كه لطيف تر و دلنشين تر و گوياتر از اين بيان باشد؟
برخی واژگان پارسی در عربی:
هندسه (اندازه) / فردوس (پردیس) / جوهر (گوهر) / خندق (کندگ) / کَهرَباء (کاهرُبا: برق) / خَنجَر (خونگَر) / مَسجِد (مَزگَت) / فَرسَخ (پرسنگ) / فیل (پیل) / سُکَّر (شِکَر) / سِروال (شلوار) / باذنجان (بادمجان) / أُستاذ (استاد) / بَرنامَج (برنامه) / طازَج (تازه) / نموذَج (نمونه) / بَنَفسَجی (بنفش) / سِجّیل (سنگگِل) / بُستان (بوستان) / فُستُق (پسته) / بَندُق (فندق) / تاج / جاموس (گاومیش) / جِصّ (گچ) / نرجِس (نرگس) / جُزاف (گزاف) / جُناح (گناه) / عَسکَر (لشکر) / ساذَج (ساده) / کَنز (گنج) / سِکّین (چِکین: چاقو) / أُسطُرلاب (ستارهیاب) / سِکَنجَبین (سرکهانگبین) / مِسك (مُشک) / وزیر (ویچیر) / جَهَنَّم (گُهَنام) / بَرزَخ (پرژک) / تَنّور (تنور) / جُندي (گُندی: سرباز) / صلیب (چلیپا) / عفریت (آفرید) / کأس (کاسه) / مَجوس (مگوش: زرتشتی) / زِئبَق (ژیوَگ: جیوه) / أريكة (اورنگ) / أسطوانة (ستون) / بُرهان (پَروَهان) / زعفران (زَرپَران) / جُلّاب (گُلاب) / جورَب (گورپا: جوراب) / فُلفُل (پِلپِل) / رِزق (روزی) / رَواج (رواگ) / زُرافة (زُرناپا) / صابون (سابون) / صدَی (سِدا) / صفر (سوراخ) / سراب / سراج (چراغ) / سِرجین (سرگین) / سُفتَجَة (سَفتِه) / شَرشَف (چادُرشَب) / شطرَنج (چَترَنگ) / سَلجَم (شلغم) / شاي (چای) / صِك (چِک) / صندوق (چنتوک) / صِهر (شوهر: داماد) / صَندَل (چَندَل) / عَبقَري (آبکاری) / کَهف (کاو) / فالوذَج (پالوده) / فولاذ (پولاد) / فنجان (پنگان) / فِهرِس (پهرست: فهرست) / فیروزَج: پیروزه / لِجام (لگام: افسار) / لازوَرد (لاژورد: لاجوردی) / لَیمون (لیمو) / مهرجان (مهرگان: جشنواره) / مَیدان / هِندام (اندام) / وَقت (وَخت)
بوذرجمهر (بزرگمهر)
مصوت ها
حرف ( کَ ) با مصوت فتحه کلمات در مکالمات گرفتنی هستند
حرف ( کِ ) با مصوت کسره این مفهوم را می رساند که کلمات کِل زننده هستند
حرف ( کُ ) با مصوت ضمه کلمه به مانند کلاه یا کلمن آبی هستند که جریان مفهوم کلمه در خودش جریان دارد
حرف ( کٰ ) با مصوت ( آ ) کلمات به مانند کال آبی میشوند که جریان مفاهیمشان را به همدیگر انتقال میدهند
حرف ( کٖ ) با مصوت ( ای ) کیله ی کلمات محدوده ی حساب شده ای از مفهوم خودش را ایجاد میکند.
حرف ( کٌ ) با مصوت ( او ) جریان کول کلمات در رودخانه ی مفاهیم در حال جولیدن و کولاک کردن هستند
و نهایتاً مفهوم کلمات دارای عطر و طعم و مزه هستند و این عطر و طعم کلمات کُلْکِ کلمات است که خوراک خوشمزه ای از مفهومشان را برای روان انسان میبخشند.
نه تنها کلمات دارای کُلک شکرداری برای خوراک ذهن هستند
بلکه به مانند قایق و کَلَکی ذهن انسان را بر روی خودش در دریای کلمات شناور میکند.
سه تا قانون مهم ذهن:
۱- قانون باور: این قانون میگه اگر با تمام احساسات و عواطف خودت، چیزی که میخوایی رو باور کنی، به حقیقت تبدیل میشه.
۲- قانون جذب: این قانون میگه ذهنت مثل آهنرباست، هر چیزی رو که الان داری، بخاطر شخصیت و تفکر خودته، اگر شخصیت و فکرتو تغییر بدی، زندگیتم تغییر میکنه.
۳- قانون تطابق: این قانون میگه زندگی بیرونیت، آیینه زندگی درونیته. هر جا بری و با هر کسی بشینی؛ به همونجا میرسی و شبیه به همون میشی، پس دور خودتو با آدمای مثبت، همفکر، باانگیزه، و موفقن پُر کن.