آیا شما ریشه یِ واژه یِ " شالوده " را می دانید؟
باورِ من این است که " شالوده" ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causative)" است؛ پس بُن کُنونیِ آن می بایست " شالای" باشد؛چنانکه در " مودن/مای"، " افزودن/افزای" ، " آلودن/آلای" و... می توان دید. چنانچه بتوان به ریشه ی آغازینِ این واژه دست یافت، ما به خوبی می توانیم برای واژگانِ " foundation/fundamental/Fundament/Grundlage و... " واژگانِ درخوری بیابیم.
پرسش: آیا شما ریشه آغازینِ واژه " شالوده" را می دانید که برپایه یِ آن بتوان گفته هایِ بالا را راست آزمایی کرد یا نه؟
پی میشه معنیش. پی ساختمان یا بهتره بگم فنداسیون
٣٧ پاسخ
اساس و پایه..ریشه آن ش ل د
ریشه اش فعلوده داره ک میشه فالوده
ریشه اش فعلوده داره ک میشه فالوده
درود
در جایی دیدم که شالوده، به معنی پایه و اساس است و از شال یعنی پایه و " وده" که پسوند اسمساز است، تشکیل شده.
در جواب به جناب مهدی کشاورز
1 - ساروج همان ساروگ بوده و با تبدیل گ به ج به ساروج تبدیل شد خب این از این
2 - در گذشته به دیوار های بلند بارو میگفتند ؛ چرا؟؟؟؟؟ چون بار = bar در لاتین یعنی میله (مانند بارکد) یعنی آنها از باران ما شکل میله طور آنرا برداشتند و به هر چیز قد کشیده و درازی بار(bar) گفتند ؛ همچنین است که در کلابهایشان به جایی که چیزی مینوشند BAR میگویند ؛ یعنی میزی که تنها برای آشامیدن ساخته شده و باریک است ( خود باریک = بار + یک =bar+ic ) یعنی میله ای و دراز
3 - خب حالا که ما فهمیدیم این ساروج یا بهتره بگوییم ساروگ از باروگ آمده یعنی قد کشیده و بلند بالا آیا حرفی میاند که شالوده رپتی به ساروج ندارد؟ و همانیست ک ریشه شناسی آن را در پست های پایینتر انجام دادم؟
باروگ ( شما بخوانید ساروگ ) ها را از ترکیبات و شالود هایی میساختند همچون گل رس + تخم مرغ / گچ و ... و چون باید سفت میشد تا دیواری بلند بالا و کشیده را بتواند تاب بیاورد و تحمل کند ساروگ یا ساروج استعاره از دیوار های سفت و بابنیان و اساسی شد ؛ البته ناگفته نماند اگر ساروج از ریشه سار ( سار یعنی بالا در افشار / افسار و ساری ... آمده باشد ) آنگاه ساروگ یا ساروج فعلی همچنان میشود بلند بالا یا بلند روگ یا روش یافته = قد کشیده
در هر رو پیوندی با شالوده ندارد
با سپاس
آیا واژه شَل و پَل را شنیده اید؟؟ همگی شنیده ایم که میگویند میزنم شل و پلت میکنم / خب این از این ...
شال و پال کردن را چطور آیا آن را شنیده اید؟؟؟ آیا شال و پال کردن به شال و کلاه و تجهیز کردن اشاره ندارد؟
وقتی راجبه شالوده صحبت میکنیم یعنی تجهیزات ( اساس / بنمایه = خمیر ( این همانیست که از خم و کم و خمش و کمش و کمین ( خمین ) آمده ) یعنی اساس سازنده هر چیزی = ترکیبات =خمیر مایه = بنمایه
وقتی میگیم پالوده یعنی تجهیز (بالا رساندن و ارتقا که در پالایش آنرا داریم یعنی ارتقا دادن و افزودن چیزی به چیزی جهت بهتر شدن , برعکس آن آلایش یعنی زدودن و حذف ترکیبات اضافی جهت رسیدن به پاکی و خلوص بوده )
پالان دوزی و پالان سازی ( جایی از مرکب که انسان روی آن مینشیند ؛ البته پال بعد ها بال و والا و بالا شده یعنی بالا دوزی و اشاره به بالانشستن نیز دارد) یعنی ترکیب که در پالایش یعنی ترکیب سازی / مرکب سازی ( اینک به این پی میبریم که چرا برای دوختن جای نشستن روی مرکب یا چهار پایان از پالان بهره بردند؟ )
پس در یه جا به معنای ترکیبات(اساس / بنمایه) جهت پال (بال = ارتقا(بالش = افتخار همان بالیدن و افتخار کردن ناشی از ارتقا بوده )) بکار رفته و در جای دیگر یعنی پالایش برای ارتقا و ترکیبات بهتر
دیدید چطور در شَل و پَل به شل بودن و خراب و نابودی اشاره شده(که در اصل از خمیر و بنمایه آمده) اما در شال و پال به تجهیز / مجهز / والایی / ترکیب / مرکب و اساس اشاره شد؟
مثلا در شلخته به ادم شُل و بی دست و پا گفته میشود = ادم بی اساس و پایه
اینکه میگویم در زبان ایرانی گاها برخی از واژه ها در ریخت های دیگه رنگ و دیس دیگری یافتند دلایلی دارد که پیشتر در پست های دیگری که از خودم انتشار دادم بررسی های بسیاری انجام شد و بی دال و دلیل چیزی نمیگم.
مثلا واژه دال را در دالان نیز داریم ( تونل ) که منظور راه و مسیریست که ما را به جای خاصی میرساند ( هدف و ریشه اصلی )
پس شالوده از شالودن نیامده بلکه از شال + آلوده (ترکیب) آمده = ترکیب اساسی = هسته ترکیبی = هسته و اصل ساخته شده
همانطور که به هسته میوه ها آلو گفته میشود؛ آلو همان الود بوده یعنی ترکیب یا هسته یا برامده (چرا برامده چون از بَر یا همان پَر یا آپِر یا آپ یا up یا بالا / بال و .. آمده ) که باز اشاره به زندگی و هستی و هسته دارد
آیا این خود سندی نیست که چرا به میوه ها مرکبات میگویند؟؟؟ ایا مرکب و ترکیب از آلود نیامده؟؟؟ یعنی از آلو؟؟ اینک چیستان ذهنی حل و رفع شده و واقعا چیزی نمیماند که حل نشده باشد حتی ریشه اینکه چرا به میوه ها مرکبات میگویند نیز پیدا شد
همچنین در شَل/شُل/شال ( و در شلوار / شلمان = تیر و پایه برق مازندرانی که اشاره به اساس و پایه دارد و.... انرا داریم
با سپاس
یشهشناسی واژه "شالوده" میتواند موضوع جالبی باشد. به نظر میرسد که شما تفسیر دقیقی از ساختار و ریشههای این واژه ارائه کردهاید. در زبان فارسی، "شالوده" به معنای "اساس" یا "پایه" استفاده میشود و ریشه آن میتواند به مفهوم پایهگذاری یا ساختن برگردد.
واژه "شالوده" در اصل به معنای "پایه" یا "بنای اصلی" است و از ترکیب "شالودن" با پسوند "ه" به دست آمده است. این ترکیب ممکن است اشارهای به ساختن یا بنای چیزی داشته باشد، به ویژه در زمینههایی مانند ساختمانسازی یا معماری.
در هر صورت، برای بررسی دقیقتر ریشهشناسی و تطابق آن با مفاهیم مشابه در زبانهای دیگر، میتوانید به منابع معتبر لغتشناسی و ریشهشناسی مراجعه کنید. منابعی مانند فرهنگ ریشهشناسی زبان فارسی یا فرهنگهای تخصصی زبانشناسی میتوانند اطلاعات دقیقتری ارائه دهند
بزار برایتان ساده بگوییم
زمانی که آماد را داریم آیا آماییدن درست است یا آمودن؟ این کار اشتباهیست که برای هر چه به پسوندی چسبیده دنبال فعل سازی باشیم
آماد از آماییدن نیامده بلکه از آمدن آمده و آم همانیست که در گذشته به آن هم گفته میشد یعنی به یک نقطه مشترک رسیدن پس در همدیسی با برخی واژه های دو واجی چون نم / خم و .... ریخت های ریز را پذیرفته
نم + اد = نماد / خم + اد = خماد( که کاربرد نیافته ) / آم + اد = آماد ( فراهم سازی = تهیه )
در باره با شال هم گفتم خدمت دوستان شل / شلوار / شلمان( تیر برق در زبان مازندرانی ) / شالی ( خوشه های برنج) / شال (نوعی روسری شل )/ شلخته ( شل + اخته = کسی یا چیزی که همبندی شل و ضعیفی دارد ) / شالوده ( خمیر مایه ؛ اشاره به بن مایع سازنده آن ) و ..... گواه این است که همگی از هم آمده اند
شلخته = شل + ایختن ( هیختن = هر جا این واژه هیختن را دیدید به کهن بودن و برابری با زبان المانی پی ببرید ؛ در آلمانی schlecht میشود که چندباره نشان میدهد این واژه شل / شال بسیار کهن است ..
درود بر دوستان
سپاس از کاربر " وهسودان مرزبان گرامی"
چنانچه " لودن" با " لاد" همپیوند باشد، آیا نمی توان گفت که این درست ریختی بمانندِ واژگانِ
" نماد/نمودن" ، " پالاد/پالودن" ،" آماد،آمودن" و... دارد؟
که اگر چنین باشد که به راستی بُن کُنونیِ " شالودن" باید همان " شالای-" باشد.
واژه شالوده ،همان شاهلوده است و لوده مالیده لاد و لوده است
سرلاد چنان بنه که تابد بنلاد
شالیدن درست تر است