"از جمادی مردم و نامی شدم"
شعر
"از جمادی مردم و نامی شدم"
بیانگر چه طرز تفکری است ؟
٢ پاسخ
از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم به حیوان برزدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
.
از نظر تناسخ هر روحی که پا به عرصۀ هستی میگذاره اول در قالب «جماد» به این دنیا میاد مثل یک سنگ یا صخره . و اینجوری فقط« بودن » رو تجربه میکنه. تو زندگی های بعدش تبدیل میشه به نبات و «نشو و نما» میکنه . بعد تبدیل میشه به حیوان و «صفات حیوانی» پیدا میکنه . مثل درنده خویی و حرص و حسد و خشم و... . بعد که مُرد در وجود انسانی ظاهر میشه . ولی انسانی که پسرفت نمیکنه و یه انسان حتی اگر بدی کنه باز دوباره حیوان یا گیاه نمیشه بلکه همیشه رو به تعالیه . انسانها باید صفتهای حیوانی شون رو در طول چرخۀ تناسخ از بین ببرند و به صلح و شادی برسند
شعر ناظر به توضیح نظری قاعده فلسفی انسان شناسی ارتباط جسم و روح صدرالمتالهین مبنی بر جسمانیه الحدوث و روحانیت البقا می باشد و البته که تناسخ که کاربر خدابخشی اشاره فرمودند تناسخ از باب مُلُکی باطل نمی باشد بلکه از سنخ ملکوتی می باشد