پرسشها با دستهبندی (زبان فارسی => زبان فارسی => اصطلاحات)
منظور از آن داشتن قیافه چیست؟ مثالهای ملموس و کاربردی و متنوع و دقیق بزنید.
بیچاره پدر ز پا در افتاد هم شیشه شکست و هم خر افتاد ✏ امیرخسرو دهلوی
مرغی که شتر شدست نامش بار است چو نام ناتمامش ✏ امیرخسرو دهلوی
بیمار ز هر چه داری اش باز لب را به همان خورش کند ساز ✏ امیرخسرو دهلوی
بر روی محیط پل توان بست نتوان لب خلق را زبان بست امیرخسرو دهلوی
He will ask questions,معنی مختلف چی میشه
ریشه وساختار و وجه تسمیه اصطلاح بومی گویش گوغر را لطفاً بگویید «بی اولغن خورده»biewleghon xordeبه معنی گستاخ وبی ادب.
بیرون ز وقوف غیر باشد ان شاءالله که خیر باشد ✏ جامی
ز اندوه تو شد مرا جگرخون وز درد تو اشک من جگرگون ✏ جامی
زین پوست شدم سعادت اندوز در پوست همی نگنجم امروز ✏ جامی