پرسشها با دستهبندی (زبان فارسی => زبان فارسی => اصطلاحات)
مثل باشد درین دیرینه مسکن جهان گشتن به از آفاق خوردن ✏ وحشی بافقی
نه گردون این چنین افتاده اکنون چنین بودهست تا بودهست گردون ✏ وحشی بافقی
آن خم، که درون بود زلالش بیرون گذرد نم از سفالش ✏ امیرخسرو دهلوی
اندیشهٔ او خطاب پنداشت خاموشی او جواب پنداشت ✏ امیرخسرو دهلوی
آب از پس مرگ تشنه جستن هم کار آید ولی به شستن ✏ امیرخسرو دهلوی
حتما اهنگ شاهرخ به نام برج عاج رو شنیدید معنی این کلمه چیه؟؟
منظور از آن داشتن قیافه چیست؟ مثالهای ملموس و کاربردی و متنوع و دقیق بزنید.
بیچاره پدر ز پا در افتاد هم شیشه شکست و هم خر افتاد ✏ امیرخسرو دهلوی
مرغی که شتر شدست نامش بار است چو نام ناتمامش ✏ امیرخسرو دهلوی
بیمار ز هر چه داری اش باز لب را به همان خورش کند ساز ✏ امیرخسرو دهلوی