پیشنهادهای مینا مهرآذر (١٥٦)
نمایشگر سربالا سامانه هاد ( نمایشگری فرانما است که اطلاعات را در جلو دید و منظر بیننده، بدون اینکه بیننده مجبور باشد جایی دیگر را بنگرد، نمایش می د ...
صنعت مهمان یاری ( [گردشگری و جهانگردی] مجموعۀ فعالیت های مؤسسات و سازمان هایی که تسهیلات لازم را برای رفاه گردشگران و جهانگردان فراهم کنند )
مهمان یاری ( به عنوان یک صنعت )
غیرنقدی - اعتباری
rm مخفف Repetition Maximum حداکثر تکرار
کسی که زیاد حرف می زند ولی عمل نمیکند، طبل توخالی
جدی نگرفتن ( چیزی یا کسی ) مهم نشمردن
گوش به زنگ باش ، با دقت گوش بده
حقایق یا اطلاعات دقیق، درست ( بدون جزئیات اضافی )
تعصب راه حل دمِ دست
جامعه ی نمونه ( تعداد واحدهایی که در آزمایشها یا تحقیقات به عنوان نمونه مورد بررسی قرار میگیرند )
آیین بارپرستی یا محموله پرستی آیین محموله پرستی یا بارپرستی ( Cargo Cult ) آیینی نسبتاً جدید مربوط به قرن نوزدهم تا بعد از جنگ جهانی دوم است که در م ...
مرفه پولدار ( در حد زندگی خوب ) بی نیاز متمکن
مسیر میانبر ( به سمت موفقیت )
looking over some one's shoulder کارهای کسی را زیر نظر داشتن ، کسی را پاییدن
آژانس بین المللی انرژی IEA
هیئت بین دولتی تغییر اقلیم ( IPCC )
متخصصین خبره
لطفا دقت کنید دوستان هم به دیکته هم به معنی conscience = وجدان باطن شعور consciousness = آگاهی یا خودآگاهی consciousness mind = ضمیر خودآگاه self c ...
ارزشهای بنیادی یا بنیادین ارزشهای اصلی
راهنمایی - مشارکت - نظر
مطالعات تجربی field survey = بررسی میدانی Field research = تحقیق میدانی
1 - anticipate or predict ( someone's actions or thoughts ) by guesswork. پیش بینی یا قضاوت کسی یا چیزی از روی حدس و گمان 2 - criticize ( someone or ...
بدیهی است که. . .
ناجی نجات دهنده
صاف بنشین ( جمله امری )
conscience با consciousness و self consciousness تفاوت معنایی داره conscience = وجدان باطن شعور consciousness = آگاهی یا خودآگاهی consciousness mi ...
ارزش تکرار را دارد to be important enough to state more than once
در بحبوحه ی در اواسط در گرما گرم . . .
قدم با ایمان با ایمان قدم برداشتن
این بدان معنا نیست که . . . منظور این نیست که . . .
it is very easy to see or obvious: برای او کاملا واضح و شفاف است جلوی چشمان او است
it is very easy to see or obvious: کاملاً واضح و شفاف است جلوی چشم مان است
obstinate , inflexible انعطاف ناپذیر، کله شق، خودرای
مقوا
در ابتدای جمله، به عنوان پل ارتباطی نکات قبل و جدید : پس حالا، ( به نشان رفتن از یک نکته به نکته ی جدید یا برای تاکید ) خاطر نشان می شود، باید توجه ...
To start a task enthusiastically, perhaps without much forethought. شروع کاری با شور و شوق و بدون تعلل
خویشتن آگاهی با خودآگاهی ( consciousness ) تفاوت دارد
رسالت شغلی، حرفه ای که بیشتر با هدف کمک به دیگران و با رضایت قلبی جهت تحقق آرزوها و خواسته های درونی فرد برای تمام عمر انجام میشود و میزان درآمد، د ...
اصطلاح : تر و خشک را با هم نسوزان یعنی چیزهای ارزشمند همراه با زباله ها درو نریز ترجمه تحت لفظی میشه : آب تشت و بچه رو با هم دور نریز. . .
چقدر جالب دو تا معادل �شیوانیدن� و �شیویدن� برای این فعل پیشنهاد شده که از کلمات اصیل فارسی هستند و در زبان لری روزمره استفاده میشن به معنی کارها به ...
از قلم افتادن کسی یا چیزی نادیده گرفته شدن بطور غیرعمد
- estimate or calculate تخمین زدن یا محاسبه کردن
اعیان ساز، مرفه کننده ( محله یا شهر )
اجرائیه سند رهنی ( یکی از اصطلاحات حقوقی و به معنی فروش زودهنگام اجباری یک دارایی است ) ویکیپدیا
دیار، سرزمین، زیستگاه، خانه
قابل درک قابل فهم ملموس قابل تصور
پیاده راهوری پیاده راهوری معیاری است برای اندازه گیری میزان مناسب بودن یک محیط برای عابر پیاده
تماس گیرنده، کسی که زنگ زده است
کارکنان ( که هم شامل کارمند و هم کارگران می شود )
فرض مقدم
در مدیریت و علوم نظامی: زنجیره فرماندهی، سلسه مراتب فرماندهی
انتشار ( مقاله، مطلب و . . . ) رواج
بحران شرایط آشفته
اتصال، پل ، پیوند
یک اصطلاح است به معنی : پیروی از چیزی یا کسی دنباله روی کسی یا چیزی بودن پا جای پای کسی گذاشتن
اصطلاح : تر و خشک را با هم سوزاندن یعنی چیزهای ارزشمند همراه با زباله ها درو ریخته شود ) ترجمه تحت لفظی میشه : آب تشت و بچه رو با هم دور بریزه. . .
در زمینه اقتصادی معاف از مالیات
قطبیدگی ( سیاست و علوم اجتماعی )
قطبیدگی ( در سیاست و علوم اجتماعی ) قطبش ( در فیزیک )
غیرطبقاتی ( جامعه )
مردم نگاری قوم نگاری
مراقب بودن احتیاط کردن توجه کردن به کسی یا چیزی
با توجه به آن . . . ( شرایط، گفته، قضیه. . . ) با احتساب آن. . .
به بیانی. . . اینطور گفته می شود . . .
در حسابداری و اقتصاد : خانوار
یکسان سازی ، یکنواخت کردن دو چیز to become equal
تناقض ظاهری مثل ترکیبات کلامی: غم شیرین جوکِ جدّی قیام آرام فریادِ خاموش آرام بشتاب
در علم اقتصاد و جامعه شناسی: به معنی ابزار تولید
نومانکلاتور واژه ای روسی به معنی �لیست افراد خاص� یا همان نوکیسه گان روسی است
مخاطب خاص دیگری مهم[۱] ( به انگلیسی: Significant other ) یک اصطلاح فراگیر است که به پارتنر شخص گفته می شود که با او رابطه نزدیک دارد بدون اینکه هیچ ن ...
lest he create a scene or run into danger: که مبادا او قشقرقی به پا کند یا برای خود مشکلی بسازد.
autism spectrum: طیف اوتیسم ( Autism Spectrum Disorder ) یا ASD اختلال طیف اوتیسم
دفاع شخصی
آموزش چندجانبه آموزش چندمهارتی
People's Party حزب مردمی
مولیبدیک اسید
طغیان هیجانی ابزار احساسات شدید برون ریزی احساسی
کامپیوتر: حافظه قابل آدرس دهی با محتوا یا حافظه تداعی گر
گوشت شکار It is often used as a spice in dishes containing wild game.
معادل انگلیسی four limbed دارای چهار اندام
چهاراندامان ( موجوداتی که دارای چهار اندام باشند مانند پرندگان، خزندگان، پستانداران و دوزیستان )
تأمین کننده
تأمین کردن ( مثلا نیروی انسانی، نفرات، اطلاعات، خوراک، برای مکانی یا چیزی ) فراهم کردن
همان لغت راند است که در بازی های رزمی مثل بوکس به کار می رود. دور - ست - نوبت
دور ( بازی ) - نوبت ( بازی )
انگوب ( زیر لعاب ) به دوغاب رس یا انواع دیگر خاکها و مواد مورد استفاده در تولید سرامیک اطلاق می شود که جهت پوشش بدنهٔ سفالینه یا سرامیک به کار می رو ...
مترادف foresight آینده نگر، دوراندیش، پیشگو
پیشرفته جلوتر ( مثلا جلوتر از زمان بودن )
as a noun: obstacle, advesity مانع، ایراد، دشواری، سختی
ابزار آشپزخانه : کفگیر، ملاقه
تحت بازجویی مورد بازجویی مورد تردید
هضم دارو، مواد، غذا و . . . جذب به بدن
output: mental or artistic production اثر ادبی یا هنری
لغت عامیانه برای semaphore به معنی مخابره - سیستم انتقال پیام
پزشکی: کولینرژیک ( در نورولوژی به همه بخش های سیستم عصبی که در طول عملکرد خود از استیل کولین استفاده می کنند گفته می شود )
دولت وقت
دادستان ناحیه ای ( در آمریکا )
در ترکیب urnfield culture به معنی فرهنگ خاکستردان: از فرهنگ های عصر برنز در اروپای مرکزی بود. نام این فرهنگ از سنت مرده سوزی آن مردم و قرار دادن ...
فرهنگ ویلانُوا یا ولانوا ولانوا کهن ترین فرهنگ عصر آهن در شمال و غرب ایتالیا است و بلافاصله پس از عصر برنز فرهنگ نیاویلانوایی پدیدار می شود
سفر رفتن مسافرت رفتن
برای رایحه یا بو می توان گفت: اشتهاآور
یالانگ یالانگ یا همون کانگا که در عطرسازی به کار می رود
voluptuous شهوت انگیز
مترادف: Pair: جفت ( couple ( of sth یک جفت . . .
تحریک کننده
تلخ مانند شکلات تلخ dark chocolate
مترادف filth - Muck - dirt فساد اخلاقی، آلودگی، کثافت
محبوبیت
مدگرایی - امروزی بودن
( Merriam Webster ) Synonyms for hipness: cool, coolness fashionableness hip, hipsterism modishness stylishness trendiness voguishness
آرام سوز و دودزا مانند گیاه مریم گلی
همجوشی شیشه: به اتصال قطعات شیشه ای در دمای بالای کوره گفته می شود.
در عطرها: به پخش بو اطراف فرد مصرف کننده اطلاق می شود مترادف diffusion = انتشار، پخش شدگی، پراکنش . . . sillage: how a fragrance diffuses around ...
یکی پس از دیگری. . . به طور متناوب یکی یکی
گیرایی حالت بخصوص ( دلپذیر، خوشایند، ناخوشایند. . . )
اصالت the reality of the wood : اصالت این چوب
IT people : مردم ایتالیا ( مخفف ایتالیا )
یکی شدن در هم آمیختن
بخشی از زندگی قسمتی از زندگی
یاس بنفش ( نام علمی: Syringa ) ، ( به انگلیسی: Lilac ) ،
یاس رازقی ( نام علمی: Jasminum sambac ) یا یاس عربی
گل محمدی که در اروپا به رز دمشقی معروف است
Damascus rose ( یا Rosa damascena ) گل محمدی یا گل سرخ ( در اروپا به رز دمشقی معروف است به دلیل ورود از شهر دمشق به اروپا ) و برای گلاب گیری استفاده ...
درخت توس ( نام های دیگر: غان، درخت گوشه ) سرده ای از درختان برگریز و سخت چوب است که در خانواده توسکایان قرار دارد و خویشاوندی نزدیکی با سرده درختان ...
میموسا ( انگلیسی: Mimosa ) کوکتلی است محتوی شامپاین ( یا دیگر انواع شراب گازدار ) و آب مرکبات معمولاً آب پرتقال. به طور سنتی در جام های بلند در چاشت، ...
در صنعت عطرسازی یک دسته از عطرهای ساخته شده از مواد غذایی، مانند کاکائو، سیب، یا آلو است.
خیزبرداشتن برای. . . حمله کردن هجوم به
انگور فرنگی خارتوت گالش انگور
انگور فرنگی سیاه قره قاط
لیمو خاویاری یا همان لیمو انگشتی
adj. معطر، عطرآگین مترادف : aromatic
لوبیای تونکا ( نام علمی: Dipteryx odorata ) نام یک گونه از تیره باقلاییان است. این گیاه در صنعت عطر سازی نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
برگردان فارسی گایاکام است.
در سایز کوچک: مترادف پلاک plaque ، plate نشان سینه بج سینه
منجر به . . . سبب . . . رسیدن به. . . رقم زدن یا رقم خوردن . . .
در صنعت عطر همان آکورد به کار می رود برای بیان ترکیبات عطر مثال: "refreshed with new accords of fruit , citruses and "liquid air با آکوردهای جدید م ...
گل محمدی یا گل سرخ
مکانیک دنده و شانه
در حسابداری: ظرف زمانی
در حسابداری: سفته باز، بنگاه معاملاتی
مقررات داخلی کشور
رایج، متداول
صراحتاً به تصریح. . .
یک سری از. . . ( سوالات، انتقادات )
تحقیرکردن یا تحقیر شدن حقارت
آدم حقیر
دست به کاری زدن، مرتکب ( خلاف ) شدن، اقدام به کاری کردن
بدون رضایت
بررسی دقیق و موشکافانه
به این دلیل که . . .
زمینه هایی از حیطه هایی از
سکسولوژی : teleiophilic: A person who is sexually attracted to adults شخصی که تمایل جنسی به افراد بزرگسال دارد
pedohebophilic: a new classification that takes in sexual preference for pubescent children as well as the prepubescent دسته بندی جدیدی برای ترجیحات ...
اطلاعات محیط ( کامپیوتر )
ورود ( به سیستم ) ( به نرم افزار ) ( به برنامه )