foreclosure

/fɔːˈkloʊʒə//fɔːˈkləʊʒə/

معنی: سلب حق اقامه دعوی
معانی دیگر: (حقوق ـ بازرگانی ـ اقدامات قانونی برعلیه کسی که شرایط رهن و قسطپردازی را رعایت نکرده است) رهن شکنی، بازستانی ملک رهنی، ضبط رهن، پیش بندی، بازداشتن، منع
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the act, usu. by a legal proceeding, of foreclosing.

جمله های نمونه

1. According to this poem, his dread of foreclosure by his creditors is keeping him awake at night.
[ترجمه نسرین رنجبر] با توجه به این شعر، وحشت او از توقیف ملکش توسط طلبکاران خواب را از چشمانش ربوده بود.
|
[ترجمه ترگمان]با توجه به این شعر، ترس از این که طلبکاران او بوسیله طلبکاران او در شب او را بیدار نگه می دارند
[ترجمه گوگل]با توجه به این شعر، هراس او از سوءاستفاده از طلبکاران او، او را بیدار در شب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The property went into foreclosure and changed hands several times.
[ترجمه ترگمان]اموال خود را چندین بار به رهن گذاشت و دست خود را تغییر داد
[ترجمه گوگل]ملک به سلب حق اقامه دعوی شد و چندین بار دست را تغییر داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The foreclosure pain hit record levels in March of last year, when 475 residential property owners went into foreclosure.
[ترجمه ترگمان]درد سلب حق مالکیت در ماه مارس سال گذشته، هنگامی که ۴۷۵ صاحب ملک مسکونی به رهن خود رفتند، به رکورد رسید
[ترجمه گوگل]در ماه مارس سال گذشته، میزان رفع سلب حق اقامه دعوی به سطح رکورد رسید، در حالی که 475 صاحب املاک مسکونی در معرض سلب حق اقامه دعوی قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I have halted all pending foreclosure sales until they can be further reviewed for discrimination or inconsistency in program delivery.
[ترجمه ترگمان]من تمام فروش foreclosure معوق را متوقف کرده ام تا زمانی که بتوانند برای تبعیض یا ناهماهنگی در تحویل برنامه مورد بررسی قرار گیرند
[ترجمه گوگل]من تمام فروش معامله در معرض فروش را متوقف کردم تا بتوانم برای تبعیض و یا عدم تطابق در تحویل برنامه بررسی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Fannie Mae loses interest revenue in a lengthy foreclosure.
[ترجمه ترگمان]\"Fannie می\" درآمد بهره را از سلب مالکیت خود از دست می دهد
[ترجمه گوگل]Fannie Mae درآمد سود را در سلب حق اقامت طولانی از دست می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Using a "deed in lieu of foreclosure, " the bank claims the title and possession of the property back in full satisfaction of a debt, usually on contract.
[ترجمه ترگمان]این بانک با استفاده از \"عمل\" به جای سلب حق مالکیت، ادعا می کند که مالکیت و مالکیت دارایی به طور کامل از بدهی، معمولا در قرارداد، باز می گردد
[ترجمه گوگل]با استفاده از 'عمل به جای سلب حق اقامه دعوی'، بانک ادعا می کند که مالکیت و مالکیت اموال در رضایت کامل بدهی ها، معمولا در قرارداد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Better: How to find and buy a profitable foreclosure within 2 weeks.
[ترجمه ترگمان]بهتر است: چگونه در عرض ۲ هفته یک سلب مالکیت سود آور را خریداری و خریداری کنید
[ترجمه گوگل]بهتر: چگونه در مدت 2 هفته یک سلب حق اقامه دعوی را سودآور پیدا و خریداری کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Foreclosure activity weighs on overall home prices by adding a bulk of supply on the market at cut-rate prices, leading other would-be sellers to lower theirs in order to compete.
[ترجمه ترگمان]فعالیت foreclosure بر روی قیمت کلی خانه با افزودن بخش عمده عرضه در بازار در قیمت های پایین نرخ، و باعث می شود که فروشندگان دیگر به منظور رقابت با آن ها رقابت کنند
[ترجمه گوگل]فعال شدن foreclosure در قیمت کلی خانه ها با افزودن بخش عمده ای از عرضه در بازار در قیمت های برش، منجر به فروشندگان دیگر می شود که برای رقابت با آنها کاهش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. And what was the foreclosure rate in Utica, the buckle of upstate New York's merciless Snow Belt?
[ترجمه ترگمان]و در اوت یکا، در اوت یکا، سگک foreclosure شمال نیویورک Belt بود؟
[ترجمه گوگل]چه میزان سلب حق اقامه دعوی در Utica، دست و پنجه نرم کمربند برفی بی رحم در نیویورک چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Excluding the 16 highest foreclosure states, the others almost flat prices.
[ترجمه ترگمان]صرف نظر از ۱۶ کشور دارای سلب حق رهن، سایر کشورها تقریبا قیمت های نسبتا هموار تری داشتند
[ترجمه گوگل]به غیر از 16 کشور قوی تر سلب حق اقامه دعوی، دیگران قیمت تقریبا مسطح هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. But that was largely because of brisk foreclosure sales in stressed markets.
[ترجمه ترگمان]اما این امر تا حد زیادی به دلیل فروش سریع کالا در بازارهای استرس زا بوده است
[ترجمه گوگل]اما این امر عمدتا به دلیل فروش سلب حق اقامه دعوی در بازارهای شدید بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. If homeowners can't keep up the payments, they face foreclosure.
[ترجمه ترگمان]اگه homeowners نتونستن the رو نگه دارن، با حق foreclosure رو در رو میشن
[ترجمه گوگل]اگر صاحبان خانه نمیتوانند پرداختها را ادامه دهند، آنها در معرض سلب حق اقامه دعوی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A pledge carries with it a power of sale, but there is nothing corresponding to foreclosure.
[ترجمه ترگمان]یک تعهد با آن قدرت فروش را به همراه دارد، اما هیچ چیزی مربوط به سلب حق مالکیت وجود ندارد
[ترجمه گوگل]یک تعهد با آن قدرت فروش را تحمیل می کند، اما هیچ ربطی به سلب حق اقامه دعوی ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The few girls who enter science will not usually show these foreclosure characteristics.
[ترجمه ترگمان]تعداد کمی از دخترانی که وارد علم می شوند معمولا این ویژگی های سلب حق مالکیت را نشان نمی دهند
[ترجمه گوگل]تعداد کمی از دخترانی که وارد علم می شوند معمولا این خصوصیات سلب حق اقامه دعوی را نشان نمی دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سلب حق اقامه دعوی (اسم)
foreclosure

تخصصی

[حقوق] فروش عین مرهونه

به انگلیسی

• taking away of the right to redeem his property; hindering; shutting out; closing or settling beforehand

ارتباط محتوایی

معنی اصلیسلب حق اقامه دعویمعانی متفرقه( حقوق ـ بازرگانی ـ اقدامات قانونی برعلیه ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: the act, usu. by a legal proceeding, of foreclosing.جمله های نمونه1. According to this poem, his dread of foreclosure by his creditors is keeping him awake at night. ...مترادفسلب حق اقامه دعوی (اسم) foreclosureبررسی تخصصی[حقوق] فروش عین مرهونهانگلیسی به انگلیسیtaking away of the right to redeem his property; hindering; shutting out; closing or settling before ...
معنی foreclosure، مفهوم foreclosure، تعریف foreclosure، معرفی foreclosure، foreclosure چیست، foreclosure یعنی چی، foreclosure یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف f، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف f، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف f، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف f
کلمه بعدی: foreclosure decree
اشتباه تایپی: بخقثزمخسعقث
آوا: /فرکلسور/
عکس foreclosure : در گوگل
معنی foreclosure

پیشنهاد کاربران

ضبط هویت
توقیف اموال
اجرائیه سند رهنی ( یکی از اصطلاحات حقوقی و به معنی فروش زودهنگام اجباری یک دارایی است ) ویکیپدیا
Foreclosure = مضاعده هم می شود
ضبط هویت ( روانشناسی )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما