alternately


بطورمتناوب، یک درمیان
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. drought and deluge happened alternately
خشکسالی و سیل و توفان به تناوب روی می داد.

2. He felt alternately hot and cold with anxiety.
[ترجمه ترگمان]گاهی احساس گرما و سرما می کرد
[ترجمه گوگل]او با اضطراب به طور متناوب گرم و سرد احساس کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The baby alternately dozed and puddled.
[ترجمه ترگمان]بچه گاه چرت می زد و چرت می زد
[ترجمه گوگل]کودک به طور متناوب سوزانده و پودر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The film is alternately depressing and amusing.
[ترجمه ترگمان]این فیلم به طور متناوب ناراحت کننده و سرگرم کننده است
[ترجمه گوگل]فیلم به طور متناوب افسرده و سرگرم کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He could alternately bully and charm people.
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات او می توانست قلدر و charm را به یاد بیاورد
[ترجمه گوگل]او می تواند به طور متناوب قلدر و جذاب مردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This movie is by turn ( = alternately ) terrifying and very funny.
[ترجمه ترگمان]این فیلم به نوبه خود (= به طور متناوب)وحشتناک و بسیار مضحک است
[ترجمه گوگل]این فیلم به نوبه خود (= متناوب) وحشتناک و بسیار خنده دار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Her life splits in two as she alternately catches or misses the tube home.
[ترجمه ترگمان]زندگی او به دو شکل تقسیم می شود، در حالی که به طور متناوب به داخل لوله نگاه می کند و یا آن را از دست می دهد
[ترجمه گوگل]زندگی خود را در دو قسمت تقسیم می کند، به طوری که به طور متناوب خانه تان را می گیرد یا از دست می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. As a witness[Sentence dictionary], courtroom observers described him as alternately charming and evasive.
[ترجمه ترگمان]ناظران دادگاه به عنوان شاهد، او را جذاب و طفره آمیز توصیف می کنند
[ترجمه گوگل]ناظرین دادگاه به عنوان یک شاهد [Dictionary dictionary]، او را به عنوان جایگزین جذاب و اشتیاق توصیف کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Here, two camera positions are being used alternately to record a group of friends enjoying a drink in the sun.
[ترجمه ترگمان]در اینجا، دو موقعیت دوربین به طور متناوب برای ثبت گروهی از دوستان در حال لذت بردن از یک نوشیدنی در خورشید استفاده می شود
[ترجمه گوگل]در اینجا، دو موقعیت دوربین به طور متناوب به منظور ضبط یک گروه از دوستان لذت بردن از یک نوشیدنی در خورشید استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Alternately manic and twee, it has, instead, only the ugliness of wilfully arrested adolescence.
[ترجمه ترگمان]در عوض، به جای آن، به جای آن، فقط زشتی of که در سنین بلوغ به سر می برند
[ترجمه گوگل]در عوض، مانیک و تیتی، به جای آن، تنها زشتی نوجوانان به طور آگاهانه دستگیر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Alternately, the same participative emphasis may be irrelevant in an organization in which power is already widely shared.
[ترجمه ترگمان]Alternately، همان تاکید مشارکتی ممکن است در سازمانی که در آن قدرت به طور گسترده به اشتراک گذاشته شده بی ربط باشد
[ترجمه گوگل]در عوض، همان تاکید مشارکتی ممکن است در یک سازمان بی اهمیت باشد که در آن قدرت در حال حاضر به طور گسترده ای به اشتراک گذاشته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The whorls are arranged densely and alternately on the stem to form rosettes.
[ترجمه ترگمان]The به طور متراکم و به طور متناوب روی ساقه ها چیده می شوند تا rosettes را شکل دهند
[ترجمه گوگل]گرد و غبار به طور گسترده و متناوب بر روی ساقه مرتب شده اند تا به شکل گلدان ها بپزد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Place the sliced melons alternately on a large platter and fan out the wedges.
[ترجمه ترگمان]در یک ظرف بزرگ، خربزه sliced را روی یک بشقاب بزرگ قرار داده و the را از آن جدا کند
[ترجمه گوگل]خربزه های قطعه ای را به طور متناوب بر روی یک پالت بزرگ قرار دهید و از گوه ها خارج شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He held the sleeping baby and was alternately happy and tortured with fear that something might happen to her.
[ترجمه ترگمان]کودک خفته را در آغوش داشت و از ترس اینکه مبادا اتفاقی برای او بیفتد، احساس شادی و عذاب می کرد
[ترجمه گوگل]او بچه ی خواب را نگه داشت و به تدریج شاد و شکنجه می شد که ممکن است چیزی برای او اتفاق بیفتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Alternately, a piece of light green paper might be glued over the hardboard.
[ترجمه ترگمان]ممکن است یک تکه کاغذ سبز روشن به the چسبانده شود
[ترجمه گوگل]به همین ترتیب، یک قطعه کاغذ سبز روشن ممکن است بر روی تخته چوب چسب شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[نساجی] متناوبا - پیاپی
[ریاضیات] متناوبا، به تناوب، به عبارت دیگر، یک در میان

به انگلیسی

• interchangeably, in rotation, with one and then the other

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهبطورمتناوب، یک درمیانجمله های نمونه1. drought and deluge happened alternately خشکسالی و سیل و توفان به تناوب روی می داد. 2. He felt ...بررسی تخصصی[نساجی] متناوبا - پیاپی [ریاضیات] متناوبا، به تناوب، به عبارت دیگر، یک در میانانگلیسی به انگلیسیinterchangeably, in rotation, with one and then the other
معنی alternately، مفهوم alternately، تعریف alternately، معرفی alternately، alternately چیست، alternately یعنی چی، alternately یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف a، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف a، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف a
کلمه بعدی: alternateness
اشتباه تایپی: شمفثقدشفثمغ
آوا: /الترنتلی/
عکس alternately : در گوگل
معنی alternately

پیشنهاد کاربران

به طور جایگزین
درعوض
به عنوان راه دیگر ، راه دیگر، به عنوان گزینه دیگر، گزینه دیگر، به عنوان امکانی دیگر، امکانی دیگر

توضیح: برای ملاحظه مستند پیشنهاد فوق می توان به آدرس ذیل مراجعه کرد:

https://en. oxforddictionaries. com/definition/alternately
از طرف دیگر
یکی پس از دیگری. . .
به طور متناوب
یکی یکی
یکسره
به نوبت
یکی پس از دیگری

مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما