پیشنهادهای حسین کتابدار (٣١,٩٦٠)
🔸 معادل فارسی: • پریودنتیت / بیماری پیشرفته لثه • التهاب و عفونت بافتهای نگهدارنده دندان ( رباطها و استخوان اطراف دندان ) • شکل شدید و پیشرفته بیما ...
🔸 معادل فارسی: • میل جنسی / شهوت • ( در روانشناسی ) انرژی یا انگیزه ی روانی و جنسی • ( در کاربرد عمومی ) علاقه یا اشتیاق به فعالیت های لذت بخش 🔸 مع ...
🔸 نکته: تفاوت این صفت با Unresolved، Unstable، و Uneasy: Unresolved ( حل نشده ) به مسائل یا مشکلاتی اشاره دارد که هنوز راه حلی برای آنها پیدا نشده ا ...
🔸 مثال ها: He was arrested for driving while impaired by alcohol. او به دلیل رانندگی تحت تأثیر الکل دستگیر شد. The medication left her with impair ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Under time pressure و Against time: Under time pressure ( تحت فشار زمان ) به شرایطی اشاره دارد که در آن زمان محدود است، ا ...
🔸 معادل فارسی: • در برابر زمان / با زمان مسابقه دادن • با سرعت زیاد و فشرده برای تکمیل یک کار پیش از ضرب الاجل • به صورت فشرده و اضطراری 🔸 مثال ها: ...
🔸 معادل فارسی: • پرخوری افراطی / افزایش غیرعادی اشتها • احساس گرسنگی شدید و مداوم که با مصرف غذا کنترل نمی شود • ( در پزشکی ) افزایش قابل توجه در در ...
🔸 معادل فارسی: • پرخوری مرضی / گرسنگی افراطی • احساس سیری ناپذیر و مداوم به گرسنگی • ( در پزشکی ) نشانه ای که در آن فرد به طور غیرعادی و بیش از حد غ ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Trait، Feature، و Signature: Trait ( خصلت ) به ویژگی های شخصیتی یا رفتاری افراد اشاره دارد. Feature ( ویژگی ) عمومی ترین ...
🔸 معادل فارسی ( در زبان محاوره و عامیانه ) : • کلاه گذاشتن / سر کسی کلاه گذاشتن • دست انداختن ( به شوخی یا فریب ) • گول زدن / فریب دادن / دروغ گفتن ...
🔸 مثال ها ( در بافت رفتار اعتیادی ) : Over time, the user experienced a significant inflation in their daily dosage. به مرور زمان، مصرف کننده افزای ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Fade away، Calm down، و Subside: Fade away ( محو شدن ) به تدریج از بین رفتن از نظر دید یا حضور اشاره دارد ( مانند خاطرات ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Blame someone و Vent on: Blame someone ( کسی را مقصر دانستن ) به معنای نسبت دادن تقصیر به فردی است، اما لزوماً شامل خالی ...
🔸 معادل فارسی: • تخلیه کردن / پیاده کردن ( خشم، ناامیدی، یا استرس ) روی کسی • به گردن کسی انداختن / کسی را آماج خشم خود قرار دادن • خشمی را که ریشه ...
🔸 معادل فارسی: • از یاد بردن / جبران کردن ( یک خجالت، رسوایی، یا اشتباه ) • کاری کردن که خاطره ی بد یک اتفاق، از ذهن دیگران پاک شود • بازسازی اعتبا ...
🔸 نکته: تفاوت این مفهوم با Multimedia art و Interdisciplinary art: Multimedia art ( هنر چندرسانه ای ) به آثاری گفته می شود که از چند رسانه ( صوت، تص ...
🔸 معادل فارسی: • هنر تلفیقی / هنر ترکیبی • رویکردی میان رشته ای در هنر که مرزهای بین رسانه ها، فناوری ها، و حوزه های دانش را در هم می آمیزد • اثری ه ...
🔸 معادل فارسی: • جهانی - بومی سازی / محلی - جهانی سازی • هم زمانیِ روندهای جهانی سازی و بومی سازی • استراتژیِ تطبیق محصولات و خدمات جهانی با فرهنگ ه ...
🔸 مثال ها: Having a car in the city is a mixed blessing; it offers freedom but also comes with traffic and parking issues. داشتن ماشین در شهر یک خ ...
🔸 نکته: تفاوت این استعاره با مفاهیم مشابه: Mixed blessing ( چیزی که هم مزایا و هم معایب قابل توجهی دارد ) به موقعیتی اشاره دارد که در کنار مزایا، مش ...
🔸 معادل فارسی ( بر اساس کاربری ) : • بی غیرت / بی حمیت / بی عار • سست و ضعیف / بی اراده / ترسو • خودنما و مغرورِ بی شایستگی 🔸 معنی دقیق: پفیوز یک د ...
🔸 نکته: تفاوت این صفت با Fertile، Prolific، و Fruitful: Fertile ( بارور/حاصلخیز ) به خاک، زمین، یا فردی گفته می شود که توانایی تولید دارد و رایج تری ...
🔸 معادل فارسی: • بارور / پربار • ( در زیست شناسی ) دارای توانایی تولیدمثل بالا • ( در کاربرد مجازی ) خلاق، پرمایه، یا پر از ایده 🔸 مثال ها: The fe ...
🔸 معادل فارسی: • ظریف و دقیق / نیازمند دقت بالا • پیچیده و پر دردسر ( به دلیل جزئیات ریز ) • دست وپاگیر / دشوار برای انجام یا استفاده 🔸 مثال ها: ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Result، Conclusion، و Discovery: Result ( نتیجه ) به آنچه از یک فرایند، آزمایش، یا محاسبه به دست می آید، گفته می شود و عمو ...
🔸 معادل فارسی: • یافته / نتیجه ی تحقیق • کشف / اطلاعات به دست آمده از یک پژوهش یا بررسی • ( در حقوق ) رأی یا تصمیم دادگاه پس از رسیدگی 🔸 مثال ها: ...
🔸 مثال ها: We sat by the fireplace and told stories all night. کنار شومینه نشستیم و تمام شب داستان تعریف کردیم. The living room has a beautiful ...
پایرومِینیَک ( با تأکید بر هجای چهارم ) 🔸 معادل فارسی: • پایرومانیاک / کسی که به آتش سوزی وسواس دارد • فرد مبتلا به اختلال روانی پایرومانیا ( Pyrom ...
🔸 معادل فارسی: • کسی که عمداً آتش می زند / آتش افروز • ( معادل حقوقی ) آتش انداز، فردی که مرتکب جرم آتش سوزی عمدی می شود • ( در معنای روانشناختی ) پ ...
🔸 نکته: تفاوت این اصطلاح با Crime، Cheating، و Misconduct: Crime ( جرم ) یک مفهوم کلی تر و حقوقی برای هر گونه عمل غیرقانونی است. Cheating ( تقلب ) ...
🔸 نکته: تفاوت این فعل با Deny، Contradict، و Refute: Deny ( انکار کردن ) عمومی ترین و رایج ترین واژه است و به رد کردن یک ادعا یا اتهام اشاره دارد. ...
🔸 معادل فارسی: • انکار کردن / رد کردن ( یک ادعا یا حقیقت ) • مخالفت کردن با چیزی / سخن کسی را نفی کردن • ( در متون رسمی ) تکذیب کردن 🔸 مثال ها: Th ...
🔸 معادل فارسی: • با کسی راه افتادن / با کسی طرح دوستی ریختن • به جمع یا گروهی وارد شدن ( اغلب برای بهره برداری ) • با کسی رابطه ی نزدیک و معمولاً س ...
🔸 مثال ها: The glint of the sun on the water was mesmerizing. درخشش خورشید بر روی آب، مسحورکننده بود. A mischievous glint appeared in his eyes. ی ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Dictionary و Thesaurus: Dictionary ( فرهنگ لغت ) مجموعه ای جامع از واژگان یک زبان به همراه معانی، تلفظ، و مثال های گسترده ...
🔸 معادل فارسی: • واژه نامه / فرهنگ لغت تخصصی • فهرستی از اصطلاحات دشوار یا تخصصی به همراه تعاریف آنها ( اغلب در انتهای کتاب ) • مجموعه ای از واژگان ...
🔸 مثال ها: Goddamn it! I missed the bus again. لعنت! باز هم اتوبوس را از دست دادم. That goddamn car won't start again. این ماشین لعنتی دوباره روش ...
🔸 معادل فارسی: • فرزندخوانده ی معنوی / فرزندِ تعمیدی • کودک یا فردی که در آیین غسل تعمید ( و معمولاً در مسیحیت ) توسط پدرخوانده یا مادرخوانده اش پذی ...
🔸 معادل فارسی ( در بافت مورد نظر ) : • بازه ی زمانی / فرصت معین • دوره ی مشخص برای انجام یک کار • محدوده ی زمانی تعیین شده ( اغلب با تاریخ شروع و پا ...
🔸 معادل فارسی: • بدون چیزی بودن / چیزی را نداشتن • چشم پوشی کردن / از چیزی صرف نظر کردن • تحمل کردن فقدان یک چیز ( به ویژه نیازهای اساسی ) 🔸 مثال ...
🔸 معادل فارسی: • به زیر آب رفتن / غرق شدن • ( در کاربرد مجازی ) ورشکست شدن / از بین رفتن • ( در پزشکی ) بیهوش شدن یا به خواب رفتن ( تحت بیهوشی ) 🔸 ...
🔸 نکته: تفاوت این اصطلاح با Actual bodily harm ( ABH ) و Assault: Actual bodily harm ( ABH ) ( صدمه ی بدنی واقعی ) به آسیبی گفته می شود که کمتر از g ...
🔸 معادل فارسی: • صدمه ی بدنی شدید / جراحت سنگین • آسیب جسمانی جدی که می تواند تهدید کننده ی زندگی یا سلامت دائمی باشد • ( در حقوق کیفری ) ضرب و جرح ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Brain و Intellect: Brain ( مغز ) واژه ای عمومی و علمی برای این عضو است و هم به ساختار فیزیکی و هم به کارکرد آن اشاره دارد. ...
🔸 معادل فارسی: • ماده ی خاکستری ( در مغز ) • ( در کاربرد مجازی ) هوش / توانایی ذهنی / مغز • بافت عصبی که شامل سلول های عصبی ( نورون ها ) است 🔸 مثا ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Come to terms with، Grapple with، و Tackle: Come to terms with ( کنار آمدن با ) معمولاً به پذیرش یک واقعیت دشوار یا غم ان ...
🔸 مثال ها: These tires are designed to grip the road even in heavy rain. این لاستیک ها به گونه ای طراحی شده اند که حتی در باران شدید، چسبندگی خوبی ...
🔸 معادل فارسی: • حرف های بی ارزش / لاطائلات • پرگویی یا حرف های توخالی • در برخی کاربردها: گستاخی، پررویی یا حرف های توهین آمیز 🔸 مثال ها: Don't gi ...
🔸 نکته: تفاوت این اصطلاح با Mislead، Keep in suspense، و Be unpredictable: Mislead ( گمراه کردن ) به فریب دادن عمدی کسی برای رسیدن به یک هدف گفته می ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Spot، Venue، و Gathering place: Spot ( نقطه یا مکان ) به هر مکان خاصی گفته می شود، اما لزوماً به اجتماع افراد اشاره ندارد. ...