پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٧,٩٥٥)

بازدید
٢٢,٦٧١
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کار غیرقانونی یا فریبکارانه: کسب وکاری که پول کلان به دست می آورد اما اغلب غیرقانونی یا غیراخلاقی است. مثال؛ The police are investigating a gambling ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در اصطلاح محاوره ای، این کلمه به معنای حرف های بی ارزش، نادرست یا بی معنی به کار می رود. مثال؛ I don't believe this tripe. من به این حرف های بی ارز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

set - to اسم مشاجره، دعوای شدید، درگیری فیزیکی یا رقابت تنگاتنگ است. این کلمه معمولاً برای توصیف موقعیتی استفاده می شود که دو نفر یا دو گروه با هم و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

اصطلاحی است که ریشه در بافتن پارچه دارد و به معنای تار و پود چیزی است. این عبارت به صورت استعاری برای توصیف اساس و بنیان، ساختار اصلی یا جزئیات دره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال؛ She spent the afternoon filing documents. او بعدازظهر را صرف بایگانی اسناد کرد. The lawyer is busy filing a lawsuit. وکیل مشغول ثبت شکایت ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

My commiserations on your team's loss. همدردی مرا به خاطر شکست تیمتان بپذیرید. Please accept my commiserations on the death of your father. مرگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مثال؛ The actor enjoys the adulation of his fans. آن بازیگر از ستایش افراطی هوادارانش لذت می برد. He warned the leader not to believe his own adul ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

از روی کینه، از روی بدخواهی یا به قصد اذیت کردن. این عبارت زمانی استفاده می شود که کسی کاری را انجام می دهد فقط برای اینکه ناراحتی یا ضرری به دیگری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فساد، بی اعتباری یا غیرقانونی بودن. این کاربرد معمولاً برای توصیف افراد، سیستم ها یا نهادهایی به کار می رود که اصول اخلاقی یا قانونی را رعایت نمی کن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوبیده شدن، تحقیر شدن یا گلایه شدید از کسی شنیدن مثال؛ He really got a clatter off his boss for being late. او واقعاً به خاطر تأخیر از طرف رئیسش کوب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

جر و بحث کردن، دعوا کردن یا برخورد تند داشتن با کسی مثال؛ I heard John and his neighbor having a bit of a go over the fence this morning. شنیدم ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

تلاش کردن، آزمودن یا انجام دادن کاری. این عبارت اغلب زمانی استفاده می شود که کسی می خواهد کاری را انجام دهد، حتی اگر مطمئن نباشد که موفق می شود یا ن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

تلاش کردن، آزمودن یا انجام دادن کاری. این عبارت اغلب زمانی استفاده می شود که کسی می خواهد کاری را انجام دهد، حتی اگر مطمئن نباشد که موفق می شود یا ن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این عبارت یک اصطلاح عامیانه بریتانیایی قدیمی است. Bob واحدی از پول قدیمی انگلستان بود ( معادل ۱۲ پنس قدیمی یا یک شلینگ ) . Two - bob معمولاً به معنای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ضربه، طوفان، دمیدن، یا در زبان عامیانه به معنای شکست و ناامیدی ( مانند "it blows" ) . مثال ها: ۱. It really blows that we have to work on the week ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرستار شیرده ( زنی که برای شیر دادن به نوزاد دیگری استخدام می شود ) . در معنای مجازی می تواند به کسی یا چیزی گفته شود که از ابتدا تا انتها مراقبت و ...

پیشنهاد
٢

هوشیار بودن، توجه کامل داشتن، متمرکز ماندن روی هدف یا کار اصلی ( معادل فارسی: حواست به کارت باشد، سرت به کار خودت باشد، هدف را گم نکن ) . مثال ها: ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ایده آل گرا، رمانتیک شدید یا داشتن توهمات شیرین و غیرواقعی ( معادل فارسی: عاشق و معشوق، چشم براه، خیال باف ) . مثال ها: ۱. She got married with s ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال ها: ۱. The medical team worked round the clock to save the victims of the earthquake. تیم پزشکی برای نجات قربانیان زلزله به صورت شبانه روزی ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال ها: ۱. You can trust him; his business is completely on the level. می توانی به او اعتماد کنی؛ کارش کاملاً راست و درست ( قانونی ) است. ۲. I ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این عبارت ( که معمولاً به صورت "count one's blessings" یا "thank God for small mercies" استفاده می شود ) به معنای نعمت های کوچک، جای شکرش باقیه یا خو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در زبان عامیانه بریتانیایی به عنوان یک فعل یا اسم برای بیان خشم، تعجب یا توصیف وضعیت های دشوار به کار می رود و معانی مجازی و کنایی زیر را دارد: ۱. ن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این عبارت از کلمه "sous" گرفته شده که در زبان فرانسه به معنای "سنت" یا "پول" ( به ویژه پول کوچک ) است و در انگلیسی به صورت محاوره ای برای بیان اینکه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

محدوده، حومه، اطراف ( معمولاً محدوده یک ساختمان مذهبی، دانشگاه یا اداره ) . همچنین در ایالات متحده به معنای بخش رای دهی یا کلانتری نیز استفاده می ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

فرسوده و خسته، برخورد کردن با خودرو، انتقاد کردن یا تعطیل شدن. مثال ها: ۱. He felt completely run down after working double shifts for a week. ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اغلب نمادی از تجمل، آرامش، پیری باوقار یا لذت های زندگی مثال ها: ۱. After a lifetime of hard work, he spent his old age in port wine peace. پس از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عبارت یک اصطلاح عامیانه و طنزآمیز است که به معنای کلاه گذاشتن سر کسی، فریب دادن یا باختن کسی در یک معامله است ( کلاه گذاشتن، پیچاندن ) . مثال ها: ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه tinted می تواند معانی مجازی و استعاری داشته باشد. در این حالت، معمولاً به معنای تأثیر گرفته، آلوده شده یا سایه افکنده است و نشان می دهد که یک اح ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

این جمله یک ضرب المثل معروف انگلیسی است این عبارت معمولاً زمانی استفاده می شود که بخواهند بگویند منشأ یا روش به دست آوردن پول مهم نیست، بلکه خودِ پو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. The store sells **sundry** items such as batteries, snacks, and postcards. این فروشگاه اقلام **متفرقه ای** مانند باتری، تنقلات و کارت پستال می فر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

✅ ۱. شروع رابطه ای عاطفی یا عاشقانه با کسی ( به ویژه با شخصی که قبلاً رابطه ای نداشته اید ) این معنی بیشتر در مورد روابط عاشقانه یا عاطفی است و معمو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فیش پرداخت کارتی فیش تأیید پرداخت در بانک یا ATM: The machine printed a cardslip showing the amount withdrawn. دستگاه یک فیش تأیید پرداخت چاپ کرد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 خود را کم ارزش تلقی کردن به اندازه واقعی خود ارزش ندادن فرصت های خود را از دست دادن به دلیل کم ارزش دانی به دلیل بی اعتمادی، از امتیازات خود اس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

1. توصیف چیزهای بدنی یا ظاهری نامتعارف و ترسناک: The creature had a grotesque face with twisted features. موجودی با چهره ای عجیب و غریب و ویژگی ها ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

* جمع آوری پول نقد در پایان کار ( مثلاً پایان شیفت کاری ) . * بستن حساب پول نقد و گزارش میزان پول در صندوق. *گاهی به معنای "پول نقد را به بانک یا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عبارت "on a promise" به تنهایی معمولاً در انگلیسی رایج نیست. معمولاً با "on the promise of. . . " استفاده می شود، که به معنای "به امید" یا "به قولی ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

چیزی که به عنوان یک فعالیت یا رابطه جانبی وجود دارد به خصوص وقتی که این چیز در کنار یک چیز اصلی ( مثل شغل، رابطه، یا برنامه اصلی ) انجام می شود. ✅ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فضایی که برای استفاده مشترک تمام اعضای یک خانواده، دانشجو، ساکن یا گروه طراحی شده است. این اتاق معمولاً برای گفتگو، استراحت، تماشای تلویزیون، مطالعه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به دنبال تحسین از دیگران با رفتارهای مصنوعی یا ناخواسته بودن این عبارت معمولاً نقدآمیز است و نشان دهنده نیاز شدید به تأیید اجتماعی. 🔹 مثال: "She ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پذیرش نتایج اقدامات یا انتخاب های خود. این عبارت معمولاً در جملاتی استفاده می شود که به افراد یادآوری می کند که باید از انتخاب هایشان مسئولیت داشته ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

روز نفرین یا روز شوخی های ۱ آوریل است و یکی از قدیمی ترین و پراستقبال ترین روزهای شوخی در سال است که در بسیاری از کشورهای غربی و جهانی — به ویژه در ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

**Extrasensory Perception ( ESP ) **، یا **درک غیرحسی**، به توانایی انسان برای دریافت اطلاعات بدون استفاده از حواس پنجگانه ( بینایی، شنوایی، لامسه، ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تحمل کردن، تحمل کردن یک چیز ناخوشایند، یا پذیرش یک وضعیت نامطلوب. این کلمه معمولاً در جملاتی استفاده می شود که نشان دهنده صبر یا عدم تردید در مواجه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

دنبال کردن یک هدف یا ایده با اصرار و پشتکار فراوان. این عبارت به طور معمول به معنای دنبال کردن یک چیز با اصرار، سخت کوشی و عدم تسلیم می باشد و ممکن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پرداخت کردن هزینه یک نوشیدنی برای کسی. به عبارت دیگر، فردی که می خواهد یک نوشیدنی را برای دیگری بپردازد، این عبارت را می گوید. مثال: He stood me ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

تَحْدِیر به معنای سرعت گرفتن یا سرعت در انجام کار به شتاب قرائت کردن ( قطر المحیط ) : انجام قرائت به سرعت. به شتاب راه رفتن ( قطر المحیط ) : رفت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

🔹 ۱. Sharp در فیلد زمان ( Time ) — به معنای دقیق، فوری، یا در لحظه در زمینه زمان، "sharp" معمولاً به معنای دقیق، فوری، یا در لحظه خاص استفاده می شو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

گاهی اوقات، کلمه "pedestrian" در زبان انگلیسی به معنای "ساده"، "بی روح"، "غیر جذاب" یا "بدون عمق" ( مثلاً در مورد یک داستان، طراحی یا ادبیات ) استفاد ...

پیشنهاد
٣

استفاده از قدرت، نفوذ یا موقعیت خود برای فشار آوردن یا کنترل دیگران است، به ویژه وقتی که این کار به صورت بی ادب یا خودخواهانه انجام می شود. مثال ها: ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

🔸 معادل فارسی: • ناز کردن با چشم • عشوه آمدن • چشمک مانند پلک زدن برای جلب توجه 🔸 مثال ها: She knew how to get what she wanted – she just bat her ...