پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٧,٩٥٥)

بازدید
٢٢,٦٧٢
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

در متون مذهبی یا متون مقدس ( مانند انجیل ) ، کلمه leaf گاهی به استعاره به معنای صفحه یا برگه از یک کتاب مقدس استفاده می شود. بنابراین عبارت new leaf ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال ها: ۱. Barring any delays, we will arrive on time. مگر اینکه تاخیری پیش بیاید، ما سر وقت خواهیم رسید. ۲. The park is open every day, barrin ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به پایان رساندن، تمام کردن، همراهی کردن تا خروج ( کسی را تا بیرون بردن ) ، یا ماندن تا پایان زمانی مشخص ( مانند قرارداد ) . مثال ها: ۱. He decide ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان عامیانه به معنای نوشیدنی الکلی ( معمولاً مشروب ) نیز استفاده می شود. مثال : They went to the bar for a quick stiffener before dinner. آن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

حرکت کردن، رفتن، یا رانندگی کردن با سرعت و شوق به سمت مکانی مثال ها: ۱. Let's tonk on down to the beach before the sun sets. بیایید قبل از غروب آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مورد علاقه، تخصص کسی، مناسب برای کسی، در حیطه توانایی های کسی مثال ها: ۱. This job is right up one's street because she loves working with comput ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به عنوان اسم، bash به معنای ضربه شدید، مهمانی و شادی، یا حمله شدید است. مثال ها: ۱. He gave the drum a mighty bash. او به طبل یک ضربه محکم زد. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تعیین کردن زمان برای، مشخص کردن زمان ( معمولاً برای شروع یا پایان کاری ) . مثال ها: ۱. We need to put a time to the meeting so everyone knows whe ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیر رهبری، زیر مدیریت، زیر نظر ( این اصطلاح اشاره به چوبچه رهبر ارکستر دارد و استعاره ای برای رهبری یا مدیریت یک گروه است ) . مثال ها: ۱. The orc ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال ها: ۱. She was appointed as the Under Secretary General for Political Affairs. او به عنوان معاون دبیرکل در امور سیاسی منصوب شد. ۲. The Unde ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کار کثیف، قتل، ترور ( اصطلاحی که اغلب توسط مأموران اطلاعاتی یا جاسوسان برای عملیات مرگبار استفاده می شود ) . مثال ها: ۱. The agency denied any invo ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نگران نباش، عصبانی نشو، خودت را اذیت نکن مثال ها: ۱. I wouldn't fret about the small details; the overall plan is perfect. در مورد جزئیات کوچک نگرا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

انتظار داشتن، پیش بینی کردن، حساب کردن بر روی چیزی ( معمولاً در عبارت منفی به معنای چیزی فراتر از انتظار یا غافلگیر شدن استفاده می شود ) . مثال ها: ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال ها: ۱. The boxer was knocked out cold in the third round of the fight. بوکسور در راند سوم مبارزه کاملاً بیهوش شد. ۲. He was so exhausted th ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال ها: ۱. In hindsight, buying that expensive car was a mistake. اکنون که به گذشته نگاه می کنیم ( با نگاه به گذشته ) ، خرید آن ماشین گران قیمت ی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به جهنم، گندت بزنه یا حتی به صورت شوخی آمیز به معنای ای وای یا دردسر مثال ها: ۱. When he found out he had missed the flight, he shouted, "Oh, bugger ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کافی بودن مناسب بودن کشتن یا نابود کردن ( در زبان عامیانه ) یا مراقبت کردن از کسی مثال ها: ۱. This old coat will do for the winter weather; I ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

در حال ساکن شدن، در حال آرام گرفتن، در حال فرو نشستن ( مثل گرد و غبار یا مایع ) ، یا در حال حل شدن ( مشکل ) . مثال ها: ۱. The dust is settling afte ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیمکت های چوبی قدیمی در کلیساها یا خانه های روستایی مثال؛ The old church had wooden settles along the walls for the parishioners to sit on. کلیسای ق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

چکمه های گو - گو ( نوعی چکمه زنانه با پاشنه بلند و ساق کوتاه تا بالای زانو که مخصوص رقص گو - گو در دهه ۱۹۶۰ محبوب شد ) . مثال ها: ۱. She wore a w ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال ها: ۱. The band played loud go - go music that made everyone want to dance. گروه موسیقی، آهنگ های پرانرژی و پرشوری پخش کرد که همه را ترغیب به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

۱. **حاضر شدن یا رسیدن:** به معنای رفتن به مکانی خاص یا در یک قرار ملاقات حاضر شدن. - You need to front up to the meeting on time. - تو باید سر و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خبر دادن، اعلام کردن یا پخش کردن یک خبر این عبارت زمانی استفاده می شود که شخصی می خواهد اطلاعات یا پیامی را به صورت گسترده به گوش افراد یا گروه خاص ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کارآموز، تازه کار یا کسی که تحت آزمایش است. این کلمه به فردی اشاره دارد که در دوره ای از آزمایش، آموزش یا نظارت خاص قرار دارد تا صلاحیت خود را ثابت ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. باردار کردن ( اصطلاحی و کمی بی ادبانه ) : رایج ترین معانی در زبان محاوره ای امروزی، به معنای باردار کردن کسی است. He got her knocked up and now ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

۱. داشتن کرایه ( حمل ونقل ) : اشاره به اینکه پولِ بلیط یا هزینه سفر ( تاکسی، اتوبوس، کشتی و. . . ) را در اختیار دارد. The passengers did not have ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نظارت یا کنترل از نزدیک ( Micromanagement ) : در محیط کار یا مدیریت، گاهی به وضعیتی اشاره دارد که مدیر یا سرپرست مدام بر کار کارمند نظارت دارد و دقیق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

1. داشتن برنامه یا قرار ملاقات: اشاره به اینکه کسی در زمانی خاص مشغولیتی دارد. I have on a doctor's appointment tomorrow morning. من فردا صبح یک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

**موفق شدن در انجام کاری** یا **با موفقیت پیش بردن** این عبارت معمولاً زمانی استفاده می شود که فردی تلاش می کند یک پروژه، شغل، رابطه یا کسب وکار را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح قدیمی در زبان انگلیسی است که به معنای آدم ناخوانده یا کسی که همیشه برمی گردد است. این عبارت از ضرب المثل A bad penny always turns up گرفت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دعوای شدید، مشاجره طولانی یا جنگ و جدال است. این عبارت معمولاً برای توصیف موقعیت هایی استفاده می شود که دو نفر یا دو گروه با شدت و هیجان زیادی با هم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دعوا و پرخاشگری: یک اصطلاح غیررسمی برای اشاره به دعوای شدید، کلامی یا فیزیکی بین دو نفر. مثال؛ The neighbors had a huge ding - dong over the parkin ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاربرد به عنوان اسم ( Noun ) : ۱. مالک زمین در انگلستان: در گذشته به مردی ثروتمند و اشرافی گفته می شد که صاحب زمین در یک روستا بود و نقش رهبری محلی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خجالت زده کردن یا ناموفق عمل کردن این عبارت زمانی استفاده می شود که فردی با عملکرد بد خود باعث می شود گروه، تیم، خانواده یا کشورش در دید دیگران بد ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عبارت **put in the family way** یک اصطلاح قدیمی و غیررسمی در زبان انگلیسی است که به معنای **باردار شدن** است. این اصطلاح معمولاً برای اشاره به وضعی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

**Run true to form** یک اصطلاح در زبان انگلیسی است که به معنای طبق انتظار عمل کردن یا طبق عادت و سابقه رفتار کردن است. این عبارت زمانی به کار می رود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عبارت **Terra Incognita** ( تلفظ: تِرا اینکُگنیِتا ) یک اصطلاح لاتین است که به معنای **سرزمین ناشناخته** یا **زمین مجهول** است. این عبارت در گذشته ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱. **بریدن یا قیچی کردن:** جدا کردن بخشی از چیزی با استفاده از قیچی یا ابزاری برنده ( مانند بریدن انتهای کاغذ یا ناخن ) . - "She **clipped** the ar ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

۱. خاموش شدن یا ضعیف شدن تدریجی: اشاره به آتش، انفجار یا انرژی که آرام آرام از بین می رود. "The fireworks fizzled out before they reached the sky. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

**کاربرد به عنوان فعل ( Verb ) :** ۱. **بازی کردن و شاد بودن:** انجام دادن کارهایی با شور و اشتیاق و بازیگوشی. - "The children **frolicked** in th ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کد ژنتیکی دفاعی ( Defense Gene ) : در زیست شناسی، ممکن است به ژن هایی اشاره داشته باشد که وظیفه دفاع از ارگانیسم را بر عهده دارند. "Scientists map ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. **دقت و سخت گیری دقیق:** حالت یا کیفیتِ دقیق بودن، سخت گیر بودن و اصولی عمل کردن. این معانی اغلب در مورد روش های علمی، تحقیقاتی یا اجرای قانون است ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این عبارت ( Live in sin ) یک اصطلاح قدیمی و ایدئوماتیک در زبان انگلیسی است که به معنای **زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی** است. این اصطلاح معمولاً زما ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

زیادی، فزونی یا میزانی فراتر از حد معمول و مجاز. این واژه هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت به کار می رود. **کاربرد به عنوان اسم:** ۱. **مقدار ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلیتم نسترا ( Clytemnestra ) در اسطوره های یونان باستان، همسر آگاممنون و ملکه میسنا بود. او یکی از شخصیت های پیچیده و پرحاشیه در تراژدی های یونانی به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

معجزات، آیات و کرامات یا رویدادهای خارق العاده. این اصطلاح اغلب در متون مذهبی برای توصیف کارهای فوق العاده ای که قدرت خدا یا یک نیروی برتر را نشان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گورستان، قبرستان یا محل دفن اجساد است. این کلمه همچنین می تواند به معنای محل نگهداری وسایل نقلیه فرسوده و اسقاطی ( مانند هواپیماها یا کشتی های قدیم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پایانه، ایستگاه آخر یا نقطه پایان است. این کلمه اغلب برای ایستگاه پایانی قطار یا اتوبوس، و همچنین به صورت مجازی برای نقطه پایانی یک سفر یا رویداد ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک اصطلاح محاوره ای بریتانیایی است که به معنای شرکت کردن در شرط بندی فوتبال است. این اشاره به شرکت هایی مانند "Footbal Pools" دارد که در آن افراد ن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نگهبانی دادن، مراقبت از امور یا مدیریت موقت است. این عبارت می تواند به معنای واقعی یعنی نگهبانی از یک مغازه، یا به معنای کنایی یعنی مسئولیت رسیدگی ...